مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بخواس beKhaas خواسته – متمایل گشته – خواهان
دورون بتن dooroon boten پا از گلیم درازتر کردن
غارب بکاردن ghaarb bakaarden غر کردن – برجسته شدن
دورابه dooraabe ۱نقطه ی دور ۲سراب
ولگ valg نوعی گیاه انگلی بالا رونده از درختان جنگلی
هدی دشنین hedi desheniyen پوشاندن و دفن کردن اشیا و اجسام با خاک یا پوشال و علوفه
پائین فوتم paain footem از توابع دهستان کیاکلای قائم شهر
هشت چله hasht chele بافته ای که پنهانی آن یک وجب و هشت انگشت است – اصطلاحی در ...
تنگ سرپتی tenge sar peti
سنگ سو sange so با سنگ ساییدن – سنگی که کارد و چاقو را با آن تیز کنند
دبه در بییار dabbe dar biyaar اعتراض کن
قاب ghaab ۱بشقاب بزرگ مسی – سینی ۲کشکک زانوی گوسفند که در قاب بازی ...
شانه سرک shaane sarek هدهد – شانه به سر
ور ساقی var saaghi ور+ساقیدر لغت به معنی:در کنار ساقی است و در موسیقی نام تکه ...
لاغر کتو laaghare kattoo
کپا kopaa توده ی عظیمی از زراعت درو شده و بسته شده که در یک جا جمع آوری ...
باریک baarik از طوایف و تیره های ساکن در کتول
جز ریک jez rik سوختگی شدید – سوختگی همراه با مچاله شدن – سوخته و جزغاله ...
سلم سلم هکاردن salem salem hekaarden کم بها دادن به کار
الات خل elaaeKhel محل زندگی کولیان
خزر گام بزه Khezer gaam bazoe ازدیاد محصول – پرباری حاصل کشاورزی
لر و پرت le opert پاره پوره
التپه altappe روستایی از دهستان پنج هزار بهشهر
چپه cheppe اندک کم ذره چکه
آهوسرا aahoo saraa از دهکده های فخرعمادالدین واقع در استرآباد رستاق
سر ملقی کا sar malleghi kaa از بازی هایی که در شب حنابندان و شب نشینی ها اجرای می شددر ...
دتکانین datkaaniyen ۱کوبیدن ۲تکان دادن ۳خواجه کردن – مقطوع النسل کردن ۴خالکوبی ...
ول بئن val baen ۱اخم کردن ۲دولا شدن – چهاردست و پا راه رفتن
پلت هاییت palat haait از مراتع نشتای شهر عباس آباد
موس پیزی moos pizi موس پیزی
هرمس heremes ۱پا به فرار گذشته ۲رمیده
هپلقانیئن hepelghaanian خوردن یا خوراندن از روی اکراه و اجبار
رکه رو reke roo آمد و رفت
لیک lik ۱اردک مرغابی خانگی ۲پرنده ی دریایی و مهاجر به اندازه ی غاز ...
خرمنی چال Khermani chaal از توابع دهستان زیرآب سوادکوه
المیتان almitaan از دهستان چلاو آمل
چکه مال cheka maal گوسفندی امانی که صاحبش نزد چوپانی به امانت گذارد – تعداد ...
تاکم taakom از توابع کلیجان رستاق ساری
دغ رند degh rand کفگیر یا ابزار دیگری که برای کندن ته دیگ استفاده شود
سوزیر sozir گیاهی است
دوشین dooshin از انواع اهرم
کاکل kaakkel بالا و انتهای درخت یا هر چیز دیگر
مارکاسه شو maar kaaseshoo سور دادن خانواده های داماد به خانواده های عروس یک شب پس از ...
انجیلی anjili نام درختی جنگلی با نام علمی erisca arrotia
جنبلی janbeli کبوتر کوهی – کبوتر وحشی
دله کش dele kash ۱کسی که غوزه های درشت پنبه را در هنگام غوزه چینی،با رندی ...
آتش برق aatesh bargh درخشش برق آسمان آذرخش
غار دبه ghaar dabbe برآمدگی آماس
مایی گو maayi go ماده گو
سکه seke ۱یک سوم ۲یک چهارم را نیز گویند

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۶۲۱
mod_vvisit_counterديروز۳۷۳۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۳۱۷۳
mod_vvisit_counterاين ماه۵۳۵۷۲
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۹۲۸۴۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني