مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
سگ بویین sag baviyen بی اندازه ناراحت شدن – از کوره در رفتن
ریرا reyraa نامی برای زنان – تغییریافته ی لیلا
اورد evred ۱بد زشت و نازیبا ۲واژه ای که در مقام ناخوشایند استعمال شود ...
شا شالک shaa shaalek ۱آهسته آهسته راه رفتن ۲مراقبت کردن از اموالی که پنهان نموده ...
دورپچ door pech دمکنی – پارچه ای که جهت دم کشیدن برنج به دور دیگ می پچیند ...
وافت vaaft باز
پی کینگی بوردن pey kingi boordan عقب عقب رفتن
زمبلغ zambologh بسیار ترش
غارتوک ghaarook ۱غده ۲کسی که پیوسته غرولند کند
دوخته de vaKhte حیوان دوساله
خاروخشی khaar o kheshi به خوبی و خوشی – خوبی و خوشی – سلامتی و تندرستی
مرگه سرو marge sero نوعی نفرین به افراد پر حرف
نمشان مل nemaashaan mal نزدیک غروب
هندمال hande maal ۱خندقی که از خاک پر شده و اثرش به جای مانده ۲خندق پر شده
اوگو o go ۱نابود کردن ۲از بین بردن مال
اخلات – تره elaat tare مرزه – از سبزیجات خودرو
ممه mama ۱واژه ای است به معنی خوراک و غذا به زبان کودکان
خر سوار هکاردن Khar sevaar hekaarden بازیچه قرار دادن کسیاین اصطلاح برگرفته از رسمی تنبیهی در ...
روز مز rooz mez کارگر روز مزد
پیری گر peyori ger هم خوان – گروه خوان
اوچین – کشت oochchin kesht از انواع گردوبازی
انار – او enaar o ۱شربیتی با رب انار ۲افشره ی انار – آب انار
دنیا بموئن denyaa bemoen زاده شدن
گشنون geshnoon از توابع لفور واقع در شهرستان قائم شهر
شاق تیج هاکردن shaaghe tij haakordan ۱شاخ گاو نر جنگی را تیز کردن و آن را برای زخم کاری زدن آماده ...
درو دربن dar o darban در و پنجره
توس کش toos kash نام مرتعی درلفور
پپو papoo ۱ذرتی که بریان شود ۲باقی مانده ی برخی میوه جات نیم خورده ...
جله jelle به این زودی
خسو Khasoo خواب آلود
یارم مسی yaarem masi گیاهی با غده ای شیبه سیب زمینی که از آن ترشی تهیه کنند و از ...
جروزه دار jor veze daar نترس – شجاع
پکره pekare ۱مریضی که پس از بهبود،بیماری اش بازگشته باشد ۲از پا افتاده ...
گزینه آش gazine aash آشی که سبزی آن از گیاه گزنه باشد و در آخرین چهارشنبه ی سال ...
پلهم pelhem پلیم
رنگه range رنگ
قرایاق زندی gharaayaagh zandi از طوائف خواجه وند ساکن در کلاردشت
آب کناری aab kenaari در لغت به معنی کنار آب است
پروپی par o pey از راه به پایین تا مچ و پاها
سرخک serKhek نوعی برنج بومی
واش جار vaash jaar مزرعه ای که در آن علوفه می کارند
دزن dazen بچپان – فروکن – پرکن
تال مال taal maal رمه ی گم شده
حق بییتن hagh bayiten سهم خود را گرفتن دریافت حق و حقوق
خطر Khatar گیاهی است که در مزارع گندم روید و دانه های آن سیاه رنگ و ریز ...
غریب کوشی gharib kooshi کسی را چون غریبان بی کس به باد کتک گرفتن
دردنگ dordang بلند قد
برم barem پارچه های الوانی که به عنوان جایزه در مراسم کشتی بر سر چوب ...
قارق وان ghaaregh vaan نگهبان منطقه ی قرق شده
زفون ترار zefon tarraar زبان باز

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۹۲۸
mod_vvisit_counterديروز۲۳۷۰
mod_vvisit_counterاين هفته۹۲۸
mod_vvisit_counterاين ماه۲۸۴۸۱
mod_vvisit_counterجمع۱۱۵۹۹۱۵۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني