مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کوئک kowek بیماری بی درمان – در مقام نفرین به معنی سیاه زخم است
هازه haaze روی هم چیدن دسته های شالی به گونه ای که خوشه ها به طرف بیرون ...
لقمه laghme فحش و ناسزا
خرفش Kherrefesh خراشیدن
تل واش talvaash گیاهی است،بوته ای که بسیار سمی است
سئیس sais خبره – متخصص
بنگیتن bengitan ۱بلند کردن ۲شالوده ریختن ۳کسی را به قصد تنبیه به زیردست ...
بادم baadem بادام زمینی
سنگ وارث sang vaares از توابع دهستان کلارستاق چالوس
اغر oghor ۱طرف – سوی ۲پرسش از قصد مسافرت مخاطب
آروس باجی aaroos baaji لفظی که از طرف برادر شوهر یا خواهرشوهر به عروس گویند
خیره چش Khire chesh وقیح – پر رو
لش – مرد lesh merd چرک چسبیده و کهنه ی روی لباس
او o آب
بواختن bevaaKhten باختن – به هدر دادن
آهن سر aahen sar از توابع دهستان بهرستاق بخش لاریجان آمل
گل و گور gel o goor دشنام – دشنام دادن به مردگان و اموات که توهینی سخت محسوب ...
ازنابور eznaaboor ۱لندهور ۲ نکره و نتراشیده ۳بدجنس
تاوسونی taavessooni منسوب به تابستان
کلاغ چین kalaagh chin مسخره کننده – کسی که ادا در آورد
هالا پیسه haalaa pise ۱رنگارنگ ۲چند تکه
زی zi موی اسب که برای نوعی تله استفاده شود
پس پسی pes pesi گونه ای گنجشک دم دراز و کوچک که از انگلهای درختان تغذیه کند ...
مچکین machkin صمغ درخت
مردم mardem مردم
موروک مورک moorook moorook صدای جویدن چیزی مانند ته دیگ
پمبه دار pambe daar بوته ی پنبه
سرتپخ sar tapoKh سکندری – برخورد با پا یا مانعی که سبب زمین خوردن شخص گردد ...
تبنه tabene جوال دوز
دس و پر بزوئن das o par bazooan ۱دست زدن به کاری ۲معاشقه کردن
چایر chayer علفی که ساقه ی خزنده دارد و هر بندش توسط ریشه به زمین وصل ...
بنمسن bemessan ۱شبیه بودن ۲خیال کردن – تصور کردن – به تصور آوردن – پنداشتن ...
میل mil لوله – لوله ی تفنگ
کمر دره kamer darre دره ای در منطقه ی هزار جریب بهشهر
چنه وند chane vand پوزه بند
شمشیر مله shamshir male از توابع دهستان جلال ازرک جنوبی بابل
در بدر بویین dar bedar baviyen آواره شدن
کین تا kin taa کدام یکی کدامین – اشاره به نزدیک
او – به – او oo be oo دو هوا شدن
سیاورز seyaa varaz از توابع خرم آباد تنکابن
هله بئیتن hele baeiten واماندن
خرابه شهر Kharaabe shahr محل شهر قدیمی تمیشه که اکنون در غرب کردکوی قرار دارد
باشر baasher بچه خوک
روات revaat کاروان سرا
این دم اون دم in dam on dam در همان لحظه
پف پفی pof pof فردی که در رعایت بهداشت اغراق کند – وسواسی
درش گب dershagab شایع شده
گلی gali ۱گلو ۲چوبی که گوشه های دو جوال را به هم متصل کند و یک بار ...
ورسن varesan ۱ایستادن – بلند شدن ۲بیدار شدن
بتنسن batenessan توانستن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۶۲۶
mod_vvisit_counterديروز۷۵۲۴
mod_vvisit_counterاين هفته۱۴۱۵۰
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۹۰۶۶
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۳۷۵۱۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني