مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
نخنک naKhonek ناخنک
راغون raaghoon روغن یا کره ی داغ شده
بنجت benjet بسیار خرد شده
چارخیک chaar Khik شکمی که از پرخوری بر آمده شد
وشار veshaar بیدار
سوت تلار soot telaar نام مرتعی در حومه ی شیرگاه
خدخدی کا Khed Khedikaa ۱خط بازی ۲لی لی بازی
کیجا وچه چایی kijaa vache chaayi ۱برگرفته از پذیرایی با چای که توسط دختر برای خواستگار انجام ...
زرد زار zarde zaar زرد زار
کرکری ker keri خرخره،نای
گا در گا gaa dar gaa بدتر خیلی بدتر
آزاب aazaab نام مرتعی در آمل
خارخون khaar khoon ۱ازتوابع دهستان چهاردانگه ی سورتچی شهرستان ساری ۲نام قدیمی ...
پش شر pesh shar ۱پشت سر ۲مقداری از گندم،جو یا شالی که بلافاصله پس از درو ...
بمردیک bamerdik بمیراک
آفتاب مار aaftaab maar هنگام غروب شام گاه
وجا دره vejaa darre مرتعی در زرین گل کتول
نماش سر nemaash sar هنگام غروب
تیرنگ کرک tireng kerk قرقاول ماده
پئی ورزا paei varzaa گاو نری که منفرد برای شخم زدن مورد استفاده قرار گیرد
جوله – کون joole koon ظرف شیردوشی
دئین daeiyen ۱بودن ۲حضور داشتن
اشکلک eshkelaak قلمه ی کوتاهی که در قلمستان کارند
افتوتال afto taal زنگ بزرگ که بر گردن گاو آویزند
در نماشن dernemaaahon عصر دیروز
سک فیس sake fis بوی بسیار گندیده و بویناک که به باد شکم تشبیه کنند
یک کپلی yak kappeli سواری یک نفره
موه meve ۱نوی گلابی ۲برای من
زانو zaanoo محل اتصال استخوان ساق و ران
رخی بزوئن roKhi bazoen قل دادن روی زمین
اسبه – چشمه esbe chashme نام محلی در حوزه ی شهرستان سوادکوه
لنگ به تش leng be tash دراز کردن پا به سوی آتش به هنگام خوابیدن
موس moos ۱باسن – سرین ۲تحریف موز و مازتبری به معنای کوه
ماتمی maatemi نوعی نفرین به حیوان به این معنی:که تو را در ماتم و عزای صاحبت ...
زله zele درد خفیف و آزاردهنده ی استخوان و ماهیچه ها که براثر کم کاری ...
آزار بن aazaar ben از توابع دهستان گیل خواران
خوش انگور Khosh angoor مهمترین کوه در شرق رود عبداللهی و جنوب روستای یانه سر و شمال ...
بم بجستن bem bajestan ۱بالا و پایین پریدن – جست و خیز کردن ۲نوعی بازی
هدایتن hedaayten بده بستان کردن
بتکان batkaan ۱کتک بزن – بکوب ۲بزن
سک لو sake low پارس سگ
را ور هدائن raa var hedaaen ۱از راه منحرف شدن ۲تغییر مسیر دادن
وسی سر vessiye sar از توابع خانقاه پی قائم شهر
نفیر nafir ۱حالت قهر و ناز ۲نفرت انگیز زشت
ژاژ zhaazh ۱حالتی از هر نوع برآمدگی ۲برآشفتگی ۳حالت موی پف کرده
لته مرز late marz مرزهای بزرگی که قطعات زمین را از هم جدا کند و محل آمد و رفت ...
اسپه – کلا espe kelaa روستایی از دهستان دابوی جنوبی آمل
خوله شی Khole shi شوهرخاله
آرداله aardaale ۱علفی هرز به نام:قیاق ۲نوعی آش قیاق ۳نوعی چسب که با آرد درست ...
استغن esteghon استخوان

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۲۱۷۴
mod_vvisit_counterديروز۹۵۵۴
mod_vvisit_counterاين هفته۳۵۳۹۲
mod_vvisit_counterاين ماه۲۰۰۶۲۸
mod_vvisit_counterجمع۱۶۳۰۱۵۹۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني