مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پچینی pechini پچینی
پلندر palender ۱بی حس شدن بخشی از بدن گرفتگی عضله یا بر اثر خوردن مردگی ...
سر شلوار پولکی sar shelvaare pooleki شلوار جیب دار و پولک دار
رجه سر raje sar ۱روی طناب – روی بند
پر par ۱برگ ۲دامن ۳شاخه های درخت ۴جوانه کوچک
جیج jij ۱شاخه های خشک و نازک توت که پس از پرورش کرم ابریشم در انبار ...
ناکس naakas پست و دنی – فرومایه
کلاچ kelaach ۱حیوان دو رنگ ۲هر چیز زشت و بدقیافه
خانم باجی Khaanem baaji کفش دوزک
مم ممه شو mam mame shoo آیینی قدیمی برای بند آمدن باران و آفتابی شدن هوا
ویلادی vilaadi از توابع جلال ازرک جنوبی واقع در منطقه ی بابل
مایده maayde روز دوم ماده در تقویم تبری
هقیک heghik سکسکه
گزاله gozaale بسیار تلخ
تومه – جار tome jaar خزانه ی برنج
لیماک limak از توابع شهرستان رامسر
عثمان سرا osmaan saraa از توابع لنگای شهر عباس آباد
پرصواحی pare sevaahi صبح پریروز
زوله zoole گیاهی است خاردار
دل خاستن del Khaashten آرزو کردن
پس پیرا pas piraa سه روز دیگر چهار روز دیگر(که در مناطق مختلف مازندران معانی ...
هاگیز واگیز haagiz vaagiz چشیدن
سیوکر siyoo ker گوسفند سیاه
لات laat ۱تخته سنگ – خرسنگ ۲بی چیز ۳ساخل سنگلاخی و فاقد پوشش گیاهی ...
هرکین herekiyen با عجله چیزی را چیدن یا جمع کردن و برداشتن
پاسان paasaan قسمت سایه ساختمان
پتک petak پشت گردن
کری کلا keri kelaa از توابع بابل کنار بابل
چغن cheghen گیاهی باتلاقی که با آن حصیر بافندنی مرداب
جخت jaKht ۱تند،سریع،شدید ۲به این زودی – در مقابل صبر ۳عطسه دو تایی ...
جک جرش jake jarsh آت و آشغال – خرت و پرت – خس و خاشاک
زینگالوک zingaalook نام مرتعی در آمل
در کاردن dar kaarden ۱انفاق کردن ۲رد کردن – خارج کردن ۳بیرون راندن
سف saf درختی است که در ارتفاعات روید و از برگ آن برای غذای دام استفاده ...
منده بویین monde baviyen ۱مانده شدن ۲خسته شدن
پتلوف peteloof صدای افتادن چیزی بر زمین یا بر آب
دغال تانیین deghaal taaniyen مخلوط کردن
بسرا bosraa از توابع دهستان جلال ازرک جنوبی بابل
پمبول pambool ۱گیاهی است شبیه گل ختمی ۲نوعی کنف ۳جگر سفید
تشت tasht ظرف پهن مسی یا سفالی – لگن – تشت
قالنج ghaalenj قولنج
ژاژ بزه zhaazh baze
ولیک پایین valik paayin از توابع دهستان بندپی بابل
قرق ghorogh منطقه ای حفاظت شده در شرق گرگان
سکنجه sekanje شکنجه
پچ زن pach zan کسی که کار مسطح کردن زمین کشاورزی را انجام دهد
کپل بزوئن kappe bazoen پرتاب کردن
پوخه poKhe ۱پوسته هایی همانند پوسته ی تخمه ۲تفاله ی هر چیز مثل چای
بردن borden رفتن
بهره سر bahre sar ۱بهره و سود حاصل از معامله پایاپای ۲محصول دامی ۳فایده ۴ابتدای ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۱۷۴
mod_vvisit_counterديروز۳۱۶۱
mod_vvisit_counterاين هفته۶۳۳۵
mod_vvisit_counterاين ماه۶۲۰۱۴
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۰۸۱۶۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني