مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بال – ون baal van پارچه ای که هنگام درو به دست پیچند
بالا – هشتل baalaa heshtel از توابع دهستان دشت سر بخش مرکزی آمل
پوس په poose pe سطح زیر پوست درست به موازات پوست اما در بخش زیرین آن
اشماره eshmaare مویه کردن با صدای بلند
سرم بندی saram bandi کاری که سرسری انجام گرفته باشد
دنه دوستن done davesten دانه بستن
سر ser ۱سیر – مخالف گرسنه ۲سیر – واحد وزنی معادل ۷۵ گرم
لنگی لنگی langi langi لنگ لنگان
رونه roonne ۱هرزه – ولگرد ۲وسیله ای که از کار افتاده باشد
کل مچک kale mechek انگشت کوچک دست انسان
ادهوش adhoosh مدهوش
پایه paaye پایه چوب عمودی پرچین
پلنگ آباد palang aabaad از روستاهای نشتارود بخش شرقی تنکابن
هستا hestaa ۱بلند شو برخاست ۲ایستاده
پرک پتی perk peti پرش و جهش ماهی در هنگام جان کندن در خشکی
خرپه Khar pe ۱شنبله ۲علف قناری
دلنده گوش delande goosh موجودی خیالی که دارای قامتی بسیار بلند و گوش های پهنی استکه ...
کل دو kaldoo ۱تاج ۲زمان جفت گیری بز وحشی ۳زود،تند
خربزه پزا Kharbeze pezaa ۱نشای خربزه ۲بوته ی خربزه
تیکا tikaa پرنده ای صحرایی و به رنگ سیاه یا خاکستری که انواع مختلف داردسیاه ...
جر بکندیین jar bakendiyen حفر خندق
پرتقال وشکو porteghaal voshkoo شکوفه ی مرکبات در فصل بهار
رف سر raf sar نام مرتعی درحومه ی منطقه ی شیرگاه
کل kal ۱کچل ۲چوبی که در دو طرف پرچین تکیه دهند و از آن عبور کنند ...
شا گرد shaa gerd شاگرد – در مقابل استاد
پورد سر porde sar ۱سرپل ۲نام محلی در تنکابن
اکش o kash برآمدگی و تورم سمت چپ شکم حیوانات که در اثر خوردن آب پدید ...
کوک پر بیئن kook per bien
شاه نپار shaah nepaar مرتعی در کدیر نوشهر
مرسه marese از توابع چهاردانگه ی هزارجریبی ساری
خریدخار Kharid Khaar کسی که تولیدات کشاورزی نداشته و همه چیز را خریداری می کند ...
چکه زن chakke zan ۱هلهله کننده – کف زننده ۲شادی کنان
لله lale ۱استخوان ساق پا و دست ۲نی – ساقه ی نی
لشگرک lash garak روستایی در تنکابن
چیلکا chilekaa ۱خرده هیزم ۲سرشاخه های خشک
استیرد – کلا estirde kelaa روستایی از دهستان بیشه بابل
کهلوسی kahloo si از توابع بندپی واقع در منطقه ی بابل
کمل به سر kamel be sar نام قلعه ای دردیوا در بندپی شرقی واقع در منطقه ی بابل
پپه pappe مواظب باش – مواظبت کن
پیته خرس pite Khers ۱خرس بزرگ و درشت اندام
کاردگر کلا kardgar kalaa از توابع ناتل کنار شهرستان نور
بلس bales ۱امر به لیسیدن – بلیس – زبان بزن ۲مصدر آن در پهلوی لیستین ...
سک خر sak Khor به مصرف نادرست رسیدن چیزی
چلیک و چه chelik vache ۱نوزاد ۲نام قطعه چوبی کوتاه در بازی الک دولک
زنگیان zangeyaan روستایی در شمال گرگان که بیشتر به زنگی مله مشهور است
خاشکه سرما Khaashke sermaa ۱وزش بادسرد ۲سرمای سخت و بدون بارش باران و برف
نشا چو neshaa choo چوب نشا – چوبی که توسط آن زمین را سوراخ کرده و نشا را در آن ...
دار گرم daar garm فلفل سیاه
همس هاکرد hammas haakerd لبریز و متراکم شده ی چیزی
چیک چیکی chik chiki حالتی از نشستن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۹۷
mod_vvisit_counterديروز۳۹۶۷
mod_vvisit_counterاين هفته۸۷۵۱
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۴۵۰۶
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۵۵۹۳۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني