مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شل پتی shel pati آبکی و رقیق
واوند vaa vand چوبی تخته مانند به ضخامت ۱۲۲ سانتیمتر و به ارتفاع سه تا چهارمتر ...
دس حلقه das halghe دستبند زنانه – النگو
الزی alezi ۱پیاز وحشی ۲کنایه از افراد لاغر ۳گوسفند لاغر
تل شیر tale shir اولین شیری که پس از زاییدن گاو دوشیده شود
دس لوب das loob دس لوب
باغو baaghoo روستایی در حوزه ی شهرستان کردکوی
گت گته بئوتن gat gate baooten ۱حرف های خارج از حدود دانایی و توانایی خود بر زبان راندن ...
خاخر khaakher خواهر
چاوسار chaavesaar ۱سبک و سنگین کردن ۲گرم و سرد کردن آب و آماده کردن آن برای ...
چنده – بزوئن chende bazooen ۱چمباتمه زدن ۲کز کردن
لتی پتی lati pati له شده – آش و لاش
بن سری آدم besari aadem ۱آدم قد کوتاه ۲فرد دارای شغل ثابت ۳نوعی پرنده ی کوچک و بی ...
چاره سر chaare sar از توابع دهستان دو هزار تنکابن
مزروعی لنگه mazrooi lenge از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزارجریب بهشهر
بجوشانیین bajooshaaniyen جوشاندن
شی آ shiaa گوسفند سفید
کلاج خاسه kelaaj Khaase از توابع چهاردانگه سورتچی ساری
شال تس shaal tes گونه ای انجیر که میوه اش قابل خوردن نیست
منزل هکاردن menzel hekaarden اتراق کردن
آب – گردن aab gerdaan ملاقه ی بزرگ
پرپرک par parak ۱جیرجیرک ۲پروانه
په نهار pe nehaar عصرانه
واسمه vaasme ۱کبوتری که کوتاه پرواز باشد ۲آدم شل و تنبل – با سمه ای
بچر تون becher toon از انواع بازی با گردو در درون اتاق
چرخ شلوار charKh shelvaar دامن پرچین که روی تنبان را می پوشاند – دامن زنانه ی سنتی ...
ور var کنار – پهلو – سمت – سو
درمه کلا darme kelaa از توابع دهستان بالا خیابان لیتکوه بخش مرکزی آمل
کاندر kaander مرتعی از توابع شهرستان کردکوی که به کنداب نیز شهرت دارد
خادداری khaad daari خودداری – شکیبایی – مقاومت
خاروس جنگی khaaroos jangi خروس جنگی
چنگ و پر chang o par ۱مجموعه ی چنگال و بالهای طیور ۲امکانات ۳افراد بی سرپرست ...
کافر کلی kaafer keli سوراخ های غار مانند داخل کوه ها که در گذشته به عنوان پناهگاه ...
جم واری jam vaari ۱جمع و جور کردن – مرتب کردن ۲سرجمع – با همدیگر – دسته جمعی ...
پئی بوردن peei boordan رفتن – به پشت گام برداشتن
تته پته دکتن tate pate daketen ۱به لکنت افتادن از ترس ۲حرف حساب نداشتن – جواب قانع کننده ...
شال shaal ۱شغال ۲در پهلوی و سانسکریت سرگاتا هم آمده است
خر موره Khare moore خر مهره
برکت – بین barket bayyen ۱دامداران از این واژه در بیان پایان یافتن وقت شیردوشی در ...
پشته وند peshte vand پشتیبان
پچیک pechik کوچک
چارمن chaar men نام مرتعی در انوار کلی شیرگاه
بئردن boerden رفتن
پیلا بابا pilaa baabaa پدربزرگ
لیز بخردن liz baKherdan ۱سر خوردن ۲غلت زدن
چرم بنن cherm bannen تسمه ای از چرم که پاپاوش چرمی ساخته شده از پوست گاو(چاموش) ...
تن زور بین tan zoor bayyen تنبل شدن
کفینک kafinek چوب هلالی مانند بالای پنچره – کتیبه
کش تل kesh tel مرغ صحرایی معروف به چارتایی وجه تسمیه آن این است که پرنده ...
کنار نئن kenaar naen کنار گذاشتن چیزی – ترک کردن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۴۴۷
mod_vvisit_counterديروز۳۵۵۸
mod_vvisit_counterاين هفته۲۱۳۹۸
mod_vvisit_counterاين ماه۷۷۰۷۷
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۲۳۲۲۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني