مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
دریا بزن daryaa bezan ۱ماجراجو ۲اهل ریسک و خطر ۳دل به دریا زدن
چو خار choo khaar کسی که عادت به کتک خوردن داشته باشد
گنده gande بوی بد
کشن دن keshen don مثانه
بلو baloo کج بیل – وسیله ای برای وجین در مزرعه ی پنبه و جالیزبلو همچنین ...
زار خاری zaar Khaari ۱اندکی – کمی ۲به زور – به سختی
رسم هاکردن rasm haakordan آیین نو گذاشتن – رواج دادن – بدعت گذاشتن
بپنو bapnoo بران – بتاز
گردهاییت gerd haayit ۱غبارآلود ۲گردو خاک گرفته
لوه لاغلی lave laagheli دیگ و تابه
پپ جول pap jool موهای ژولیده و پف کرده
شی هاکردن shi haakordan شوهر کردن
بالاتجن baalaa tejen یکی از روستاهای قائم شهر
دون doon ۱دانسته باش ۲بدان
پستان pestaan ۱لیفه ی شلوار که در آن چیزی گذارند ۲بخش جلویی پیراهن یا شلوار ...
قرت هادان ghort hadaan ۱بلع نمودن – پایین فرستادن از گلو ۲مجازا به معنای مال کسی ...
لهرک lahrak نام مرتعی در آمل
همالندین hemaalendiyen تا زدن لنگه ی شلوار و آستین پیراهن جهت جلوگیری از آلوده شدن ...
لیله lile ۱ساقه ی گندم و جو و هر گیاه نورسته ۲لوله ۳قلمه
چج chaj مرتعی در بین کدیر و پی مد واقع در منطقه ی نوشهر
رام هاکردن raam haakordan مطیع کردن – رام کردن
سنگ دگاردنیین sang degaardenniyen چرخاندن سنگ
تون – تونی toon tooni آتش خانه ی حمام
کپر دوسن kepper davessan ۱ریشه دواندن ۲کوتاه کردن و هرس گیاه
دله بردن dele borden ۱داخل شدن ۲فرو رفتگی اشیا در اثر ضربه
آب – شله aab shele ۱شربت رب انار۲افشره
انجیل – کرچ anjil kerch محل رویش انجیر وحشی به مقدار زیاد در جنگل محلی در جنگل،که ...
پیشی pishi ۱بدرقه – مشایعت ۲از اصوات برای صدا زدن گریه
دسه بسه بویین dose bose baviyen ۱پاره شدن ۲خسته شدن
رو ro روی فلز روی
سیکازمی sikaa zami مرتع و کشتزاری در نزدیکی نارنج بن نوشهر
تر لت tor lat پهنای دهنه ی تبر
توسکایش tooskaayesh از نام های قدیمی کردکوی
پچاک pechaak ۱کسب ۲چابک ۳سلامت کامل
شال چم بزان shaal cham bezaan راه رفتن دالبری – زیگزاگ راه رفتن
کار چال kaar chaal چاله ای که در جلوی کارگاه قالی یا گلیم بافی است
واگرد vaagard بازگشت بیماری – عود کردن بیماری
چل گوشی chal gooshi پایه ای در دو سوی تخته زیرین چرخ،که دوک نخ ریسی در آن به حرکت ...
کلا کوزه به هم بخردن kelaa kooze be ham beKhaarden میان دو نفر شکرآب شدن
سلیم salim از انواع پرنده
بدئسن badoe ssan ۱دویدن ۲تلاش کردن ۳این در و آن در زدن
چش chesh ۱چشم ۲رغبت ۳مانوس شده – عادت ۴در سانسکریت ایکشن
میان پنجه آرد هکاردن meyaan panje aard hekaarden
سر اوستین sar oostin نوک آستین
برماس bermaas ۱ برآمدن – ورم کردن ۲از ریشه لغت برماسنین bermasemien به معنی ...
هی هم بزوئن hi ham bazooan مخلوط کردن و به هم زدن
او دنگ چال o dange chal چاله ی عمیقی در داخل محوطه سرپوشیده آبدنگ که به وسیله پوششی ...
بادوم baadoom بادام
وچه یار vache yaar زن خوش زا – زنی که زایش پیاپی داشته باشد
سیا او seyaa ooo آب معدنی که از زمین های جنگلی جوشد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۹۳۸
mod_vvisit_counterديروز۷۹۸۹
mod_vvisit_counterاين هفته۹۳۸
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۷۷۲۶
mod_vvisit_counterجمع۱۳۴۰۵۰۸۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني