مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
لاک سری سما laak sari semaa لاک سری سما
تیرنگ باره tireng baare ۱به انتظار نشستن در غروب برای صید قرقاول ۲جام خانه
کفشگیری kafsh giri از دهکده های سدن رستاق گرگان
زغه دکتن zeghe daketen ۱برانگیخته شدن ۲کسی را به یاد کسی آوردن و هوس دیدار را در ...
برسیین baresiyen ۱روانه کردن – فرستادن ۲در سانسکریت پراستا
پتلوف peteloof صدای افتادن چیزی بر زمین یا بر آب
رابشین rabasheyan راه رفتن
میج mij از توابع اشکور تنکابن
گون بلان goon belaan نوعی قارچ خوراکی
آبروخا aabrooKhaa کسی که به فکر آبروی خود است
ولشته سر veleshte sar نام مرتعی در لفور سوادکوه
اسپیرک esperak تخته ای چوبی که یک طرف آنرا سوراخ کرده و از دسته ی بیل عبور ...
کرباس kerbaas کرباس
اسب – کفته asbe kofte پهن اسب
گلی گلی geli geli ۱قطعه قطعه کردن چوب های کفلت ۲قطعه قطعه تکه تکه
رون پی roon pey کشاله ی ران
اوفه oofe اوف
پاتختی paa taKhti هدیه هایی که روز بعد از عروسی از طرف زنان فامیل به عروس داده ...
پلم palem گیاه آقطی – این گیاه پیش از استفاده از کود شیمیایی در کشاورزی،تنها ...
شب هدائن shab hedaaen سریع بریدن – با یک ضربه چوب را بریدن
خاسک – بزه khaassek baze نوعی نفرین به معنی خناق گرفته
یگ دست yag dast یک دست – هماهنگ – از یک نوع
تیر به تاشیین tir betaashiyen تیر به تاشیین
ارغن – پرغن arghen parghen ۱مندس کهنه ۲بی خاصیت – بی ارزش
عرق aragh ۱تقطیری که از بعضی گیاهان و میوه های بدست آید بیشتر شکل آب ...
لاغلی دم laagheli dem بخشی از مرتع که به صورت دماغه ای شکل یافته باشد
پنج پنجی panj panji نوبت به نوبت – هر پنج روز یک نوبت
خارمبه khaarembe ۱پرخور ۲خورنده ۳فرزندان تحت تکفل
دساب dassaab ۱کنار آب ۲مستراح
لاریجان laarijaan لاریجان که اهالی فارس زبان آن را لاریجانات نیز گویند،از ...
بزگالش bez gaalesh بزپه
بکروم هدائن bekroom hedaaen تفت دادن – بریان کردن
خربون کا Kharboon kaa از انواع بازی های بومی استدر این بازی تعداد بازیکنان ده ...
خلیلی Khalili از انواع پای بند و فلک که جهت تنبیه رعایا به کار برده می شد ...
پشو هدائن pesho hedaaen پشو هدائن
پو poo ۱فوت دمیدن به آتش با هر چیز ۲راز و رمز
بخر beKhor بخار
مادو maado چشمه ای در روستای یخکش بهشهر
لغزه laghze
رشمه rashme تنیده شده – با هم بافته شده
پیش شر pish shar اولین خرمن بعد از برداشت محصول برنج
پلیم اسن pelyemessen مرتعی جنگلی در میان بند،بین بندپی و نیمور کجور
زلته پلته zelte pelte زاری کردن – تمنا کردن التماس کردن
انگیروم angiroom ۱نام نوعی سبزی وحشی ۲در پلور به پرنده ای سبز رنگ گویند ۳پربار ...
پرچین – هکاردن parchin hekaarden پرچین کردن – محصور نمودن ملک،مرتع و زمین با حصاری از شاخ ...
فرخ feraKh مرتعی جنگلی در غرب لاشک نوشهر
دور door ۱اطراف – دور ۲گردش – پرسه زدن
خارده khaarde ۱خوراکی – خوردنی ۲علوفه ای برای دام
پلادک pelaadek دیگ پلوپزی
وینگ – وینگ – هکاردن ving ving hekaarden ۱صدای گریه ی بچه ۲سخنان نامفهوم گفتن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۹۲۲
mod_vvisit_counterديروز۷۱۶۶
mod_vvisit_counterاين هفته۵۹۲۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۴۲۴۲
mod_vvisit_counterجمع۱۴۸۳۷۱۹۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني