مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کوراهل koor ahal زنبور خور معمولی
پئیز کا paeiz kaa بره ای که در پاییز زاده شده باشد
شال کتک shaal kotek نوعی بازی در عروسی
زور هدائن zoor hedaaen نیرو وارد کردن،زور زدن
چش سو در بوردن cheshe soo darboorden از حال رفتن – از رمق افتادن
فچ fach ور آمده
سبیک sebik گردوی درشت که در گردوبازی از آن به عنوان تیله استفاده کنند ...
بالا میرکلا baalaa mirkelaa از توابع دهستان گنج افروز بابل
اشاک اشاک eshaak eshaak ۱دزدانه نگاه کردن ۲چشم چرانی کردن
استر – واش astar vaash اسبه واش
یخ هکاردن yaKh hekaarden ۱کسی را مسخره کردن ۲سرد شدن
الازمنی alaazmani از طوایف و تیره های ساکن در کتول
سنگ گیرن sang giron به قصد خارج کردن مواد خارجی از گلوی طفل،نزد طبیب بومی رفتن ...
پل پل خونی بزئن pal pal Khooni bazoen در خون پرپر زدن که از نفرین هاست
پئیز چر paeiz char چرای پاییزه درمراتع
گن gan گند کثیف
تفت هدائن taft hedaaen حرارت دادن
توتاله totaale تب خال
خون دماغ Khoon demaagh خون دماغ – کسی که پیوسته دچار خون ریزی بینی شود
ال al اهل – سر به راه – عاقل – مطیع
این تمون in temoon ان تمون
گزی gezi کرم سیاه رنگ پشمالو که از برگ کلم،گزنه و بعضی از گیاهان تغذیه ...
روبار سر roobaar sar کنار رودخانه
یک بار هاله yek baar haale مقیاسی جهت توزین – یک لنگه بار اسب یا قاطر
امبان ambaan انبان
بخس baKhos بخواب
گنبد gonbed برجی مربوط به خاندان آل زیاربنای این گنبد برج آجری ده ضلعی ...
عاقله مرد aaghele mard مرد عاقل و پا به سن گذاشته
یارتو yaartoo یال گردن اسب
کشوک keshook بچه ای که به هنگام خواب بی اختیار ادرار کند
درگ derag ۱ببر ۲دورگه – دو نژاد
الرزاک alerzaak از انواع گلهای وحشی که در بهار روید و گلبرگ ها و پرچمش شبیه ...
تغ tegh ۱تیغ ۲تیغه ی آفتاب
نرسو nerso از روستاهای علی آباد کتول
در بشن dar beshen بیرون بریز
دمن پج de men paj دیگی گه گنجایش پخت دو من برنج خالی را داشته باشد
پاتختی paa taKhti هدیه هایی که روز بعد از عروسی از طرف زنان فامیل به عروس داده ...
سال مج saal mej
کاری سر kari sar خوشه ای که تازه دانه بسته باشد
خورد خاخر Khoorde KhaaKher ۱خواهر کوچک ۲خواهر ناتنی
توت کله tot kale ۱توت زار ۲توتستان
دریا دل deryaa del ۱شجاع ۲خونسرد
غشمانه gheshmaane خشم آلود
تپک tapak ۱کم – بسیار کم ۲آدم قدکوتاه و کوچک اندام
کول kool ۱دوش،شانه ۲بلندی تپه – برآمدگی
دوره شان doore shaan کسی که در استنگاه دامی مسئولیت کره گرفتن از ماست را به عهده ...
زائو zaaoo زنی که تازه زایمان کرده باشد
دس خرسا بویین das Khersaa baviyen کنایه از:بازیچه شدن – آلت دست شدن
تراکنش teraakenesh ۱تیر کشیدن اعضای بدن – نوعی احساس درد ۲بالا و پایین کردن ...
خطه لو Khatte lo کنار جاده

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۴۳۸
mod_vvisit_counterديروز۸۱۴۶
mod_vvisit_counterاين هفته۲۳۵۲۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۵۸۵۹
mod_vvisit_counterجمع۱۵۵۸۰۱۲۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني