مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
رخوک رخو reKhook reKho کسی که اسهال گرفته باشد
لئه loe لبه
گارن gaarn درختچه ای جنگلی
پاس paas ۱فشار آوردن ۲مزاحم
سار میچکا saar michkaa پرنده ای از دسته ی بلبل – نوعی گنجشک
دندیک بزوئن dandik bazooen نوک زدن
په peh ۱پود نخ هایی که در عرض پارچه بافته می شوند ۲عقب تعاقب ۳گوشه ...
غیار gheyaar ۱مرتب – منظم ۲زیبا و متناسب ۳دندانه دار
دس دله دئا das dele deaa قنوت
سر بییتن sar bayiten گفتگو و مجادله را دوباره آغاز کردن
پرچیم دزد parchim dezd
پچ بخردن pej baKherdan پیچ خوردن پا و دیگر اعضای بدن
اوربموئن oor bemooen قر و غمزه آمده – عشوه آمدن
راد raad رعد تندر
لتر گاز later gaaz از توابع چهاردانگه ی شهریاری بهشهر
چطییه chetiye چطور است؟ چگونه است؟
فشکور fashkoor نام دهکده ای در ناحیه ی کوهستان غربی کلارستاق چالوس
شو مار shoo maar مادرشوهر
مردوا mardevaa نوعی گیاه وحشی
انگیر angir انگور
مرسم mersem نام روستایی در ساری
نمه نا name naa باران کم و طولانی
بنگارسن bengaarsson چوب های نازک که برای افروختن آتش به کار رود
در بدری بیی dar bedar bayi ۱نوعی نفرین ۲آواره
چنگال chengaal ۱از مچ دست تا سر انگشتان – پنجه ی دست ۲چنگال پرندگان
هچی رود hachi rood ۱از توابع کلارستاق چالس ۲از رودهای بابلسر
زمین کار zamin kaar ۱کشاورز ۲کار کشاورزی
افتاب مارشو eftaab maar shoo سمت غروب آفتاب – مغرب
په کنی هکردن pe kani hakerdan پی ریزی ساختمان یا کاری – پی ریزی کردن
آخوند کیو aaKhoond kioo از قنوات و مرتعی در روستای گرجی محله ی بهشهر
عرق لشت areghe lasht خیس عرق
مارخ بوردن maaroKh boorden ۱حرکت زیگزاگی ۲حالت مخصوص توله ی شکاری در زمان نزدیک شدن ...
می mey مغز یا ماده وسط هر چیز
اونکی ooneki آن یکی
پس او pas o آب غوره ی آمیخته با تفاله که برای خلوص و پاکی آنرا از صافی ...
غئرنه ghoerne گره های بزرگ درخت
پل شاپور pele shaapoor پلی منتسب به شاپور ساسانی در منطقه ی قائم شهر
نشت nasht ۱کثیف – کسی که نظافت را رعایت نکند ۲نیش
او کش oo kash ۱کسی که آب از چاه می کشد ۲آبکش برنج
برمه – گلی berme gali ۱گریه ی بعض آلود ۲در حال گریه
هائیزبیتن haaiz bayten
هاپئسن haapessen پاییدن – مراقب بودن
تل ماک tale maak شیری که در دو سه روز اول پس از زاییدن دوشیده شود
دغ مل degh mal بافه های چوبی نازک و گرد از شاخه های تاک که زیر دیگ یا تابه ...
وگ vag قورباغه
ناخار naaKhaar ناخوش،بیمار
په پنوت pe penoot ۱مرتعی که در مجاورت مسیر مالرو واقع است ۲گوسفندی که از گله ...
حرمه herme باد کرده – متورم
شال تس shaal tes گونه ای انجیر که میوه اش قابل خوردن نیست
تپک تیپک tapek tipek ۱دستپاچه شدن ۲کوچک و بزرگ

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۶۲۲
mod_vvisit_counterديروز۳۷۳۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۳۱۷۴
mod_vvisit_counterاين ماه۵۳۵۷۳
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۹۲۸۴۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني