مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
جلی رود jali rood از توابع بندپی بابل
پچه peche ۱ساق پا ۲مچ پا ۳یک طرف فک حیوانات
ابلق کهر ablegh kahar چهارپایانی که پوستی با لکه های زرد متمایل به قهوه ای و سفید ...
سیس کلی siskeli نوعی تفنگ نامرغوب
تیساپلینگ tisaa peling پای برهنه
برم – دار baram daar ۱چوبی که در کنار بوته ی خیار یا لوبیا یا انگور فرو کنند تا ...
سرشن sar shan تخته هایی که در گاوبنه روی دو چوب متوازی و بر بالای جایگاه ...
چاق دین تپه chaagh din tappe تپه ای قدیمی و دست ساز در حوالی قره تپه ی بهشهر
خرمندی Kher mendi نوعی خرمالوی وحشی با میوه های ریز – خرمالوی جنگلی که از ...
لمبوک – بزوئه lambook bazoe چوب کرم خورده و پوک
سی په sipe ۱از توابع کسلیان قائم شهر ۲دامنه
رفک refek سکو
ایاپر تیکاپر ayyaapar tikaapar از بازی های کودکانه:در این بازی دو نفر در مقابل هم بر روی ...
هر هر هاکردن her her haakordan خندیدن از سر بی قیدی یا از روی تحقیر
شال اسبیج shaal esbich از گیاهان آبزی است
هلشت halesht ۱ریسمانی از ساقه ی مو برای کشیدن چوب یا حیوان مرده ۲تلف – ...
آبسن aabessan نک:آوس
گرمرود garme rood از توابع کلیجان رستاق شهرستان ساری
خال چمنده Khaal chamende خال سیاه
پل pel زوار چوبی که زیر پوشش سقف بر روی هلا میخ می شود
چسمبابو chesem baaboo نوعی سوسک – سرگین غلتان
یپور yapoor ۱سرکش ۲خود بزرگ بین
شلتاغ sheltaagh ۱داد و فریاد ۲دست و پا زدن – فعالیت برای نجات
شلغوز shalghooz مکار بی سر و پا
تنبکو tanbakoo تنباکو
ترکنش terekenesh ترکنش
یورمله yoor male روستایی از گتاب بابل
روشنده rooshende فروشنده
پشت اوان peshte evaan ایوان پشت خانه
خجله Khejele قاچ هندوانه
وردار var daar ۱پهن عریض ۲ینگه ی همراه عروس
چغتیئن choghtian نشستن به روی زانو در حالی که شکم به ران ها بچسبد و سر به جلو ...
پیان peyaan مثل – مانند
اشتلنگ oshtolang ۱لندهور ۲کنایه از افراد قد بلند
آفتاب دیم aaftaab dim جای آفتاب گیر
اجا – بن ojaa ben ۱زیر درخت اوجا ۲محله ای در بابل ۳روستایی از دهستان انجیراب ...
اشنوسک eshnoosek نشنیده گرفتن – تظاهر به نشنیدن
کشیر kashir از طوایف و تیره های ساکن در منطقه ی کتول
جرد هاده jerd haade پاره کن
بالو زن baaloozan وجین کاری که با کج بیل وجین کند
راستانکی raastaaneki براستی
سبک او sabakooo آب سبک و گوارا
وشنسن vashenessan نور پراکندن – درخشیدن
دپلاس deplaas پوسیده – پلاسیده شده
پکره pekere مکانی در نزدیکی سنگرخ شهرستان سوادکوه
سی هلا sihalaa چوب های بلندی که در نبش شیروانی مورد استفاده قرار گیرد
پروک perook پلک زدن – به آوردن چیزی هم چون پلک چشم – محل اتصال مژه به ...
پک به پک pek be pek پی در پی – پیاپی
بن لا ben laa ۱کنار ۲پرچین ۳زیرانداز
تر دماغ tar demaagh شاداب و سرحال

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۴۴۱
mod_vvisit_counterديروز۵۲۳۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۹۲۷۴
mod_vvisit_counterاين ماه۸۷۳۸۰
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۳۷۷۲۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني