مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
گلی تاس gali taas تاس گلی – تاس سفالی کاسه سفالی
جاویز jaaviz نوعی فحش و دشنام که خفیف تر از جاکش است
کوچک آغوز koochek aaghooz گردویی که به آسانی پوست نشود
پر می per mi پرموی و پشمالو
دمل demmal ۱گوسفند دنبه دار ۲دنبه ی گوسفند
تفت کلاک taft kellaak ۱برخاستن بخار از زمین ۲جوش و خروش – شدت خشم و غضب ۳تب و تاب ...
اشتن eshten ۱گذاشتن ۲فرو کردن در چیزی ۳نزدیکی کردن
عقب دکتن agheb daketen ۱عقب افتادن ۲پس روی
چتر زلف chater zelf ۱موی جلوی سر خانم ها که کوتاه و به طرفین مایل باشد ۲طره
تلاغ تلاج telaagh telaaj بانگ زدن
مزدوری mez doori عملگی – کارگری – کارگری کردن
پوت poot ریزه سنگ به اندازه های تسبیح که به عنوان ابزار بازی استفاده ...
سفال زار sefaal zaar مزرعه ی درو شده ی گندم جو و برنج
اسفناق چرتک esfenaagh chartek خورشت اسفناج که ماده ی اصلی آن اسفناج است
پلواری palvaari پرواری
دسرین de serin فنی در کشتی با شال و لوچو
کوسان koosaan ۱بقایای آتشکده ای از زمان کواذ ساسانی نزدیک روستای پی مد ...
هدیه گیرون hadye giroon از مراسم عروسیبراساس این رسم – میهمانان پس از خوردن شام ...
سور هستائن sever hestaaen استوار بودن – مقاومت کردن
توسکا – پشتکا tooskaa peshtekaa مرتعی جنگلی در مسیر مالرو سی سنگان کجور
پاسکوت paaskoot آشغال درون بینی
کانجی kaanji کنجد
یک اشکم yak eshkem ۱مقیاس فرضی به اندازه ی یک شکم ۲مقیاس حجم در خوردن غذا
گزما gazmaa از توابع دو هزار واقع در منطقه ی تنکابن
پردو per do ۱پاشیدن – آب به اطراف پاشیدن ۲آب پاشی به قصد بازی و تفریح ...
نزه neze ۱نیزه – زوبین ۲مرحله ای از پاره بازی
سنگ هکاردن sang hekaarden تیز کردن هر چیز با سنگ و سوهان
کلاغ نشین kelaagh neshin راهی که از وسط دو هلا در سقف های خانه های چوبی و در زیرپوشش ...
چکا chekaa علفی در شالیزار که ازایار سلام بلندتر و شبیه آن است
بهنرگ behnereg ابزاری فلزی با دسته ی چوبی که جهت وجین بکار می رود – فارسی ...
سلب selb سرب
دار غراب daar ghoraab پرنده ای شکاری
اسفناق – خارش esfenaagh Khaaresh خورش اسفناج
کنگلی چش kangeli chesh کسی که چشم های ریز و کوچک داشته باشد – چشم جمع شده
پلقسن pelghessan ۱وول خوردن کرم یا مورچه در مایعات ۲زیاد بودن و انبوهی چیزی ...
تلی جار tali jaar محل رویش بوته های خاردار – خارزار
دلاق بلاق delaagh belaagh قلقلک دادن – اذیت کردن از سر شوخی
تپی tapi
تپ tep ۱قطره – چکه ۲ورم – آماس ۳مقدار شیری که با یک بار دوشیدن ...
دنیا بموئن denyaa bemoen زاده شدن
کشیر kashir از طوایف و تیره های ساکن در منطقه ی کتول
وسییه بردن vessiye borden گسل رفتن – شکافتن و رانش زمین
برس baras ۱بیماری برص ۲لک های روی پوست
بیش beysh ببین
کلر خس وکا keler Khes vekaa نوعی لک لک
قلامیرک ghelaa mirek نام قلعه ای قدیمی که در زمینی به همین نام در غرب دهکده ی نوا ...
اته – ور atte var ۱یک سو یک طرف ۲ هم دست و هم کاسه شدن ۳مستمر
تورکنار کنه toor kenaar kenne ۱تا حد توان ۲تا آن جایی که توان برش تبر باشد
دجاگو dejaagoo دو به هم زن – خبرچین
جرت jorat ۱زهره ۲جرأت – شهامت – دلیری

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۳۲۰
mod_vvisit_counterديروز۴۴۴۱
mod_vvisit_counterاين هفته۱۹۳۵۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۵۵۱۰۸
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۶۶۵۳۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني