مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کر کر کاردن ker ker kaarden ۱بلبل زبانی کردن ۲کرکر کردن،خندیدن
مالک maalek ۱انگل ۲صاحب ملک – ملاک
چرخ بزئن charKh bazoen به جایی رفتن و گشت زدن
شور –سر shoor sar ۲نام مرتعی در حومه ی شیرگاه سوادکوه ۲از توابع بندپی واقع ...
گو رخ go reKh حالت روان شدن و جاری گشتن،ترشی،رب و سوپ،به هنگام استفاده ...
پائیز شخم paaiz shoKhm شخم پاییزه
سود بخارده sood beKhaarde ۱بسیار گرسنه ۲کسی که در آتش شهوت می سوزد
سر کش sar kash ۱بالا پوش نمدین اسب که به هنگام عرق کردن و برداشتن پالان ...
بچلقه bechelghe چشمه ی صحرایی
سلاح دار کلا selaah daar kelaa ۱از توابع بندپی بابل ۲از توابع کیاکالای قائم شهر
هیه heye صوتی که برای راندن ستوران به کار رود
دخیل دوستن daKhil davesten متوسل شدن
چشمو cheshmoo آب چشمه
بالوکیا baaloo kiyaa بالوکیا موسم به شیخ سلطان از شعرای تبری و رازی سرا که در ...
کیجا جان kijaa jaan در لغت به معنی دخترجان استدر موسیقی مازندران عنوان کلی ترانه ...
افتوبه aftoobe آفتابه – ابریق
گینگ ging وز حرف زدنی که دیگران نفهمند و خوب ادا نشده باشد – صدای زیر ...
زور بزئن zoor bazoen ۱قدرت نمایی ۲زور زدن به هنگام شکم روی و زایمان
پرس هایتن paras haaytan ۱پناه گرفتن – پناه جستن ۲کناره گرفتن
خرک Kharek ۱نوعی الاکلنگ ۲محفظه و دانه ی میوه ۳مورد تمسخر قرار دادن ...
کوره وان koore vaan کوره بان
انارچال anaar chaal مرتعی در نزدیکی روستای کوهپر نوشهر
سنگ چالک sang chaalak از توابع دهستان ناتل رستاق نور
جان – برار jaane beraar ۱برادر جان ۲نامی برای مردان
دپلغشته dapelgheshte فرو رفتگی در اثر ضربه
گگل gagal ۱دوست ۲یک دل ۳محرم راز
رد red فریب کار – نیرنگ باز
کاچک kaachek ۱سکسکه ۲نفس نفس زدن ۳نفس آخر
برزینیین barezinniyen ۱مچاله کردن ۲شستن و رها کردن
مفتلا بویین moftelaa baviyen مبتلا شدن – گرفتار شدن
گت خانه gat Khaane اتاق بزرگ
پاگیتن paa giten بازگشت به خانه ی فرد مرده پس از مراسم تدفین و جهت دلجویی ...
نو زما noo zomaa تازه داماد
گلن galen سطحی پوشیده از خار پشته و بوته های تیغ دار
زاسن zaasen زاییدن
وله کاپ vale kaap فنی در کشتی محلی
تخ تخ هادائن teKh teKh haadaaen قلقلک دادن
چنگیز چال changiz chaal نام مرتعی در آمل
کل بمان kal bomaan ۱گاومیش سه ساله ۲به مرحله جفت گیری رسیدن ۳آمادگی جنسی چهارپایان ...
دپلت dapelet پابند – گرفتار
یوز گنجه yooz ganje فالاروب گردن سرخ که نام پرنده ای است
پشتکی pashtaki ۱معلق زدن ۲پشتک وارو زدن
ور دس var das ۱پیش دستی ۲شاگرد ۳نزدیک
تغ بزوئن tegh bazoen ۱جوانه زدن ۲برآمدن آفتاب
چامه chaame ۱چروک شدن ۲چروک
سوت sot عیب جویی کردن
اسین بن esin ban ۱علامت گذاری به صورت حک کردن خطی کوتاه ۲باریک
نیم کش nim kash نوعی پنبه چینی نادرست و ناقص که مقداری از وش در غوزه جا بماند ...
زپلوک zeppelook ۱مقدار کم ۲بسیار ترش
پرتوش pertoosh ۱بافشار ۲پرشتاب ۳فوران ۴بوی تند گند و تعفن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۲۲۲۵
mod_vvisit_counterديروز۱۲۳۰۳
mod_vvisit_counterاين هفته۱۲۲۲۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۷۴۶۱
mod_vvisit_counterجمع۱۶۲۷۸۴۳۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني