مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
کمر سر kamer sar بخشی از بلندی های غرب التپه ی بهشهر
نارنج پتکا naarenj patkaa رب آب نانج
تکا takaa ۱گالش جوان و تازه کار ۲نوعی پرنده ۳پایین تر
بیرز biraz کنفگیاه کنف که از آن گونی،طناب و تور سازند
یک فرا yek feraa دوره ای کمتر از ده روز که کرم ابریشم برگ های ریز توت را می ...
چوغا کیسه choghaa kise کیسه ی پشمی جهت زدودن چرک در گرمابه
جیر دستانکو jir dastaankoo روستایی از توابع رامسر
قن ghen ۱به رعایایی می گفتند که در گذشته با زمین خرید و فروش می شدند ...
ارگ – بن argeben منطقه ای تاریخی با آثارباستانی قابل اعتنا در شرق لاشک نور ...
تمیشه tamishe تمیشه نام شهری قدیمی بوده استبعضی تاریخ نویسان تمیشه را ...
دب خنه debKhene برجستگی هایی در دامنه ی کوه که در اثر شستشوی باران به صورت ...
اونک oonek آبکی
صب sob بامداد
اسبه سلیم esbe salim سلیم سفید که پرنده ای است
ترمار tar maar گاو تازه زاییده
هکشی hekshi نوعی خورشت کدو – کدو را آب پز کرده،پس از خشک شدن آب دیگ،آن ...
اوهاکت o haaket میوه ی پخته شده – میوه های بسیار رسیده و آبدار
بردن barden نوعی سبزی صحرایی که غیرخوراکی است
او – آن oo aan آن ها
لاشه laashe ۱شکاف ۲هر چیز زبون ۳تراشه ی هیزم
خش پسن Khesh pasan خوش پسند
جاجاجیرک jaajaa jirak قایم باشک بازی
اسدوانی asde vaani اسب دوانی – تاخت و تاز
مونج moonj از توابع زانوس رستاق کجور
بلک داشتن balek daashten کنایه از:متنفر بودن – نفرت داشتن از کسی
سیله بن sile ben روستایی از دهستان فیروزجاه بابل
دار شو daar shoo کسی که در بالا رفتن از درخت مهارت دارد – بالا رونده از درخت ...
جزه – جزه jezze jezze صدای حاصل از ریختن آب یا چربی گوشت کبابی بر روی آتش
پکه پیت pakepit رخت کهنه و فرسوده
سگگ sageg گیره ای که بالای دو سر ریسمان قرار دهند تا به همدیگر بچسبد ...
توم کندی toom kandi عمل برداشت نشای برنج از محل خزانه جهت نشا
چپ چش chap chosh دوبین لوچ
مرد مزیر mardemezzir مرد جوان
کانک kaanek ۱نفس عمیق بعد از گریه ۲سکسکه
راه ره پدا هاکردن raa re pedaa haakordan ۱راه یافتن ۲از شیوه و راه و رسم کاری آگاه شدن
هنوانه hanvaane هندوانه
پش پشو pesh pesho ۱به هم ریختن ۲جستجو کردن – در جستجوی چیزی بودن
غرماغ ghormaagh چماق
اش esh تکیه کلام مردم آلاشت در اظهار شگفتی از گفتار مخاطباین لغت ...
بیومت biyoomet ۱آموخته ۲آموزش دیده – تربیت شده ۳گاونر تربیت شده جهت شخم ...
خفه بین Khafe bayyen ۱کمین کردن ۲پنهان شدن
اته کل – توتی کل ate kal tooteye kal از انواع بازی های بومی که تنها جنبه ی سرگرمی دارد
خوبییتن Khoo bayten خواب آلود شدن
هست hest ۱بایست ۲بلندشو
کتا ketaa کوتاه
بیکن biken ۱پوزه بلند ۲آدمی که پوزه ی غیرعادی و نامتناسب و جلو آمده ...
خر Kher ۱خورشید ۲مخفف خواهر
درغ derogh دروغ
انجیلا منجیلا anjilaa manjilaa آیین آفتاب خواهی در مازندران قدیم که با شعر و موسیقی همراه ...
کرچ کلاغ koerche kelaagh نوعی کلاغ،کلاغ زاغی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۶۶۷۸
mod_vvisit_counterديروز۹۵۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۳۹۸۹۶
mod_vvisit_counterاين ماه۲۰۵۱۳۲
mod_vvisit_counterجمع۱۶۳۰۶۱۰۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني