مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
سالزون saalezoon روزهای عادی سال غیر از روزهای ماه رمضان
میرکی mireki میرکی
جک جا jeke jaa ظروف و لوازم آشپزخانه
آسیاسر aasiyaa sar از محله های قدیمی آمل
جینگال jingaal ۱بزکوهی کوچک ۲یک مشت،شالی درو شده
پارت پارت paart paart نوعی راه رفتن که با گام های بلند همراه باشد
سفال sefaal ۱ساقه ی خشک برنج ۲سفال
هاکل haakal تنها – جدامانده از گروه یا رمه
برگلی bare gali دری در آغل گوسفندان برای خروج یک به یک آن ها
پترود پی petrood pey از توابع دهستان بندپی شهرستان بابل
تخم حروم toKhm harom ۱تخم حرام – حرامزاده ۲در مقام توهین گفته می شود
شخ شخ sheKh sheKh خش خش – صدایی که بر اثر پا گذاشتن بر برگ های خشک شنیده شود ...
پلنگ آرام paleng aaraam مرتعی در روستای شیرنوای علی آبادکتول
انند anand روستایی کهن در کوهستان شرق کلاردشت در کنار راه تهران چالوسنام ...
جریکه jerike ۱فریاد:جیغ ناگهانی همراه با گریه ۲صدای خوک به هنگام خشم
زینب خون zeyneb Khoon تعزیه خوانی که در مجالس تعزیه نقش حضرت زینب را به عهده داشته ...
جنازه چو jenaaze choo چوب تابوت
ککه kaka شکلات – قند به زبان کودکان
لینگ بشکس ling beshkes پا شکسته که نوعی نفرین است
سنگل sengel گردن افتاده – آدم مزاحم
مرده لیک merde lik ۱لاغر و مردنی ۲مرده ریگ – ماترک
بارفروش – ده baar froosh de بار فروش
این سنه in sane امسال
قراپک gheraapek آروغ باد گلو
چپرک chaperek نام دامنه ای در حومه ی آلاشت سوادکوه
چپری chaperi سریع تند
هسکا پیلکا hassekaa pilekaa استخوان ریز و درشت
ترنگ فوکاک tereng fookaak حواصیل شب – نوعی لک لک
کولی koli لانه ی ماکیان
سیاقلاچ siyaa ghalaach کلاغ سیاه
بنه بییتن bene baiten ۱نشستن برف بر زمین ۲به زمین افتادن
دار هنگن daar hangen
آلم چر aalem char چرای کشتزار توسط دام بعد از برداشت محصول
چیک چلیک chik chelik میوه ی کوچک
پیش شار pishe shaar اولین خرمن بعد از برداشت محصول
پشت موزه pesht mooze راسته – گوشت راسته دام
باربیاردن baar biyaardan ۱به باروری رسیدن ۲میوه دادن
داد رس daad res ۱فاصله ای برای رساندن صدا – صدارس ۲برنج زودرس
اکتیج کلا ektij kelaa روستایی از دهستان ساسی کلام بابل
کماسی kemaasi ۱روستایی در شرق گرگان ۲همچنین کماس نام محله ای در روستای ...
نچ nach ۱صوتی در مقام نفی ۲نه خیر
چش سو در بوردن cheshe soo darboorden از حال رفتن – از رمق افتادن
خانه شاگرد Khaane shaagerd پادو شاگرد
تیکه تریش خار tike tarish Khaar کسی که با خوراک و یا پول دیگران زندگی کند – طفیلی
آشنا aashnaa ۱موش درشت اندام ۲سنجاب ۳در اصطلاح به افراد لاغر و بدقیافه ...
بسن bossen پاره شدن
ازی ezi نوعی حشره – بید – شپشه ی برنج
گت تلا سر gat telaa sar مرتعی در لفور شهرستان سوادکوه
مازی گاسر maazi gaasar ۱نام محدوده ای زراعی در دهکده ی چارز کلارآباد ۲مرتعی شاداب ...
ججلیس jejelis ۱سوختگی شدید – سوختگی همراه با مچاله شدن ۲جمع شده

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۴۰۶
mod_vvisit_counterديروز۳۶۰۱
mod_vvisit_counterاين هفته۶۰۰۷
mod_vvisit_counterاين ماه۸۴۰۵۰
mod_vvisit_counterجمع۱۱۹۳۰۲۰۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني