مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
شندره shandre پاره – از هم گسیخته
چش نظر chesh nazer چشم زخم
ور اون ور var oon var آن طرف به بعد
تلی تمش tali tamesh تمشک زار – خار – تیغ – تیغ تمشک
جینگ jing یک نوبت خرمن کوبی
تول چشمه tool cheshme نام رودخانه ای که از ارتفاعات کوه یخکش النگدره سرچشمه می ...
چش دکتن chesh daketen کسی یا چیزی را به صورت اتفاقی دیدن
بای – لایی baay laayi سربالایی
دکشیئن dakeshian ۱سوراخ رد کردن
ایلکا ilekaa ۱روستایی در نوشهر ۲مرتعی در کجور
گندیاب پایین gandyaab paayin از توابع ناتل کنار نور
دبه dabbe ۱ظرف مسین یا پلاستیکی روغن و غیره ۲بیضه ی متورم در اثر فتق ...
شجا shejaa شجاع نترس
کرکک ker kak قارچ استوانه ای شکل که اوایل فروردین روید و پس از کباب کردن،طعم ...
تنگ بیجی tange biji جای تنگ
سرخ چیک serKhe chik سرخ همانند زغال افروخته
بندلام bande laam ۱عنکبوت ۲تار عنکبوت
آخور بن aaKhoor ben نام مرتعی در آمل
تیم پاشی tim paashi تخم پاشی – بذرپاشی
بررر borrr برش
خش لش Khesh lesh چرکی که به آسانی از بددن خارج شود
حمومه کر hamoomeker قله ای به ارتفاع ۳۸۴۵ متر در کلاردشت
بیش محله bish mehalle از توابع دهستان دابوی جنوبی،بخش مرکزی آمل
لله گره lale gare لوله ی کوتاهی از جنس نی،جهت انتقال ادرار نوزاد در گهواره ...
چوله رک choole rek وسیله ای سنتی در نجاری که توسط آن چوب را بتراشند
تنگ غرت ر واکاردن tange geret re vaa kaarden
عسلی مهز asseli mahaz زنبور عسل
چام chaam رفع خستگی – استراحت موقت در نیمه ی راه یا هنگام کار
خاجمات khaajmat نام مرتعی در پرتاس واقع در منطقه ی سوادکوه
شکر shaker ۱نام گاو مایل به سرخ ۲به آدم شوخ و بی مزه و سبک سر گویند
جا جا جیرک بازی jaa jaa jirak baazi
سوک سوک sook sook غوزه ی کوچک پنبه
شاش میزه shaash mize بند آمدن ادرار
دائو daaoo طایفه ای در سوادکوه
انجوس anjoos نرم نشده
هیرکانی hir kaani نام قدیم و باستانی ایالت گرگان که مرکز آن هم به همین نام ...
لار laar آزاد – بی بند
جار گیتن jaar giten بلند کردن
مغان ده meghaan deh از توابع ناتل رستاق نور
پیغمبر واشی payghambar vaashi علفی است با مزه ی تلخ که گاو یا گوسفند آن را به ندرت می خورد ...
اورزم oorzem آرزم
گوک په gooke pe نگهدارنده ی گوساله
سپارده sepaarde از توابع دهستان اشکور تنکابن
اینک را – اونک را inak raa ownak raa نوعی بازی که در آن بازیکنان به ردیف نشسته،پاهایشان را دراز ...
برمه – بیموئن berme bimooen دچار حالت گریه شدن – شرایط دست دادن گریه از فرط تأثر یا رقت ...
دس پوشه das pooshe سوت زدن با کمک دست و دهان
زنه گی zennegi زندگی
کاچ بزان kaach bezaan چماق زدن
بال تیل baal til آستین آلوده به لجن و گل و لای
چپر chapar ۱نردبانی که از شاخه ی بلند و پرشاخه ی درخت،ساخته شود و برای ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۲۷۸
mod_vvisit_counterديروز۳۶۳۲
mod_vvisit_counterاين هفته۱۲۷۸
mod_vvisit_counterاين ماه۶۵۸۹۴
mod_vvisit_counterجمع۱۵۳۲۱۸۴۶

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني