مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بخته بار baKhte baar بخت و اقبال
پرجن parjen غربال – الک – تحریف واژه ی اصیل پرویزن
سرچ serch ۱آب بسیار کثیف ۲لزج ۳آب تند و تیز و بسیار سرد
ولرده velerde مرتعی در میان بند بین بندپی نور و کجور
خون میزه Khoon mize خون میزه
مزرک mazerek از توابع خرم آباد تنکابن
آوله aavle ۱تاولی که در اثر سوختگی ایجاد شود ۲مایعی که قبل از زاییدن ...
مول خی moole Khi مول خی
گلی کاسه geli kaase کاسه ی گلی
شریار sharyaar از شعرای تبری سرا ورازی سرای قرن نهم مازندران که ابیاتی ...
چرچی محله charchi mahalle نام روستایی در تنکابن
پرس peres ۱خس و خاشاک ۲خس و خاشاک جمع شده در آب مقابل سد و بند چوبی
هادائن haadaaen ۱دادن ۲ادا کردن
کارکه kaarke دسته ی نخ سر درگم – کلاف سر درگم
چوک chook جوجه – جوجه ی ماکیان
پر وری برار per vari beraar برادر ناتنی از سوی پدر
بئه boe ۱باشد ۲باش
هقیک heghik سکسکه
شاکله shaa kele شاه کیله
پرمیک permik ۱سیخ شدن مو از ترس یا سرما ۲کنده شدن ناخواسته پر از بدن پرنده ...
کچ پی بیتن kach pey baytan گرفتگی ماهیچه های دست و پا به هنگام خواب
وس بانو vas baanoo نام دختران – علت انتخاب آن آرزوی کافی بودن فرزند یا حداقل ...
لب بند lab – band چوبی که در زیر شیروانی و ادامه ی تیرهای افقی ساختمان چوبی ...
جی جاغ jijaagh نوعی پرنده که در میانکاله یافت می شود
زوار zavaar از توابع تنکابن
دکوشت dakoosht خاموش شده
حیات ور hayaate var از روستاهای شهرستان تنکابن
هرک برک herek berek درست به اندازه
شش انگوشتی shesh angooshti کنایه از افراد:افراد بدجنس
توش toosh ۱جوش کوچک روی صورت یا بدن ۲بشتاب ۳زخم چشم ۴خارش
گوت گوته هکاردن goot goote hekaarden حرف را دهن به دهن کردن – یک کلاغ چهل کلاغ – نق نق زدن
سونا sonaa تشت سفالی رخت شویی
گل وا gel e vaa بادی که از سمت شمال شرقی می وزد
قورچی ghoor chi نام مرتعی واقع در منطقه ی آمل
فرت فرتی fert ferti پرگو
هلاکل helaakel نوعی پرنده ی آبزی که در کناره های رودخانه زندگی کند و به ...
بینگاسری bingaa sari رسمی در چیدن پشم گوسفندان که براساس این رسم هر روز یک چوپان ...
تیر tir په کفا
سلار selaar نوعی روش قرعه کشی در بازی – طریقه ی یارگیری در تمامی بازی ...
نرجیکا nar jikaa گنجشک نر
تیلا کنار tilaa kenaar روستایی از توابع کلارآباد تنکابن
رزین دو قاله rzain do ghaale دو شاخه ی تیرکمان
مغم در بیاردن meghom dar biyaarden ادای کسی را در آوردن
لنگ لوبییتن lenge loo bayiten ۱پایمال کردن ۲تحقیر کردن ۳زیر دست و پا انداختن
پی تج pey taj ۱دنباله رو ۲تعقیب کننده
تاهدائن taa hedaaen ۱کش دادن ۲دنباله دار شدن
زرین آباد zarrin aabaad از توابع دهستان میان دورود ساری
دغالچیین deghaalchiyen ۱مخلوط کردن – هم زدن و زیر و رو کردن – در آمیختن ۲پوشاندن ...
د دفه de dafe ۱دوباره – دوبار ۲دور بعد
گزاله gozaale بسیار تلخ

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۸۴۱
mod_vvisit_counterديروز۲۹۱۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۴۹۲۰
mod_vvisit_counterاين ماه۷۰۵۹۹
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۱۶۷۵۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني