مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
یک – پا – بل yak paa bel واحد حجم به اندازه ی:یک بیل زدن یا برداشتن یک بیل خاک
کلک چو kelak choo چوبی که با آن آتش تنور را هم زنند
پیر بابا خانی pir baabaa Khaani از مقامات و نغمات موسیقی در نواحی کوهستانی دو هزار و سه هزار ...
زور کوپا zoor koopaa توده ای از پهن،پشگل و یا سرگین دام
غاسراغ ghaasraagh کره اسب ماده و سه ساله که بتوان بر آن سوار شد و تعلیم سواری ...
فرت feret ۱کثیف شدن ۲خالی کردن ۳خیلی سریع
رفقون rafeghoon رفقا دوستان
سارو پاسند saaroo paasand روستایی در یک فرسنگی شرق بهشهر
نجست najest نجس
پر رو per roo پر رو – چشم دریده – بی حیا و بی شرم
زغ زغ zegh zegh ۱صدای آواز ۲صدای ریز ۳صدای نازک
ماقر بمئن maagher bemoen ۱اقرار کردن ۲به زور اقرار کردن
کار بتاشیئن kaar betaashien ۱کسی را با محول کردن کاری سرگرم ساختن ۲برای کسی دردسر درست ...
کهو دره kahoo darre چشمه ای در روستای یخکش بهشهر
لاک تله laak tale دهن گشاد
مندول mandool آب جمع شده راکد و عمیق
کئووکا kaoo vekaa نوعی لک لک
شوخی ترا shooKhi taraa از روی شوخی – به مزاح و شوخی
سیپ sip سوتکی که از میوه ی درخت بلوط ساخته شود
چار کوم chaar koom ساختمان چوب که پلورها از چهارسمت دیواره های اتاق جلوتر روند ...
پتونه petoone ۱فرو کردن ۲سپوختن
هلاکن helaaken بتکان – تکان بده
زن خرزا zan Kherzaa فرزند خواهرزن – خواهرزاده ی زن
خیس بخردن Khis baKherdan خیس خوردن لباس و تن
ترسندیک tarsendik ترسو بزدل
قر بییتن ghe bayiten خشمگین شدن
گنه کر ganne kar ۱گندیده ۳گند دهنده
زن برک zen berek کفش دوزک
جا بخاردن jaa beKhaarden پنهان شدن
آرس مار aares maar زنی که به عنوان مادر عروس نقش راهنما داشته و همراه عروس به ...
نهب دکردن neheb dakordan با لحن خشمناک کسی را مخاطب قرار دادن
چینی چش cheni chesh چشم زاغ – چشم رنگی و مروارید گون
چلوش دره cheloosh dare نام مرتعی در اندارکلی شیرگاه
لفتکا laftekaa دیگچه
هپ hap ۱بادکنک داخل شکم ماهی ۲قرص
بازمل رسن baazmel rasen ریسمانی که بافه های آن از گیاه بازمل باشد
تکلوم tekeloom منقار نوک پرنده
جرن jaren ۱عصبانی –جنجالی ۲مصمم ۳خس و خاشاک
اوگر oo ger اگر
سردری sar dari ۱از بالا به پایین ۲چارچوب بالای در
تا به تا هدائن taabetaahedaaen ۱جانی تازه گرفتن – رمق یافتن ۲درهم شدن کلاف نخ
پادوسبان بن خورزاد paadoosbaan ebne Khoorzaad از شاهان پادوسبانی رویان که مدت چهل سال حکمرانی کردـ۱۰۵ ...
خطر Khatar گیاهی است که در مزارع گندم روید و دانه های آن سیاه رنگ و ریز ...
دووئه davooe باشد
ونک venek نوزاد شپش
زوردار zoor daar ۱قدرتمند ۲قلدر
الیاد elyaad کولی – کوچ نشین های هندی الاصل که اغلب به شغل آهنگری می پردازند ...
پرسش persesh عیادت از بیمار – دیدار از بیمار
ا e از اصوات تعجب و گاه اعتراض
کمل kammel متنفر – ناراحت – دلگیر

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۴۳۸
mod_vvisit_counterديروز۳۵۵۸
mod_vvisit_counterاين هفته۲۱۳۸۹
mod_vvisit_counterاين ماه۷۷۰۶۸
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۲۳۲۲۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني