مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تجاک tajaak پرش متوالی و متناوب پرندگان بر روی زمین
سلف selef ۱نوعی گیاه خوردنی صحرایی که در بهار روید – سلف ۲برگ چغندر ...
کف گلیس kafe gelis بزاق دهان
خیک پنیر Khike panir پنیر پوستی – پنیر خیکی
اسبه – شش esbe shesh جگر سفید – ریه
ضرته زورت zerte zoort ۱صداهای مکرر خروج گاز شکم از ماتحت ۲لاف و گزاف بیهوده زدن ...
سیب به سیب sib be sib ۱فشار به فشار ۲کسی را با عجله وادار به کاری کردن
پهررو pahar roo سه روز دیگر به تعبیر مردم عباس آباد
چنه چینکا chane chinnekaa دانه چینی ماکیان
هلی چشمه hali cheshme چشمه ای در روستای یخکش بهشهر
چاشت جلا chaashte jelaa روشنایی پدید آمده پس از بند آمدن موقت باران به هنگام نیم ...
خیزباد Khiz bad ورم کردن
لک لک lok lok یکی از انواع راه رفتن و طی طریق اسب که یورتمه و چهارفصل شیوه ...
زرشک خانی zereshk Khaani مرتعی از توابع شهرستان کردکوی
پرصواحی pare sevaahi صبح پریروز
تیرمرغ tir morgh پرنده ای آبزی
تپلو teppeloo مقدار کم – ذره
آتی aatti یکی دیگر دیگر
زوکو zookoo صدای سگی که مورد تنبیه واقع شود
جیر و –جر jiro jor پایین و بالا
بسراق besraagh نوعی نان
دس – سو – هکاردن das so hekaarden ۱کورمال رفتن ۲لمس کردن با دست
شیین بیاموئن shiyen biyaamoen رفت و آمد کردن – رفتن و آمدن
ترش خمیر tershe Khamir خمیر ترش
روشمبه rooshembe فروشنده
برسنون baresennoon از توابع دهستان جلال ازرک جنوبی
کج لاس kaj laas حالت کششی و انعطاف پیله ی ابریشم
میین دله miyon dele میان چیزی – فی مابین
بغمارستن beghmaaresten ۱سمج شدن کودک نسبت به مادر ۲بلعیدن ۳تنبیه شدید کردن
آیجه aayije دندانه های اره و چیزهای شبیه به آن
نقلک noghlak حبه شیرین و ریز که از بادام و شکر سازند
دم چین هاکردن damchin haakerdan دم سو هکاردن
مزدیر mezdir ۱تنومند – پر زور ۲کارگر روزمزد ۳کارگری که در ازای خرج شکم ...
پتونه petoone مخفی کردن
دکن دسگا dekkon dasgaa دکان مغاز
زیک zik ۱سسک – از انواع پرنده ۲آماده کردن تله برای صید پرنده
کج لس kaj les ۱ابریشم ناخالص ۲ملاقه ی بزرگ چوبی
چنگ زئن cheng zaan پنجه کشیدن چنگ زدن
قرچاق ghorchaagh چاق و فربه
ویل واشوئه vil vaashoe ۱رها شده ۲زمین بی حصار
سرابسن seraabessan ۱زیاد حرف زدن – پرحرفی ۲توهین
جا دنگئن jaa dengoen ۱پهن کردن بستر ۲استخوان در رفته را به حالت اول در آوردن ۳حرف ...
هرزه چنه harze vhane دهن لق – فضول
پشتی peshti ته دیگ
لخ laKh ۱ناتوان – سست – ضعیف ۲ناسزایی به زنان
خش مال Khesh maal ۱لاف زن – دروغگو ۲جای بوسه
میش mish ۱گوسفند ماده ۲موش
بالان baalaan از مناطق سه هزار شهرستان تنکابن
دوخیک doo Khik خیک مخصوص نگه داری دوغ
ولار چشمه velaar cheshme چشمه ای در جنوب غربی درازنوی کردکوی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۷۶۰
mod_vvisit_counterديروز۷۱۷۶
mod_vvisit_counterاين هفته۳۲۴۹۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۸۴۹۸
mod_vvisit_counterجمع۱۴۵۵۳۹۹۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني