مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کرکیت karkit نوعی قارچ خوردنی
وره کاکو vare kaako محلی از مراتع که مرتفع تر است و فقط بره ها را برای چرا به ...
سوک sook ۱گوشه زاویه ۲تپه
سادات –محله saadaat mehalle روستایی از دهستان لاویج نور
فرام مال feraam maal ۱گاو یا گوسفندی که شیر ندهد ۲گاو یا گوسفندی که هنوز نزاییده ...
مامزیر maa mezir کارگری که قرار داد یک ماهه بندد
می تاشی mi taashi عمل تراشیدن موی گوسفند
پس برسییه pes baresiye ۱اخم کرده – چهره دژم ساخته ۲عودت داده شده
گپه گپه هکاردن gappe gappe hekaarden ۱حرف زدن ۲بیهوده حرف زدن
سیروس siroos بنا به گفته ی کتزیاس مورخ عهد باستانی یونان،پسر چوپانی ازمردها ...
بکش دکش bakash dakash درگیری – تنش
تروجن teroojen از توابع قره طغان بهشهر
تن نشست tan neshast رضایت کامل داشتن در کار یا عمل
کئی قلیه kaei ghalye نوعی نان خورشت که با کدو درست کنند و از غذاهای رایج محلی ...
گزک هکاردن gazek hekaarden ۱پاییدن و نگریستن ۲وارسی کردن با شتاب
مملر mamlor احمق خنگ
پندیر مشتاله pendir mashtaale ته مانده ی پنیر در زیر کیسه ای که در آن پنیر را برای چکیده ...
تینگر tinger کسی که در اثر ضربه ای کاری بر زمین افتد
میان سدمه meyaan sedme فنی در کشتی لوچو
سرینگ بزئن sering bazoen لنگیدن
هی ددار hey dedaar مدام – پیوسته – پیاپی
لاف زئن laaf zaan لاف زدن
بتو bato ۱از انواع سوسک – حشره به زبان کودک ۲نوعی موریانه
رج سر rej sar مرتعی در نزدیکی مرزی دره ی سوادکوه
گرون geron ۱گران ۲سنگین
کردی کلا kerdi kelaa از توابع بابلکنار واقع در شهرستان بابل
توس چرا toos cheraa کار در مقابل سیر شدن شکم – نوعی از روابط کاری در شیوه ی معیشت ...
سختی هادان saKhti haadaan به زحمت انداختن – مشقت دادن
گت ببا gat babaa ۱بابا بزرگ ۲بابا ۳در تحقیر افراد ابله،ساده و عامی به کار ...
دسولوب dasoloob دست گاو
غم غم gham gham آرام آرام
توتوملی too too mali ۱تاب ۲این کلمه به هنگام تاب خوردن بچه ها گفته می شود و گاه ...
زنستا zanastaa زن حمامی
آلش aalesh جفت رحم پس از زایمان
شوره کیله shoore kile نام چشمه ای در شتر گردن میان راه نکا به ساری
پف pof ۱پوک ۲سست ۳فوت
پت پت هکاردن pet pet hekaarden صدای چراغ فتیله ای که در حال خاموش شدن باشد
گوسر gosar از توابع نشتای عباس آباد تنکابن
افوز هاکرد ofooz haakord اخم کرده و ترشرو
کاردکش kaardekash نام روستایی در بابل کنار شهرستان بابل
سنگینی sangini
مسکین چال meshkin chaal نام مرتعی در آمل
قرار gheraar ۱آرامش – تاب و توان ۲کارگر قراردادی سالیانه که اربابان ...
لوکه هکاردن lookke hekaarden در آوردن تخم از پنبه و افشان کردن آن
دسته deste درست است
چلکی chaleki ۱نام روستایی در غرب شهرستان گرگان ۲روستایی در ساری
چلک chalek سطلی چوبی یا فلزی که برای پیمانه کردن به کار گرفته می شداز ...
پشته ور peshte var ۱از راه پشت سر ۲پشت بدن
چائوشی chaaooshi ۱آوازی آیینی برگرفته از موسیقی مذهبی استپیش خوانی به هنگام ...
ایگه ige از مراتع نشتای عباس آباد

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۷۴۹
mod_vvisit_counterديروز۳۶۷۹
mod_vvisit_counterاين هفته۱۷۴۹
mod_vvisit_counterاين ماه۶۷۱۳۵
mod_vvisit_counterجمع۱۱۸۰۶۴۰۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني