مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
ناخن تکه naaKhon toke
زغال بوره zeghaal boore خاکه ی زغال
ساسی saasi مه غلیظ
مردال ما merdaal maa از ماه های تبری مطابق با آذرماه
سگ درنجن sag darenjen تقسیم ناعادلانه – بخش کردن غیرمنصفانه
دپی لپی dapi lapi درهم برهم – پیچیدنکلاف شدن
اخلات – تره elaat tare مرزه – از سبزیجات خودرو
درد دکت dard daket نوعی نفرین
فولاکن دئن foolaa ken daan تکان دادن
کرف korf روستایی از دلارستاق لاریجان واقع در منطقه ی آمل
خشتی پل Kheshti pel ۱پلی بین کردکوی و بالا جاده که از زمان صفویه باقی مانده است ...
سر هشتن sar heashten ۱جا گذاشتن ۲ول کردن – رها ساختن
گوک کشت gook kesht ریسمانی که با آن گوساله را به پای گاو بندند تا هنگام دوشیدن ...
تجه ما teje maa اول هر ماه که در باور عوام انجام بعضی از کارها در این روز ...
مرانده maraande از توابع پایین خیابان لیتکوه آمل
کلا گرده kelaa gerde از توابع چهاردانگه ی سورتچی ساری
بخت baKhot خوابیده
الیه elleye ۱گیاهی وحشی ۲زمانی که اسب گرما زده می شود،این گیاه را چند ...
زر انداز zer andaaz زیرانداز – تشک
آجیر بویین aajir baviyen آگه شدن هوشیار شدن به هوش آمدن
کین سوزه کاردن kinsooze kaarden
تکل takal کارپایاپای در شالی زار – تعاون سنتی و متقابل در امور کشاورزی ...
ترشی او tershi oo آب ترش – آب ترشی
تلم بند telem band ریسمان یا ساقه رزی که دور کندو پیچند
کپل بزوئن kappel bazooen نوعی معامله و یا اهدای هدیه به عروس یا فردی که بسیار عزیز ...
دب کر deb ker ۱صخره ی بزرگی در یکی از مراتع کجور که شبیه دیوی است که سوار ...
سر بئیتن sar baeiyten ۱از سر گرفتن ۲سقف و شیروانی خانه را بنا نهادن ۳به نتیجه رسیدن ...
ایزده izde روستایی در ناتل کنار نور که در زمان های گذشته به بازار سر ...
لنگا langaa از مناطق شرق تنکابن در زمان باستان که عباس آباد اکنون مرکز ...
ول سر vale sar سرکج
بلن کان belen kaan بلند کن
اوز oz از توابع دهستان اوز رودسفلی نور
سربند sarband پارچه ای بلند و مستطیل شکل که زنان پس از بستن روسری به دور ...
دندیک dandik ناخنک
دواش davaash ۱باشد ۲باش
اسبه – واش esbe vaash نوعی گیاه رونده و هرز که بر درختان جنگلی پیچد
بهلوت behloot ۱هوای به هم خورده و ابری ۲آدم آشفته و ژولیده
سپلته سلپه sepelte selpe ۱تاول ۲سفله
خار آدم khaar aadem آدم سالم – آدم خوب و درست کار
بجونبسن bejoonbessen جنبیدن – حرکت کردن
بلسن balossan پارس کردن
پالان paalaan پلان
کرش koresh جای موقتی گوسفندان،گوساله ها و بره ها
پر زمن per zemen ۱مدت زمان زیاد ۲دیرهنگام – خیلی وقت ها
بوازنیین bevaazoniyen ۱قی کردن ۲دچار اسهال شدن
چارون chaaroon
مهر کوئک mahar kooek گونه ای کرم بزرگ مارگونه به رنگ خاکستری
دودوک بکشین doodook bakeshiyen جهیدن
راستانکی raastaaneki براستی
سه تیکه se tikke نام خورشتی از کره،تخم مر،نبات آرد شده و زعفران آب کرده

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۳۲۹
mod_vvisit_counterديروز۷۱۱۶
mod_vvisit_counterاين هفته۲۵۴۷۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۹۰۹۰
mod_vvisit_counterجمع۱۳۶۰۵۰۵۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني