مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پسونک pessoonek محل گذاشتن چاشنی تفنگ سرپر در ته لوله
کارو بکشیئن kaaroo bakshiyen نزدیک شدن رشد گیاه به مرحله ی گل دهی – بیش از اندازه رشد ...
تب کا تب چو tab kaa tab choo وسیله ی بازی:توپی کوچک(به اندازه ای که در مشت جای گیرد)و در ...
تن زور بین tan zoor bayyen تنبل شدن
برسه barase روستایی از توابع دهستان دوهزار شهرستان تنکابن
سر چه ser che کوتاه قد برای تحقیر نیز به کار می رود
سنبور sanboor کند مخالف تیز
زارک zaarek از توابع بندپی بابل
رنگ دکتن rang daketan باز آمدن دوباره رنگ به چهره پس از بیماری یا وحشت و ترس
چوله choole پستان دختر تازه به بلوغ رسیده
علی زرنو ali zarno از توابع دهستان بندپی واقع در منطقه ی بابل
ارغج arghej ۱محوطه ی کوچک و سرباز جهت نگاهداری گوساله ۲گزافه گو
هنگز hengez ۱خشم ۲حمله ۳موجب – سبب – انگیزه ۴وادار
کمل kamel کاه شالی – ساقه ی شالی درو شده جهت خوراک چهارپایان
کنتا kontaa ۱از توابع چهاردانگه ی سورتچی ساری ۲کدام یک؟
ارسین arsin خاک انداز فلزی که برای هم زدن و جابه جایی آتش به کار رود
شوری shoori شوری معنای شوق و فراوانی را در برابر کلیه ی واژه های متضاد ...
پلی بیتن pali baytan افتادن – شکست خوردن
دنگر denger کوزه
مئیج maeij کشمکش
چمبلی بزوئن chembeli bazoen بیرون آمدن چند میوه از یک نقطه ی شاخه
گگ gaga لفظی برای کودکان که جهت نام بردن از قند بکار برند
چلچلی chelcheli مرتعی در روستای خلین در علی آباد کتول
شلسون shelessoon مکانی بین راه لفور به آلاشت سوادکوه
لاله laale ۱شمعدان ۲شیشه ی جراغ لمپا
بنارده داشتن benaar de daashten کسی را مورد تهدید قرار دادن
کوات kevaat از توابع چهاردانگه ی سورتچی شهرستان ساری
بل دم beldem دسته ی بیل
تلوس taloos ۱آت و آشغال ۲علف های پاییزی
سیب هدائن sib hedaaen ۱فشار آوردن – در تنگنا قرار دادن ۲نهیب زدن
گل قدره gel ghadere کاسه ی بزرگ گلی
اموج amooj آموزش
دکتل de katel نیم دانه – خرده برنج
دتکه detakke تأخیر زمانی در انفجار چاشنی تفنگ که گاه موجب فرار شکار شود ...
آغوز کچلاب aaghooz kechelaab آغوزچوبلاغ
رم rom ۱شاخه ی نازک درخت ۲چوبی بلند که با آن گردو را پایین ریزند ...
جز مغز joz maghz مغز گردو
سرپایی sar paayi ۱دمپایی ۲گذری ۳پذیرایی کننده
پوس تخت دنگوئن poost taKht dengoen poost پوس تخت دنگوئن
چش بکتن chesh baketen از چشم افتادن – طرد شدن
گلمه golme قطع کردن شاخه های درخت و باقی نگه داشتن تنه ی آننوعی هرس ...
اوجه – منق oja mannagh سیرناشدنی
کمش komesh ۱جنب و جوش ۲حرکت نامحصوص ۳کمش یا قومش و یا قومس نام قدیم ...
سفید خنه sefid Khone اتاق سفید رنگ که در افسانه های عامیانه پر از خم های طلا و ...
همالسن hemaalessan ۱تاکردن آستین دست یا لنگه ی شلوار ۲مالاندن
سن بور sanboor ۱توت فرنگی وحشی ۲آلبالوی وحشی
نمکاری nemkaari نمکدان گلی و نسبتا بزرگ که در آن آب ریخته و از آب و نمک موجود ...
تیلاکنار tilaa kenaar از آبادی های تنکابن
اربی arbi یکی از رنگ های بز(خرمایی رنگ)
چل chel چمنزار همراه با پستی و بلندی و چاله های کوچک که در آن ها آب ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۹۲۴
mod_vvisit_counterديروز۳۵۸۰
mod_vvisit_counterاين هفته۲۳۲۳۲
mod_vvisit_counterاين ماه۶۳۶۳۱
mod_vvisit_counterجمع۱۱۸۰۲۹۰۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني