مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
افغان afghaan ۱ افغان ۲ افغانستانی
شوردن shoordan شستن
خراخش KheraaKhesh به نیکی – به سلامتی – به خوبی
لند lend از توابع چهاردانگه شهریاری بهشهر
سکو سر sakoo sar روی ایوان – روی سکو
شوآر shoaar کشتزاری که زمین آن از اطراف خود پایین تر بوده و آب بیشتری ...
اته بزو کا atte bazo kaa نوعی بازی محلی
تورزی toorzi درخت تبریزی
مئا هکاردن meaa hekaarden ۱سوراخ کردن ۲مته
کوسان koosaan ۱بقایای آتشکده ای از زمان کواذ ساسانی نزدیک روستای پی مد ...
اموج amooj آموزش
زرنا zernaa زرنا سرنا از آلات موسیقی مراسمی منطقه
زانو کینه zanoo kine ضربه وارد ساختن با زانو
پیس پیسی pis pisi ۱پوست نازک بهاره ی درخت که برای گرفتن پیوندک به کار رود ۲سوتک ...
پول بنه بیشتن pool bene beyeshten ۱سرشکن کردن پول برای انجام کاری ۲هزینه کردن در کاری به صورت ...
امانی amaani ۱غصه ۲انتها ۳فغان
خیس هده Khis haade خیس کن
درش dorsh صوتی برای ایستادن اسب
رک هدائن rek hedaaen ۱راست و ریست کردن – رو به راه کردن ۲قوز کردن
شلفین shelfin ارتفاعی واقع در منطقه ی سوادکوه
خارنده khaarende قابل خوردن
چش کنار – هاکردن chesh kenaar haakerden در چشم رس بودن – مسافتی که بتوان با چشم افراد و اشیا را باز ...
بال بزوئن baal bazooen ۱مرحله ای در نمدبافی که با سعد دست بر آن ضربه زنند ۲به پرواز ...
سک مازییه sak maaziye نوعی حشره
غشکه ghashke اسب پیشانی سفید
پهاشت pehaasht چرای صبحگاهی رمه
روگا roogaa ۱پاتوق – مکانی که محل آمد و شد فرد باشد ۲دشت وسیع صحرا
بینگک bingek ۱آدم قد کوتاه – کوتوله ۲معادل عبارت:تافته ی جدا بافته ۳کم ...
پخن peKhen ۲کم تحرک ۲ترسو
سیودرنا siyo dernaa از انواع درنا که رنگش سفید و خاکستری است
سرابنی seraa boni سیر مونی – سیری پذیری
هرونک heroonak هل دادن ناگهانی – تکان ناگهانی
رسفان resfaan
جزکرات joz keraat از درختان جنگلی
شانش بکشیین shaanesh bakeshiyen لرزش شدید پیدا کردن – تشنج پیدا کردن
موس موسی moos moosi لواط همجنس بازی مردان
خطه Khatte جاده – راه
یخان yaKhaan از مراتع کتول
چلیک دکشیه chelik dakeshiye درد کشاله ی ران و زیر شکمدر طب و حکمت سنتی اعتقاد بر این است ...
زک zek ۱آب بینی ۲کم – اندک ۳چکه
دوله دینگوئن doole dingooen ۱در تنگنا قرار دادن به هنگام کار در مزرعه ۲در تنگنا قرار ...
پلنگ لر palang ler نعره ی پلنگ
خاس khaas سطح فوقانی تپه ی بزرگی که دارای شیب تند باشد
آبی نه aabine نی داخل قلیان
برختن beraKhtan ریختن
چن سال chan saal ۱سال های قبل ۲طی چندین سال
رسوان resvaan
قجر ghajer قاجارطایفه ی قاجار این واژه به معنی تند رونده،چابک و چالاک ...
کش بزان kesh bezaan در آغوش کشیدن – بغل کردن
وزنه vazne مقیاس اندازه گیری باروت

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۹۲۳
mod_vvisit_counterديروز۲۳۷۰
mod_vvisit_counterاين هفته۹۲۳
mod_vvisit_counterاين ماه۲۸۴۷۶
mod_vvisit_counterجمع۱۱۵۹۹۱۴۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني