مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شیرخانی shir Khaani از مراتع نشتای شهر عباس آباد
یلاق yelaagh ییلاق – کوهستان
اسل asel ۱روستایی از دهستان اوریم رودبار بالای قائم شهر ۲باتلاق ...
نر ner ۱گوسفندان یا بزی که نازا باشد ۲گوسفندی که بره اش مرده باشد ...
گوربن goor ben مرتعی جنگلی در راه مالرو سنگان به کجور
مک mek ۱شیری غلیظ و مقوی که پس از زاییدن گاو دوشیده شود ۲مایه ای ...
گلرمو gelermo از مراتع واقع در بالاچلی شهرستان کتول
تل جیم tal jim از توابع پشتکوه ساری
پنج چله panj chele پارچه ای به عرض پنچ چله که هر چله ی آن به عرض یک وجب و چهارانگشت ...
کتیر katir لب بالا و پایین
گرماز garmaaze ۱تخم مرغ ۲پلوی گرم
بزازن bezaa zan زائو
اغر oghor ۱طرف – سوی ۲پرسش از قصد مسافرت مخاطب
چنگ بزئن chang bazoen ۱چلاندن رخت ۲چنگ زدن – چنگ انداختن
کن من kann man ۱نوعی نفرین ۲زمین یا ساختمان خراب شده
بتنسه batenesse می توانست
بمال دومال blmaal domaal با ولع و اشتهای فراوان ظرفی را تا آخر لیسیدن
لبند laband نوعی پارچه که توسط گالش ها بافته شود
کهل پته kohol pate پختن برگ درخت لرگ جهت جلوگیری از بوی بد و تابستانه ی پا که ...
خام بکنسن Khaam bakkenessan ۱پوست حیوان را کندن ۲نوعی تهدید
قپینگ ghapping کاکل – تاج سر
فندق گلام fendogh golaam فانوس
رگ بزوئن rag bazoen ۱شیر آمدن از پستان به طور ناگهانی – جهیدن رگ پستان در اثر ...
یک گلی yak gali یک نفس آواز خواندن
جنگلی jangali ۱وحشی – خودرو
دشت نور dashte noor نام منطقه ای است که از شمال به دریای خزر و از جنوب به رشته ...
کالیا kaalyaa روستایی در یانه سر هزارجریب بهشهر کلیا
قارماق ghaarmaagh چماق
دل ور del var معشوق یار
اسبه سنگ esbe sang کشتزاری نزدیک کردیچال کلاردشت
توق چال نام منطقه اي در هزار جريب شرقي
هلغ انجلی halgh enjeli چوب الاکلنگ
کنیف kanif لگن مخصوصی ادرار در گهواره
درشوین dar shooyan گریختن – در رفتن
دلل delal نوعی پشه ی کوچک و ریزتر از پشه ی معمولی
بسن besone مانند
رزک پزک rezek pezek چیزهای خرد و ریز
پیش نال pish naal ۱ایوان ۲فضای نزدیک ایوان
چراگا cheraagaa مرتع
کل کله kal kale کوشش و تقلا
جفت تاق jeft taagh نوعی بازی محلی در کتول
شیر کلا shir kelaa ۱نام مرتعی در آمل ۲از توابع یخکش بهشهر ۳از توابع ولوپی قائم ...
پیلوت piloot تغییر وضعیت و ابری شدن هوا
دلب dalb دلو
سمبورو sembooroo سمور
سییو سوتی siyosooti آلوی سیاه
پس مجمه pas majma سینی های مسی یا برنجی حمل کالا که پس از(بله برون) از خانه ...
پیغمبر واشی payghambar vaashi علفی است با مزه ی تلخ که گاو یا گوسفند آن را به ندرت می خورد ...
پته خئل pate Khoel خاکستر گرم
بتجانیین batejaaniyen دواندن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۳۱۰
mod_vvisit_counterديروز۶۹۴۴
mod_vvisit_counterاين هفته۵۶۲۷۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۳۳۹۱
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۲۱۸۳۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني