مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
ولوند veloond از توابع بیشه واقع در منطقه ی شهرستان بابل
تریک سر هدائه tarik sar hedaae کنایه از:خندیدن
یک چوبه yek choobe در لغت،به معنی خیمه ی تک ستون استدر فرهنگ دهخدا به خیمه ای ...
اسن essan ایستادن
زکه زه zeke ze زاییدن – توالد و تناسل
رسی رسی پمبه رسی resi resi pambe resi باز آفتاب مهتاب
پیرون piroon سالمندان – پیران – پیرمردها و پیرزن ها
وندنا vandenaa نوعی طناب گیاهی که از تابیدن پوست درخت توت یا لرک به دست ...
دمال هکردن demmaal hakerdan تعقیب کردن
بپاته bepaate ۱متلاشی شده – پاشیده شده ۲خستگی تا مرز وارفتن
اشکم تهی eshkem tahi پارچه ای نازک که در زمستان زیر شکم اسب می بندند تا سرما نخورد ...
من کتی men keti نام مرتعی در آمل
سپا sepaa ۱ساقه های بازمانده پس از دروی گندم و جو ۲زمینی که کشت شود ...
کوپین koopin قرقره
وننا vannenaa ریسه ی بافته شده جهت بستن بافه های برنج
آهی aahi خاندانی ساکن نمارستاق نور
سیامازو seyaamaazoo از توابع رامسر
پکا pekaa ۱پایه های کلفت و مقاوم چوب بست ها ۲پایه ی ضخیم چوبی
سزه سیر soze sir سیر سبز
کلاج بیک kelaaj bik نوعی سبزی خوراکی صحرایی
دوش کری doosh kari وسیله ای نازک از چوب برای حمل بار با پشت
قلاش ghelaash ۱خراشیدن ۲نیمه شدن ترک برداشتن
کت کتو kot kotoo کاکوتی – گیاه معطر که در ماست و دوغ ریزند
هرایجن horaayijen آویزان
دم کتنک dem ketenak دم جنبانک
په بیاردن pe biyaarden ۱سؤال کردن ۲اقرار گرفتن ۳خسته شدن ۴ورم کردن مچ دست در اثر ...
داغلی daagheli پسردایی
هتکیه hetekiye ۱پاره ۲صوتی در بیان خوشحالی ۳وصله
چینس chines روستایی از دهستان کلارستاق شهرستان چالوس که این زبانزد ...
قرقره gherghere ۱ماسوره که داخل مکو است و دور آن نخ پیچیده شود – از وسایل ...
چپر chaper چوبی که در کنار بوته ی لوبیا یا انگور فرو کنند تا گیاه برای ...
چورن choo ran از توابع دهستان کوه پرات شهرستان نوشهر
میانک meyaanak ۱از توابع بندپی بابل ۲مرتعی در آمل ۳از توابع علوی کلای نوشهر ...
کسری سر کر kasri sar kar جبران کنده ی کسری ها و کمبودها
پیش بمونس خار pish bamoones Khaar واژه ای برای تحقیر و به معنی کسی که از غذای ته مانده ی دیگران ...
پیتینیک تره pitinik tare خورشتی که یکی از مواد اصلی آن پونه ی کوهی است
بلد baled ۱وارد –مطلع ۲آزموده
پشمی شخ pashmi sheKh پرنده ای کوچک – سسک – الیکایی
بغ begh هوای شرجی و سنگین
هوا hevaa ۱باد و غرور – خودپسندی ۲هوا
هماسون hamaasoon نام مرتعی در آمل
پرچنون parchenon نام ارتفاعی در شهرستان سوادکوه
زیرات zeyraat ۱سزا – مکافات ۲بن و ریشه
بلنگه بلنگه belenge belenge ۱التهاب و درد موضعی ۲گزگز کردن ۳نوعی احساس درد
سپناسی sepenaasi مرتعی در شرق روستای کدیرنوشهر
گس ges ۱گردن ۲توجه کردن ۳گیسو
تیم چنگ tim chang مقداری از نشا که در درون مشت جای شده و جهت کاشت نگه داشته ...
پش بار pesh baar ۱سواری که به خاطر وجود بار بر پشت چهارپا،نزدیک به گردن اسب ...
سال دگش بویین saal dagesh baviyen تحویل شدن سال نو
این ور – اون ور in – var oon var ۱این سو – آن سو ۲ این پهلو آن پهلو ۳تغییر عقیده ۴خبرچینی ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۳۳
mod_vvisit_counterديروز۴۲۹۹
mod_vvisit_counterاين هفته۳۳۳۳
mod_vvisit_counterاين ماه۵۱۶۴۷
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۲۲۳۱۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني