مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
دس ولار das velaar طنابی که جهت مهار پالان اسب یا خر به آن بسته و از بین دو دست ...
این – انده in amde این مقداردر بیان کثرت
کنغدون kanghdon شاه دانه
چوآمخت choo aamekht کسی که به کتک خوردن عادت داشته باشد
سماغ semaagh مالیاتی که در زمان قاجار از رعیت گرفته می شد مالیات
خونی لـله Khooni lale علف قناری
پائه paae تیرک های چوبی که جهت پرچین و حصار گیاهی در زمین فرو کنند
تورون tooroon نام قسمتی از زمین های کشاورزی دشت سرآمل
بهرین behereyan آرد کردن گندم و جو در آسیاب
انجه anje ۱قورمه کردن یا خردخرد کردن ۲بلغور
دلاور delaaver شجاع – نترس – دلاور
بلخان باد balKhaan baad بادشمال شرقی – باد باران زای مؤثر و قوی که خشک ترین هوایی ...
رکاب به رکاب rekaab be rekaab صفوف فشرده سوارکاران به قسمی که رکاب هر اسبی به رکاب اسب ...
دشت انباز dasht enbaaz ۱هم سامان در مزرعه ۲شریک – انباز
تیم بشنیئن tim besheniyen تخم پاشیدن – بذر پاشیدن
اسبه واشی esbe vaashi ۱روستایی از دهستان رودپی ساری ۲محل رویش واش سفید
پتیاره patiyaare ۱روسپی ۲زن هرزه
بگندستن bagendesten بندس
کتراک keteraak وسیله ی آهنی جهت پشت و رو کردن ماهی در تابه و زیر و رو کردن ...
شورتی علف sheverti alef شبدر علف های نرمی که به شبدر ماند
آلم چر aalem char چرای کشتزار توسط دام بعد از برداشت محصول
پاره پندلیک paare pendelik پاره – چیز کهنه و مندرس
خون میز Khoon miz مدفوعی که با خون هم راه باشد
لینگ ling در عرف منطقه یک چهارم مجموع گوشت گاو را گویند
په هنیشتن pe henishten ۱خود را عقب کشیدن ۲عقب نشینی کردن
انجیلی سره anjili sere سر شاخه های درخت انجیلی،قبل از ریزش پاییزی که برای تعلیف ...
کوه سری koohe serey از ارتفاعات کلاردشت شهرستان چالوس
جندوزاری jendozaari ۱جن زده – دیوانه ۲دارای بیماری صرع
پائین بارکوم paain baarkoom منطقه ای در شیرگاه سوادکوه
سبه sobbe ۱آزاد ۲پله ۳تنها ۴بدون هیچ گونه مانع
تل غوزه tal ghooze غوزه ی پنبه قبل از رسیدن
پی بیتن pey bayten پی ریزی کردن – شالوده ریختن
خشک آهن Kheshk aahen آهن خشک
کمر سر kamer sar ۱از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر ۲کمرکش کوه ...
یه افاگی ye afaagi اندازه آبی که برای به حرکت در آوردن یک دستگاه دنگ آبی کفایت ...
شال مرگی shaal margi تظاهر به مردن از روی ترس و به دروغ
آییش aayish ۱پخته شده ۲له شده
برزو berzoo برزو نام شخص
جیزکوتی بالا jiz kooti baalaa از توابع کلارستاق چالوس
ورف روز varf rooz روز برفی
زا به زا zaa be zaa پشت سرم زاییدن
وله وارش vale vaaresh کج باران – جهت افقی ریزش باران های خزری که در اثر وزش باد ...
هسینگ hasing سنگدان مرغ
چشمه سلوم cheshme seloom گل مژه – دمل کوچکی که روی پلک چشم ظاهر شود
اچش تو aachesh too ازمراتع نشتای عباس آباد
ورندین varendin از توابع میان دورود ساری
بی لجون bilajoon ۱افسار گسیخته ۲بی بندبار
انار – تیم – مخملی enaar time maKhmeli انار دانه ای که مرغوب بوده و سرخ رنگ است
مازو پشته maazoo peshte از توابع کلارستاق چالوس
انگو angoo کاه خرد شده ی برنج و گندم که پس از بوجاری در کنار خرمن جمع ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۵۹۵
mod_vvisit_counterديروز۷۷۲۳
mod_vvisit_counterاين هفته۲۲۱۰۱
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۳۵۴۹
mod_vvisit_counterجمع۱۵۸۲۳۹۷۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني