مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
هسار hesaar شبنم – شبنم زمستانی که شب هنگام یخ بندد
پپین papin از توابع دابوی جنوبی بخش مرکزی شهرستان آمل
ریا riyaa جوانه ی کوچک
دزدی مال dezdi maal کالای دزدی
تنه په tane pe اندام
خوردکش Khoord kesh ادرار شاش
بجوسن bajoossan جویدن
پیشان pishaan ۱ته،پایان ۲صدرخانه
اوله oole آبله
خونده گری Khoonde gari ترانه – تصنیف
پلیس بیته palis bayte پایان یافتن اندک چیزی که باقی مانده باشد
چچن chachen درختی که تنه اش پر از خزه باشد
سه قلمه se gholme ضربه زدن با بابند دوم انگشتان دست
او رو o roo ۱آبی که به سمت خزانه ی آسیاب هدایت شود ۲پاروی قایق
ونگ هاکردن vang haakerden بانگ زدن – فریاد زدن
په کلی هدائن pe keli hedaaen سخن پراکنی در حمایت و پشتیبانی از کسی
بندنا bandenaa ساقه های منعطف گیاهی که برای بستن دسته ی گیاهان دیگر به کار ...
مشتله قونه meshtele ghoone مژدگانی
برابر ده beraarde ۱روستایی از دهستان فریم ساری ۲روستایی از دهستان میان دو ...
کلا پی kelaa pey از توابع بندپی بابل
ترش زمبلیک tersh zembelik خیلی ترش
شربت خاری shar bet Khaari ۱نوعی پارچ آبخوری ۲مراسم عقدکنان
غش بکرد ghash bakerd ۱از هوش رفته کسی که به بیماری غش و صرع دچار شده باشد ۲شیفته ...
چبش chabesh ۱بز نر یک ساله ۲بزغاله ی نر دوساله ی اخته شده ۳بزغاله ای ...
پرگب per gab پرگوی – آن که زیاد سخن می گوید
شور بردن shoor borden کوتاه شدن – کوتاه و تنگ شدن لباس پس از شستن آب رفتن
چال زمین chaal zamin ۱از توابع دهستان کوهستان غرب شهرستان چالوس ۲زمینی که گود ...
جابورد jaaboord ۱فرو ررفته ۲جا رفته
پر زور per zoor انبان پر از گندم یا جو
تانکه taaneke شورت – شلوار زیرکوتاه
کل وی هر kal vi her نام مرتعی در لفور واقع در شهرستان سوادکوه
آسمون aasemon آسمان
تیمه – گوشت time goosht گوشت خرد شده و قیمه شده
بله پلا bale pelaa ضیافتی سرورآمیز،که پس از بله گرفتن در خواستگاری از طرف خانواده ...
گوش کشی goosh kashi ۱استراق سمع ۲تنبیه کردن – گوش مالی
موننا moonnenaa شبیه – مانند
واوشیکا vaavshikaa
پتال چش pataal chesh چشم درشت و باد کرده
چلم chelem روز چهلم
چنگ بمان chang bomaan ۱پا دادن – موقعیت مناسب دست دادن ۲به دست آمدن – به چنگ آمدن ...
دگردسن dager dessen تغییر حالت مایعات و شیر
یهودی مله yahoodi male از محله های قدیمی شهرستان بابل
اس – تارف es taaref احوال پرسی – خوش و بش
بتس botes بزن – ضربه بزن
بچابچا bechasa bechaa پامچال
زیگال zigaal چوب های نازک که در دیوار ساختمان کاه گلی به کار رود
مل ما male maa ۱ماست تازه مایه زده ۲لاغر
موره او moore o آب گندواش که جهت رفع درد گوش و شکم درد به بچه خورانند
نش nash از انواع بازی های شبه ورزشی متداول در منطقه بوده استدر این ...
شمشل shamshel شمشیر

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۳۰۵
mod_vvisit_counterديروز۶۹۴۴
mod_vvisit_counterاين هفته۵۶۲۷۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۳۳۸۶
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۲۱۸۳۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني