مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
ویهومه vihoome بهانه
چم cham کجی ناصافی
دار دکشیین daar dakeshiyen ۱به دار آویختن ۲دراز کشیدن ۳کنده را روی آتش قرار دادن
نخا neKhaa ۱نخواه – تقاضا مکن ۲کسی که به فردی خاص یا چیزی تمایل نداشته ...
بلکیین balekiyen کسی را از پشت بغل کردن و با حرکات کمر و باسن نمایش حالت جماع ...
گردان گردان کاردن gerdaan gerdaan kaarden منتظر فرصت بودن
کنو kannoo زالو
تشه کنس teshshe kenes ازگیل ترش
سل سنی sele soni ۱برف و باران – سرمای مداوم زمستان ۲زمستان هایی که در اثر ...
اشک eshk زیرچشمی نگاه کردن
په pe ۱پا ۲پی دنبال
پیسه pisse ۱پلاسیده،پوسیده ۲زردی چهره
سک پوس sake poos پوست کلفت – جان سخت – سرسخت
وشکو voshkoo ۱شکوفه های درختان جنگلی ۲وفا نکردن به پیمان ۳گاو سفید رنگ ...
کل انگتن kal angetan ۱از کار انداختن ۲رها کردن حیوان نر به میان ماده ها که در ...
تئن کش toen kash تاوان ده – تاوان دهنده
میان هکاردن meyaan hekaarden ۱عبور از مسیری غیر از جاده اصلی در مزارع و باغ و غیره ۲بی ...
قتلمه ghatelme نانی با شیر و تخم مرغ،آرد،روغن،گلاب،پودر قند،نمک و خمیر ...
گو مرگی go margi بیماریی که موجب مرگ گاو شود
جز jez ۱صدای سرخ شدن چربی ۲تف – گرمایی که در اثر سوختگی ایجاد شود ...
زکن zeken دماغو – کسی که آب بینی اش آویزان است
پلوچک peloochak آزمودن رسیدن و پختگی میوه جات توسط انگشتان
کک kalak چیدن و اتصال چند چوب افقی که به عنوان در ورودی برخی مراتع ...
پلنگ کلا palang kalaa روستایی از توابع عباس آباد تنکابن
پروک هچیین parook hechiyen خود را جمغ کردن پروخ هاکردنپروهاچین
مجلف mejelogh ریز خرد
خور زاد Khoor zaad پسر پادوسبان از شاهان پادوسبانی در رستمدار
اشکلو مار بازی oshkoloo maar bazi بازی الک دولک
لرزسن larzessen لرزیدن
بلفه belfe همان معنی برفه = ابرو
تل وار telvaar ۱سرپناه وسیع برای دام ها ۲چادرهای بزرگ صحرایی که برای پذیرایی ...
گیجیک gijik منگوله های دو سر قالی،قالیچه و شال گردن
هی هم بزوئن hi ham bazooan مخلوط کردن و به هم زدن
دتر زا deter zaa نوه ی دختری
کچیله keKhhile چوی خشک و خرد و ریز – نرمه ی هیزم
گرما پشته garmaa poshte از توابع خرم آباد تنکابن که نام قدیمی آن جور پشته بوده است ...
گل کلو gel keloo ۱حیف و میل ۲آماده کردن خزانه ی شالی ۳نرم کردن کلوخ های زمین ...
لم چغا lam choghaa کت پشمین تن پوش و پالتوی پشمین بالاپوش نمدی چوپانان
کاچ kaach ۱دسته ی کوچک و سر سبز گیاه همیشک که بر چوبی در آغل می آویزند ...
بلقم balghem ۱آدم شکم برآمده و بیمار ۲اسهال آبکی و کف آلود
وارش باد vaaresh baad از بادهای محلی در منطقه ی هزارجریب بهشهر
شتال بین shetaal bayen ۱سنگین شدن و احساس خستگی کردن در اثر پرخوری،کم خوابی و یا ...
برمه – واره berme vaare گریه زاری
فل کش fel kash مسیر مستقیمی که گاو به هنگام شخم زدن طی کند
بینجستان binjestaan نام مرتعی در آمل
آغستن aaghestan فشردن آردو نظائر آن در کیسه
دس تف هکاردن dastof hekaarden با اراده به کاری اقدام کردن
خائه khaae بیضه – خایه
امبستی zmbesti ماکلمه
چاشی chaashi چاوشی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۷۴۵
mod_vvisit_counterديروز۷۱۷۶
mod_vvisit_counterاين هفته۳۲۴۷۸
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۸۴۸۳
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۵۳۹۸۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني