مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
روا شال revaa shaal روباه
ر رک ro rek ۱چیزهای ریزخانه ۲اثاثیه ی خرد و ریز خانه
پرکات بو per kaate boo بوی چربی
بالی موزی baali moozi روستایی واقع در کناره ی خلیج استرآباد
کوه زرجو koohe zarjoo کوهی در پانزده کیلومتری جنوب خاوری شهرستان کتول به ارتفاع ...
کور حق بگیر koor hagh begir حقی که مزرعه دار،می باید به صاحب کمباین یا خرمن کوب پرداخت ...
خرپنو Kharpeno بلبل کر
اده adde یکی دیگر
قرا gheraa اسب سیاه رنگ
کفتال هدائن keftaal hedaaen دراز کشیدن و لم دادن
اسپند espand روستایی از دهستان لیتکوه آمل
یاسملو yaasmaloo نوعی پیچک با گل های ریز و سفید رنگ
وستا کلا vostaa kelaa از توابع علی آباد قائم شهر
چرک بین chorok bayyan چروک شدن
گلگ galg درحین – هنگام
پر رنگ perrang پر رنگ
تش tosh ۱گرم شدن کنار آتش ۲ضربه زدن ۳سرعت ۴جوش صورت
بکشی – نزن bakshi nazen کج دار و مریض – مدارا کردن
یک تپه yak teppe ۱یک ذره ۲یک قطره
جرکن jar kan کسی که خندق حفر کند
کوشگک اورا kooshkak ooraa از روستاهای شهرستان نور مازندران
علوی کلا alevi kelaa ۱از توابع گلیجان رستاق ساری ۲روستایی در اطراف منطقه ی نوشهر ...
پاش بخاردن paash beKhaarden پاشیده شدن متلاشی گشتن
پلاخ پلاخ هاکردن pelaaKh pelaaKh haakerdan پلاخ پلاخ هکاردن
چسن درو chesen darro ۱مانند باد رفتن و از کار شانه خالی کردن
تلاری telaari ۱آلونکی که بر روی چهارپایه استوار است و در مزارع برای دیده ...
او دنگ خنه o dang khene محدوده ای سرپوشیده که چال آبدنگ در آن قرار داشته و کلیه ی ...
را بداکا raa bedaa kaa از انواع بازیدر لغت به معنی:راه را برای دیگری باز گذاشتن ...
هرمه herme
لس هکاردن las hekaarden شل کردن – از شتاب چیزی کم کردن
جمرد jemerd ۱نام قله ای در عباس آباد ۲نام محلی در داکوه تنکابن
قران تالار gharaan taalaar از توابع دهستان بابلکنار شهرستان بابل
مول خر mooleKhar آدم موذی – آب زیرکاه
گت کو gat koo از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
دمخت damKhet آرام – غیرفعال
کئی قلیان kaei ghaylaan کدو قلیانی
خرد مردون سی Kherd mardoon si از توابع دهستان بابلسر
شرساجه shar saaje جارویی چوبی که از به هم بستن شاخه های درختان به ویژه شاخه ...
پنیر pannir پنیر
شیر پنیر shir panir گیاه پنیرک – از تیره ی پنیر کیان
راس رجوم raas rajoom ۱راست و مستقیم ۲باب طبع
توله tavele تخم ابریشمی که برای پرورش سال بعد،کنار گذارند
جیکه jikke فریاد شیون
در دکتن dar daketan ۱نمایان شدن ۲بیرون آمدن از زیر پوشش
بهار پشته behaar peshte روستایی از شهرستان تنکابن
لله لنگه lale bange از توابع میان کاله ی بهشهر
نتج nattej نهی تلاش کردن – تلاش مکن
پارس هاکردن paars haakordan پوست کندن گردو برداشتن پوست سبز گردو
لله باقه lale baaghe نوعی تقسیم و جداسازی دسته های نی ایستاده که بر حصار یا تکیه ...
بیامه سی biyaame si برجی در اراضی امیرآباد لاریجان

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۴۵۵
mod_vvisit_counterديروز۸۱۴۶
mod_vvisit_counterاين هفته۲۳۵۳۷
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۵۸۷۶
mod_vvisit_counterجمع۱۵۵۸۰۱۳۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني