مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بزمینون bezminoon روستایی از دهستان دشت سرآمل
لوچووج loochoovej پهلوان کشتی محلی
جل جاجیم jel jaajim جاجیمی که از سر قیچی پارچه ها درست شود – جاجیم
بریم درشو berim darshoo ۱به طور مکرر رفت و آمد کردن ۲خارج و داخل شدن
جامکه jaameke چربی شکم
قتل غاز ghatel ghaaz فلامینگو که به خاطر رنگ سرخ پاهایش،شهید غاز نیز گویند
یک تی yak ti اصطلاحی در پارچه بافی سنتی یعنی:از هر شکاف شانه یک رشته نخ ...
دل مونی del moni آرزوی انجام نشده – آروز درونی – آنچه در دل به عنوان یک آرزو ...
اوس هاکردن ooos haakerden آبستن کردن
ونگ هاکردن vang haakerden بانگ زدن – فریاد زدن
لاب ولیب laab o lib قطعه قطعه – تکه تکه شده
شال تسبه shaal tasbe گیاه یک ساله به ارتفاع هشتاد تا دویست سانتیمتر،میوه ای چون ...
شرت کرک shart karak استخوان جناغ سینه ی پرنده
چارپول chaar pool دوشاهی
چس چو chese choo ۱مزاحم ۲مترسک ۳چوب لرگ
کلری keleri از توابع دهستان لاریجان شهرستان آمل
پس به پس pas be pas پشت سرهم – پشت به پشت
تخت بنیشتن taKht banishtan ۱برتخت پادشاهی نشستن
خرتیکا Khar tikkaa پرنده ای بزرگتر از توکا با گردنی سیاه رنگ
شغله shaghele گردویی که از آن به عنوان تیله استفاده کنند
بیات bayaat ۱پس وند برخی خاندان ها و طوائف در گرگان
خز بخاردن Khez beKhaarden ۱سر خوردن ۲غلت زدن – خزیدن
اردلاک arde laak لاوک خمیرگیری – لگن خمیر
پنام penaam ۱پنهان – پنهانی ۲پشت سر کسی چیزی گفتن
دوش ورز doosh varz ۱استراحت نوبتی به هنگام شخم زدن زمین و سپردن کار به دست کشاورز ...
کنار خور kenaar Khor به دور از جمع و به صورت منفرد غذا خوردن – عدم شرکت در سفره ...
گرنام gornaam از توابع چهاردانگه ی شهریاری بهشهر
زاغ zaagh ۱زاج ۲رنگ آبی چشم
ائی aei مدفوع به زبان کودکانه ۲دوباره باز
اوزنی زا owzeni zaa فرزند هوو
ابلق پر ablagh par فرهنگ نامه ها این کلمه را معرب ابلک فارسی گفته اندولی لغویون ...
چالی chaali ۱گیاهی مانند:پیاز ۲روستایی در شیرگاه سوادکوه ۳روستایی در ...
خاشکه – پلا Khaashke pelaa پلوی خالی و بدون خورشت
بپرسیین bapersiyen پرسیدن
اشکارد eshkaard روستایی در چهاردانگه ساری
سهن هاکردن sehen haakerdan سوهان کردن – تیز کردن
کئی خارشتی kaei Khaareshti کدوی خورشت
پلهم کوتی palham koti تپه ای که محل رویش گیاه آقطی است
کتول katool ۱شهر علی آباد کتول در شرق گرگان ۲طایفه ای از طوایف ساکن در ...
غنجه ghanje اخگر
سیه seya پوشش سقف خانه
الک دلک elak delak چلیک ماره کا
آغوز پوشلاک aaghooz pooshlaak پوست سخت و سفت گردو که حافظ مغز باشد
پش بیموئن pesh bimooan ۱روی دادن – رخ دادن ۲قاطی کردن – دیوانه شدن ۳جلو افتادن ...
تنبلا tanbelaa از توابع گیل خواران قائم شهر
گلی بین geli bayyene ۱سوراخ شدن آسیاب و ریختن گندم در آب ۲قطع شدن آب آسیاب و یا ...
بیجند ا bijend o روستایی از دهستان غرب نوشهر
خیزنا Khiznaa چوب اهرم مانند جهت لغزاندن و جا به جا کردن اجسام
کشی kashi ۱تنگ اسب ۲ژاکت
تس tes درختان تک پایه که گل و میوه ی آن ها موجب لقاح نوع ماده ی آن ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۴۰۳
mod_vvisit_counterديروز۳۶۰۱
mod_vvisit_counterاين هفته۶۰۰۴
mod_vvisit_counterاين ماه۸۴۰۴۷
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۳۰۱۹۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني