مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
پلخ پلخ poloKh poloKh غلغل کردن آب به هنگام جوشیدن
چاج chaaj ۱لبه شیروانی ۲قسمت انتهایی دیوار که به سقف متصل می شود
بیم بور biyam boor رفت و آمد کردن – آمد و شد
هلو آبی haloo aabey از انواع خورشت
فروناک foroonaak از دهستان سجارود بابل
هرنگن herengen آویزان کردن
پلان polaan پالان
خوالینسکم موره Khevaalinskom more از نام های باستانی دریای خزر در منابع روسی(more khainskm)
خمیر بیتن Khamir bayten چانه کردن خمیر
ا زیرکا o zirkaa ۱کنایه از ریشه کن شن افراد یک دودمان ۲آب زیرکاه – موذی
هنقچه hanghache جست و خیز و واکنش کودک خردسال قبل از به سخن آمدن
غش بکرد ghash bakerd ۱از هوش رفته کسی که به بیماری غش و صرع دچار شده باشد ۲شیفته ...
کولک koolek گل پر
ولگه valge برگه
ورکار var kaar ۱شریک – انباز ۲همکار
اوکرکا o kerkaa روستایی از دهستان چهاردانگه ی هزارجریب ساری
او ooo آب
کوس کره کاردن koos kare kaarden با فشار به جلو رفتن
کیونی kivoni کدبانو خانم خانه دار که در کارش ماهر باشد
پجیئن pajien پختن – طبخ نمودن
پاشور paa shoor ۱جای شستن پا ۲شستن پا به منظور پایین آوردن حرارت بدن به هنگام ...
چو خاردن choo khaarden کتک خوردن – چوب خوردن
ازین ozin جایگاه چیدن و انباشتن موقت بافه های گندم و برنج و جو
پمن هکاردن pemon hekaarden ۱پیمانه کردن ۲اندازه گیری مساحت زمین
سلوزه selooze ۱مکانی در رودخانه با آبشارهای کوتاه ۲تخته سنگ
از رود – سر azrood sar روستایی از دهستان بندپی بابل
جفت کو jefte koo دو تپه ی عظیم،یکی کنار رودخانه قادی خیل و دین تپه و دیگری ...
په در pedar ۱در پشتی اتاق یا ساختمان ۲اتاق بزرگی که به حیاط خلوت منتهی ...
کل زوون kel zevoon ۱لال ۲زبان کوچک درون دهان
زور هدائن zoor hedaaen نیرو وارد کردن،زور زدن
پیون peyvon ۱پیوند ۲اتصال نهالی به نهال دیگر ۳مثل مانند
تلا telaa ۱خروس ۲زر طلا
درنجس بین darenjes bayyen ۱ریز و خرد شدن ۲کوفته و مانده شدن
بنیشته کیجا benishte kijaa دختر پا به سن که در خانه ی پدر مانده باشد
تنورک tanoorak نام کوهی در نور
بپجان bapejaan بپز
یک ضرب yak zarb یکباره – یک دفعه
تنه منه هکاردن tene mene hekaarden ۱لج کردن ۲ کاری به دیگر حواله دادن
خزانه Khezaane ۱انبار – خزانه ۲حوض آب گرمابه های قدیمی
ملا ملا melaa melaa آهسته آهسته
پروپی par o pey از راه به پایین تا مچ و پاها
لمس lams ۱کرخت ۲بی حس و حرکت
چکو chakoo ۱خس و خاشاک ۲خرمن ۳غلاف پوک و بی دانه
بترساندن batersaandan سرانجام ناخوشایند کاری را به کسی بازگو کردن و او را از فرجام ...
داد رس daad res ۱فاصله ای برای رساندن صدا – صدارس ۲برنج زودرس
انگوشته مر angooshte mor انگشت مهر
دماجی de maaji دو یا چند میوه ی چسبیده به هم
کمچلیز kamcheliz نوعی آبگردان جهت هم زدن و تفکیک سرشیر از شیر
سربشتن sar beshtan جا گذاشتن
دس بلشتی das baleshti دله دزدی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۴۳۶
mod_vvisit_counterديروز۵۲۳۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۹۲۶۹
mod_vvisit_counterاين ماه۸۷۳۷۵
mod_vvisit_counterجمع۱۳۲۳۷۷۱۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني