مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
آهو دشت aahoo dasht از توابع دهستان کلیجان رستاق ساری
خرج بزوئن Kharje bazoen ضرر زدن
یازه yaazze یازده
بوپتال boo pataal سوسک بدبو
بریم خانه berim Khaane بریم خنه
هامتن haameten ۱قدم زدن – راه رفتن ۲لگد کردن
بفره befre ابرو در سانسکریت برو broo گفته می شود
بوشتن booshten از روی چیزی رد شدن
چبکی chabaki با دست چپ
دارن daaron از مراتع نشتای عباس آباد
گارن gaarn درختچه ای جنگلی
گندموک gandemook زگیل
سر رو هدائن sar roo hedaaen رفتاری که به وقیح شدن کسی بی انجامد
خنه کا Khana kaa (خنه کا) مثلپلاپجه کا نوعی بازی مخصوص کودکان روستایی استدر ...
گندیس کلا gendis kalaa از توابع پنجک رستاق کجور
چش پاک chesh paak کسی که نگاه شهوانی به جنس مخالف نداشته باشد
هورت hoort ۱سرکشیدن ۲صدای سر کشیدن مایعات
جنگل jengel خوشه دوباره سبز شده ی برنج
روآلقی roo aaleghi روانداز نمدی اسب
ننا دار nanaa daar بوته ی نعناع
دار ورین daar verin قطع کننده ی درخت
بمونس bamoones ۱مانند – شبیه ۲مانده ی غذا یا هرچیز کهنه و فاسد شده
ایار ayaar آشکار
آغوز دار aaghooz daar درخت گردو
تندوره tandoore ۱آتشدان سماور ۲محلی برای خشک کردن برگ های توتون ۳گلخن حمام ...
پن چارک پچ pan chaarek pach از انواع دیگ یا ظرفیتی در حدود پنج چارک برنج جهت پخت
جلوک jallook نام مرتعی در پرتاس سوادکوه
خورد تر Khoord tor تبر کوچک
تس tes درختان تک پایه که گل و میوه ی آن ها موجب لقاح نوع ماده ی آن ...
زنهار zenhar ۱فریاد ناشی از ترس یا درد ۲درد همراه با لرزش بدن ۳متورم – ...
در مزار dar mezaar از توابع دهستان چهاردانگه ی شهریاری بهشهر
تفکی tofeki کسی که زیاد آب دهان اندازد
استارآبادی لند estaaraabaadi lend ۱لحن استرآبادی – آوازی است که در مناطق شرقی مازندران و گلستان ...
چاخنی chaaKheni مرتعی در پرتاس سوادکوه
نیم چه nim che جوجه ای که از مواظبت مادر خارج شده و مستقل گشته باشد
تغ بکشیین tegh bakeshiyen ۱دراز کشیدن ۲تیغ کشیدن روی پوست بدن جهت حجامت یا هر قصد دیگر ...
چه وسه che vesse برای چه – چرا
جوجوک joojook ۱جوجه ۲پستان دختری که تازه به بلوغ رسیده باشد ۳زایده
ناربو naar boo بوی ترشی که از کره استشمام شود
پاهه چو paahe choo پایه ی چوبی پرچین
چشم کار cheshme kaar میدان دید – برد بینایی
قرمش ghormesh غرش خشم آلود سگ
خد خده هاکردن Khed Khede haakerden چند به نفع خود و با تبانی و زد و بند سر قضیه ای را هم آوردن ...
هپراشت hepraasht ۱سرپا تکیه داده شده – ایستادن به صورت عمود ۲افراشته
بارمت baar met از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزار جریب بهشهر
کمل kamel کاه شالی – ساقه ی شالی درو شده جهت خوراک چهارپایان
جرید jarid ۱شیشه ی خرد شده ۲ریز – خرد
تل tel ۱پارچه ای هم تراز اطلس ۲تلاطم موج – جذر و مد ۳آویخته – آویزان ...
سیاکیجا seyaa kijaa
سیادوئه siyaa dooe علفی هرز با دانه ی سیاه که در مزارع گندم روید

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۴۴۰
mod_vvisit_counterديروز۸۱۴۶
mod_vvisit_counterاين هفته۲۳۵۲۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۵۸۶۱
mod_vvisit_counterجمع۱۵۵۸۰۱۲۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني