مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بند نرد bande nard از مناطق کوهستانی و ییلاقی شاه کوه و ساور استرآباد
گراودین تپه geraavdin tappe تپه ای قدیمی و دست ساز در شمال گلوگاه بهشهر
ریش rish زخم ناسور – زخمی که چرکی باشد
روزونه roozone روزانه مربوط به یک روز
دکان dakaan ۱بریز جاکن ۲اقدام کن ۳امر به عمل مقاربت
قف سنی ghaf seni سینی قهوه – سینی
چچکل بن هادائن chachkal ben haadaaan هیزم نیم سوخته را در اجاق انداختن
کرچم kercham قله ای در کلاردشت واقع در منطقه ی چالوس
کماجدان kemaajdaan ظرفی که نان برنجی را در آن گذارند
دروازه وان darvaaze vaan ۱دروازه بان ۲نگهبان دروازه
چلوار chelvaar نوعی پارچه
تیکا پر چیکا پر tikaa par jikaa par از بازی های بومی مازندران
لته مرز late marz مرزهای بزرگی که قطعات زمین را از هم جدا کند و محل آمد و رفت ...
لوبزان loobezaan لگد زدن
رونکی بن roonaki ban بندهایی که رانکی را به پالان وصل کند
انارز anaaraz مرتعی در حومه نوشهر
سنگ چین sang chin دیواری سنگی با ملات و یا بدون ملات
تندوره tandoore مخزنی چاه مانند جهت ذخیره و ازدیاد فشار آب رودخانه به میزانی ...
سرخ غاز serKhe ghaar غاری است در دامنه ی کوه لی پشت سوادکوه
غو ghoo ۱توخالی شدن برنج و غلات بر اثر آفت ۲توخالی
یک پر yak par رشد مرحله ای برنج
مینگال mingaal مقداری از دسته شالی گندم یا جوکه در مشت جا گیرد
گرمزیل garmzelil ۱جای گرم ۲گرمای زیاد
شیشار shishaar درخت شمشاد
پینکار pinkaar رفت و روب و پخت و پز خانه
سنگوزه sangeveze نام مرتعی در لفور سوادکوه
سلمه salme ۱از انواع چغندر است ۲گیاهی خودرو
فک فیس دار fake fis daar فک فیس دار
سمشکه دله کانی semeshke dele kaani کوبیدن آفتاب گردان و در آوردن تخم آن
سایه کش saaye kash جنب و پهلوی مکانی که سایه باشد
دار پشم daar pashm خزه ای که بر ساقه ی درخت روید
جبه jabe ۱جعبه ۲الونک کوچک
لیزاغی lizaaghi لیز بودن سطح اشیایی مثل چوب و سنگ که زیاد در آب رودخانه مانده ...
بئوچ baooch بدوز امر دوختن
تش کوله tesh koole گاو نر بسیار جوان
ماش پتی maash pati ماش پتی غذایی آبکی و خورش مانند استاین غذا را بیشتر در زمستان ...
پر بکشیئن par bakeshian ۱پرواز کردن ۲برخاستن پرنده
تخت وزون taKhte vezon مرتعی در سوادکوه
نئی بئی naei baei ۱ندید بدید – نوکیسه و نو دولت ۲آدم بی ظرفیت و خام
تماشان tamaashaan بخشی از یک زمین که بی درنگ پس از شخم بذر افشانی شود
آفتاب مونا aaftaab moonaa مانند آفتاب
بدکنسن badkonessen بکوتنیین
خرنه Kherenne نوعی نفرین است
زنجیل zanjil همان زنجیر است و نوعی از آن به عنوان آلتی کوبه ای در آواهای ...
کرمه kerme لارو و زنبور
سقندی کلا soghondi kelaa از توابع کلیجان رستاق ساری
تلک هاکردن talek hekaarden پدید آوردن راه در میان برف
قت بیتن ghat bayten ۱ایجاد برش بر تنه ی درخت که سبب خشک شدن آن شود ۲اندازه گرفتن ...
بوه bave پدر
روشن هکان rooshen hekaan روشن کن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۱۰۰
mod_vvisit_counterديروز۶۹۶۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۲۰۶۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۰۴۴۹
mod_vvisit_counterجمع۱۵۱۹۰۷۵۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني