مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
خته گارو Khategaaro خط و نشان کشیدن – تهدید کردن
چم به چم هاکردن cham be cham haakerdan زمینه را برای انجام کاری یا گفتن موضوعی آماده ساختن
وخز vaKhez برخیز – بلندشو
ای oy از اصواتی که به هنگام درد و ترحم به کار برند
ضرر بزان zarar bezaan زیان رساندن
کر کش kar kash کارگری که ساقه های بسته شده ی شلتوک را به خرمن گاه حمل کند ...
پخ پخ peKh peKh صدای ناهنجار تنفس در نتیجه ی تنگی نفس
سر کلاته خراب شهر sar kelaate Kheraab shahr روستایی در غرب کردکوی که خرابه های تمیشه باستانی در کنار ...
نخود naKhood نخود
کیش kish ۱شاش ادرار ۲کش شلوار ۳فراری ۴لفظی برای رم دادن مرغ
جق jogh مرضی است که شخص مبتلا به آن هرچه غذا خورد سیر نشود – سیری ...
پرته – پورت – دکت perte poort daket به لکنت افتاده
او دنگ – چپلاق o dang cheplaagh از قطعات چوبی که به تیرمتصل بود و نیروی چرخشی تیر را به پل ...
کچک kechchek نوعی پرنده،لاشخور
واپت vaapat استفاده مجدد از باقی مانده ی عسل موجود در موم
روشن بین rooshen bayyen ۱روشن شدن ۲درخشیدن
حسن تارم hasan taaram نوعی برنج خزری با مرغوبیت متوسط
خورک Khorek خوب
دخمه daKhme جای تنگ و تاریک – دخمه
چم chem مه صبح گاهی
اسبه لاله عباسی esbe laale abbaasi گل لاله ی عباسی
فندفیله fande file فوت و فن
لینگ په linge pe لینگ په
پشت سریا pesht sareyaa ۱افراد پشت سر ۲به سوی پشت – به طرف پشت
رت و پت rat o pat ۱پاره پاره ۲کج و معوج ۳گم و گور کردن
چک chek ۱چابک – چالاک ۲تیزهوش
قه gha ۱گریه ۲داد و فریاد
پسون pessoon ۱پستان ۲لیفه ی شلوار
مریجان marijaan از توابع لاریجان آمل
پلا بپتن pelaa bapeten برنج پختن
مرسم mersem نام روستایی در ساری
غیار کاردن gheyaar kaarden گرفتن سم اضافی حیوان با سم بر و منظم کردن آن
قلاسر ghelaa sar نام قلعه ای قدیمی که ویرانه های آن بر یال کوهی در جنوب روستای ...
هرما haremaa ۱ازماه های تقویم تبری مطابق با ماه مهر ۲گرما زا
دم دخوت dam daKhot ۱قطع موقتی ماجرا ۲آتش زیر خاکستر و آرامش قبل از توفان
جمشید آباد jamshid aabaad ۱روستایی در شیرگاه سوادکوه ۲روستایی در سلمان شهر عباس آباد ...
زبر zebr ۱ناهموار ۲درشت
اله – بله ele bele این دست آن دست کردن – سرداوندن
چتری chatri نوعی آرایش برای نوعروسان و زنان جوان
تورون tooroon نام قسمتی از زمین های کشاورزی دشت سرآمل
کرمکا kermekaa سنگ قپان
کانده راست kaande raast از فنون کشتی محلیدر این فن دست چپ فن زننده از روی کمر و دست ...
سپل sapel ۱نوعی مگس از نوع تسه تسه که به تن دام چسبیده و خونش را می ...
سفید تور sefid toor از توابع دهستان بندپی بابل
روئه rooe رویه – روش
اشکم لغد eshkem laghed ۱سرزنش ۲لگدی که به شکم زنند
گگلی gegeli ۱از اجزا و لوازم گهواره ۲بسیار صمیمی و نزدیک
د دفه de dafe ۱دوباره – دوبار ۲دور بعد
پا پشت بزان paa pesht bazaan ۱پشت پا زدن ۲زیر پا را خالی کردن و واژگون نمودن
ریه په reye pe از توابع دهستان بندپی بابل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۴۴۰
mod_vvisit_counterديروز۵۲۳۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۹۲۷۳
mod_vvisit_counterاين ماه۸۷۳۷۹
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۳۷۷۱۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني