مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تیرک tirak چوب بلند خیش که به گردن حیوان وصل شود
ملا کیله mollaa kile یکی از نهرهایی که به خلیج استرآباد می ریزد
الو alo شعله ی آتش
جولا joolaa ۱بافنده ۲نام طایفه ای بزرگ در رامسر
امام زاده قاسم emaam zaade ghaasem از بقاع متبرکه واقع در شهرستان آمل و بابل
تق tagh ۱اندازه ۲حدس گمان ۳بوته ی کدو،خیار و غیره ۴ریشه – اصل
زرشک بن zereshk ben مرتعی در نزدیکی نهرود بار کجور
چم chom ۱رعیت ۲چشم ۳عادت کردن و مانوس شدن با حیوان یا اشیا انس و ...
نوئرد noo erd چوبی که پارچه ی بافته شده را در کارگاه پارچه بافی قدیمی به ...
چم chem ظرفی به شکل نیمه مخروطی،بافته شده از ترکه های درخت توت و ...
نئب تری neeb teri نئب تری
دایله daayle چوب دو شاخه
اهلم ahlam روستایی در آمل
هول آیتن holaaytan شتاب کردن
گرمینه garmine فلفل
ازن azan اعلام فسخ و یا پایان کار
کمل وندی kamel vandi کاه بندی – کاه را دسته بندی کردن
دسی خر dasi Khar ۱آدم زشت و ژولیده ۲آدم چاق و بد لباس
بیون biyoon مانند
تخی پخی teKhi peKhi پر انباشته مالامال سرشار
پیچاپیچاگلی pichaa pichaa golay گل پامچال وحشی
اسپرز esperez ۱روستایی از دهستان میان دو رود ساری ۲از توابع دهستان اندرود ...
خکن Kheken ۱سیری ناپذیر ۲بسیار شکم گنده ۳مرحله ای از رشد برنج
گاره gaare ۱گره بندی ۲غنچه ۳گهواره
کاسگر محله kaasgar mahalle از توابع کالج واقع در کجور
مدار هکاردن medaar hekaarden دوام آوردن – پایداری کردن
خون دار Khoon daar نوعی تفنگ قدیمی
دس کل das kel گردوی بزرگ و سنگین که از آن به عنوان تیله استفاده کنند
له پور la poor ۱گل شل ۲شالی زار باتلاقی
گرده gerde ۱برنج گرده ۲بذر خاصی از برنج،که برنجی نامرغوب و ارزان قیمت ...
بسوجان basoojaan بسوزان
بز می گال bez mi gaal کیسه ی پشمین،که از موی بز بافته شود
واهاکردن vaa haakerdan باز کردن – گشودن
اپوخی apooKhi ۱از انواع انگور تاج ریزی ۲تیره ای از سیب زمینی که نوع معروف ...
راس راس raas raas ۱ایستاده به طور تمام قد ۲استوار – محکم
ورچو var choo چوب تنگ گهواره
اسپی – کلا espi kelaa از توابع دهستان ناتل رستاق نور
گنج سرخاس ganj sar Khaas راسو قاقم
گتاره getaare ۱سر به سر گذاشتن ۲سخن گفتن از روی حقد و حسددرباره ی کسی یا ...
عرق جوش aragh joosh عرق سوز جوش هایی که در اثر عرق ریختن پدیدار شود
کیکن kayeken انسان یا حیوان مبتلا به کرم کدو
میشاک mishaak آویشن کوهی
پیش هدائن pish hedaaen ۱بالا آوردن – قی کردن ۲به جلو هل دادن
پا پور paa poor تفاله به خصوص تفاله ی چای
ججم jejem ۱گیاه چچم ۲کوچکترین جنبش،تکان مختصر
شورده بورده shoorde boorde نوعی بازی که در عروسی ها به اجرا در آید
مزرک mazerek از توابع خرم آباد تنکابن
ونشد vanshed از توابع چهاردانگه ی شهریاری بهشهر
قرقر ghar ghar از اصوات است – صدای کلاغ
لاجاخمو laa jaaKhmo رختخواب

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۰۰
mod_vvisit_counterديروز۳۹۶۷
mod_vvisit_counterاين هفته۸۷۵۴
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۴۵۰۹
mod_vvisit_counterجمع۱۳۹۵۵۹۴۰

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني