مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پاتکی paateki نوک پا
آغوز حلوا aaghooz helvaa حلوا گردویی مغزگردوی ساییده با ترکیبی از آرد برنج،روغن،گلاب ...
پس پیرو pas piroo چهار روز دیگر
تودار too daar از انواع درختان جنگلی
چفت دکت chaft daket فردی که در اثر بیماری،بدنش متورم شود
خر مستی Khar masti ۱شنگول ۲پایکوبی ۳گلاویز شدن ۴شوخی کردن
نیم تراش nim teraash ۱تراشیدن مقدماتی جهت حمل وسایل چوبی ۲کار نیمه تمام ۳وسایل ...
وویی vooi وا – از اصوات تعجب
اوجاکله oojaa kalaa روستایی بین روستاهای دلم و پول کجور
انگوشتر angooshter انگشتر
بوج booj بکن – از ریشه درآور
بویجن bavijen سرخ کردن – برشته کردن
حاضر به یراق haazer be yeraagh ۱مهیامهیا و آماده ی کاری بودن ۲آماده و حاضر برای انجام کار ...
شاجه کینگه shaaje kinge دسته ی جارو
اسکلم – تلی eskelem tali ۱تیغ اسکلم – تیغ سیاه تلو ۲سیاتلو از تیره ی کنار
بپرسیین bapersiyen پرسیدن
تش کین tashkin جلوی آتش – کنار آتشی
هری hari ۱لثه ۲آواره
زروم zoroom از توابع چهاردانگه ی هزارجریب ساری
یه پوس کتک ye poos kotak تنبیه کامل
دگرس dageres ۱سال آینده ۲هنگام بر گشتن ۳بازگشته
فیسکی fiseki پرافاده
بام baam ۱صدای بم – اصابت دو چیز که صدای بم تولید کند ۲گرفتگی گوش ...
تش قتی tash gheti کبریت
روجن rujen ۱پنجره ۲روزنه
فندری نام آور fenderi naam aaver از توابع بالاتجن قائم شهر
جزی بزی هاکردن jezi bezi haakerden گفتگو کردن – داغ شدن گفتار – با سر و صدا حرف زدن
دکنسه dakenesse ۱در منبت کاری شده ۲کنده شده
سرده نشل sarde neshel منطقه ای از مناطق مرکزی مازندران که قلعه ای با همین نام در ...
لزیر lazir ۱چاه کن ۲پرخور
خاشک بویین Khaashk baviyen خشک شدن گیاه در اثر گرما و کم آبی
تکه پیش takke pish ۱جلوی تکیه – تکیه ی جلوی حسینیه ها
ونی veni بینی
نیم دار nim daar چیز مستعمل – لباس کهنه و استفاده شده – دست دوم
تش پیش tashepish کنار آتش
پهنه کلا pahne kelaa از توابع دهستان کلیجان رستاق ساری
پیسو pisoo خرد کردن و هموار کردن کلوخ
او پله o pele ۱تاولی که در اثر سوختگی ایجاد شود ۲مایه ای که قبل از زاییدن ...
مرز پسن marze pasen بلندی بوته ی شالی در شالی زار به اندازه ای که مرز را بپوشاند ...
دهاج dehaaj لحاف
کرو koroo ۱جوانه ای که هنوز باز نشده باشد ۲یکی از واحدهای شمارش،مخفف ...
انار ریشه enaar rishe ۱ریشه ی انار ۲صرف جوشانده ی این مادپه به صورت ناشتا،برای ...
تند tend ۱تند باشتاب ۲غلیظ
زفرون zaferoon نام گاو زرد رنگ
قلپی ghoploppi ۱یک باره – یک جا – کامل – یک دفعه ۲بیرون زدن
داس غوله daas ghoole ابزاری که به وسیله ی آن علف را درو کنند
مل mal ۱خمار ۲عشوه
پلا بپتن pelaa bapeten برنج پختن
ورچال varchaal مرتعی در ولوپی سوادکوه
سیالیک seyaalik نوعی تور ماهیگیری کوچک

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۲۵
mod_vvisit_counterديروز۳۷۶۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۷۶۳۷
mod_vvisit_counterاين ماه۵۸۰۳۶
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۹۷۳۰۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني