مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
امبول ambool تکه های نخ که که از نخ تور کلفت تر است و در ساختن سالیک که ...
سیاه خونی seyaa Khooni نام مرتعی در آمل
تلاجنگی telaa jangi ۱خروس جنگی ۲از انواع سرگرمی – واداشتن خروس ها به درگیری ...
لاکچه laakche ظرف کوچک – کاسه ی کوچک چوبی
جکن jeken کسی که زیاد فریاد می زند
کنس کوه kones kooh از توابع نشتای عباس آباد
رو roo شرم و ملاحظه
کنگ بنی keng beni ۱زیرپایی ۲تشکچه – پوست تخت – هر چیز نرم و مناسب که بتوان ...
چاچایی chaachaaei کته – پلوی غیرآب کشی
شانه shaane وسیله بافندگی سنتی و به ارتفاع تقریبی چهل سانتی متر که نخ ...
بیجده نو bijde no نام منطقه ای است
دونگ davang برجسته و ناهموار
چنش chennesh چندش
بز کوار bezke vaar ۱بز یک تا دو ساله ۲بز یک ساله
فرferen كسي كه شديداً دچار آبريزش بيني است
پینک بوت pinek boot تکه کنده شده از چیزی
وازک vaazak از توابع میان بند نور
بی وره bivere لهیده شده
دار کنگه daar kenge کنده ی درخت
پرتیک partik اشیا بسیار سبک که در اثر جا به جایی هوا و یا شروع باد به سمت ...
داشتیار daashtiyaar ۱دشت بان ۲حشام دار
دل و ماره خار del o maare Khaar ۱ناراحت کننده ۲کسی که باعث ناراحتی و کدورت شود
برجی – کلوم keloom barji روستایی از دهستان بابل کنار واقع در بندپی شهرستان بابل
چمبلی بزوئن chembeli bazoen بیرون آمدن چند میوه از یک نقطه ی شاخه
گم بویین gom baviyen گم شدن
تلمبار talembaar کوهی در جنوب روستای زیارت گرگان به ارتفاع ۳۰۸۶ متر
ونه vene باید – بایست
پیت سره pit sere ۱از توابع دهستان بندپی بابل ۲نام روستایی در حوزه خانقاه ...
سرین sarin ۱چوب کوتاه زیر پلور که از اتصالات محسوب می شود ۲آن چه که ...
خوسا Khoosaa ورزایی که هنگام شخم زدن درازکشد – پرخواب
خر Khar ۱استخوان کتف ۲گلوگاه – خرخره ۳خر
ایج ij از پسوندهای نسبت در زبان تبری است همچون یای نسبت در زبان ...
کلین kelin ۱خاکستر ۲کرک ۳دودی که به هنگام روشن کردن بخاری،از آن برخیزد ...
پاتله paatale بهانه جویی کردن
قیش gheysh چرم کمربند چرمی
کتل katel ۱خشک شدن زبان دراثر کار زیاد ۲خشک شدن زبان در اثر پرحرفی ...
سرد تارم sard taaram نوعی برنج تارم که دیررس باشد
ترویجان tervijaan از توابع دابوی شمالی آمل
کودبند koodband کسی که در مزرعه زرات درو شده را به هم بندد
ماس کلام maas kolaam قسمتی از گاوسرا که در آن ماست و کره گیرند
شامورتی بازی shaamoorti baazi چشم بندی کردن
دوک dook ۱گوساله ۲پرتگاه بالای کوه
بوار bevaar ۱گریه کن ۲ببار
زنگله zangele زنگوله
کندله kondele مچاله
جر بمان jor bomaan بالا آمدن
ریس ris ۱چندش نفرت داشتن ۲بی نظم و کثیف
ا بلبلک o belbelek کفش دوزک
تیلاکنار tilaa kenaar از آبادی های تنکابن
آزو aazoo نام دهکده ای قدیمی که خرابه های آن در دره ی نوا واقع در بالا ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۰۲
mod_vvisit_counterديروز۳۹۶۷
mod_vvisit_counterاين هفته۸۷۵۶
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۴۵۱۱
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۵۵۹۴۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني