مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
گلین galyan از توابع جنت رودبار واقع در شهرستان تنکابن
خارنه khaarne صدای بینی و حنجره
بالا جلین baalaa jelin روستایی از دهستان استرآباد جنوبی گرگان است که در فارسی جلین ...
خزتو Khaztoo از توابع دهستان بندپی بابل
دم انداز وین dam andaaz veyan خودنما بودن – خودنمایی کردن
پاری وقت paari vaght زمانی – برخی اوقات
سالده salde روستایی از دهستان ناتل رستاق نور
کتروم katroom شکم بند،چوبی که در قسمت شیروانی ساختمان به کار رود
بیامه سی biyaame si برجی در اراضی امیرآباد لاریجان
کنس پا kenes paa از توابع میان رود واقع در منطقه ی نور
مچل mechel تخمی که به عنوان نشانه ی محل تخم گذاری در زیر مرغ قرار دهند ...
جق جغانی jeghjeghaani نوعی اسباب بازی مورداستفاده ی بچه ها که با صدای خاصی همراه ...
آفتاب تیره aaftaab tire پرتو شدید آفتاب تیغ آفتاب
ارکویه arkooya ۱دیوار سنگی ۲پشته
شیلار تخته shilaar taKhte مرتعی در روستای الستان کتول
گشاد ور goshaad var از اصطلاحات کارگاه پارچه بافی قدیم
مار وده maar vade شب اول عروسی که وسایل مورد نیاز میهمانی آن از سوی وابستگان ...
بدرا badraa ۱کسی که راه رفتن را به درستی انجام نمی دهد ۲راه بد و ناهموار ...
پچلیک pechlik نیشگون
چابسن chaabesen سرکیسه کردن – چاپیدن
گوشنیک gooshnik زیر گوشی سخن گفتن
بپیسته اشکم bapisteshkem کسی که باد شکمش بویناک است
جرف jorof جوراب
هفته شو hafte shoo مراسمی که در شب هفتم تولد نوزاد بر پا می شود
تلی tali ۱تیغ خار خارگیاه ۲تیغ ماهی
تب بزه کا tab bazekaa ۱نوعی بازی با توپ ۲قاپیدن
پجر pejer پس آب – فاضلاب – پس مانده آب روان
کرچ مار korche maar مرغ کرچ که جوجه آورده باشد
لمبوک – بزوئه lambook bazoe چوب کرم خورده و پوک
پلک بو pelke boo ۱بومی لحم – بوی مرغ و ماکیان ۲بو و مزه ی چیز خام
لسه کتار lase ketaar ۱آدم پر حرف ۲افشا کننده ی اسرار
آلو کلاته aaloo kelaate روستایی از دهستان استرآباد شمالی گرگان به مرکزیت سرخن کلاته ...
شور بزوئن shoor bazooen دام داران ظروف محتوی شیر دوشیده را پس از انتقال به ظرفی دیگر ...
هنشانین heneshaaniyen نشاندن
درنجه darenje کوفته شدن و رنجور گشتن
اندا endaa ۱اندازه ۲ مقیاس با چشم
در بند dar band ۱مواظبت – مراقبت ۲زندانی
چک هکاردن chak hekaarden اصابت کردن – برخورد کردن
هاننه haanane ۱آن مقدار – آن اندازه ۲اشاره به دور
پل مون pele moon نام پلی است،در مسیر راه نیاک از دهستان بالا لاریجان آمل
هال haal آل – جانوری خیالی
یاسه – مال – بین yaase maal bayyen لبریز بودن آب در جوی
یپور yapoor ۱سرکش ۲خود بزرگ بین
اوناژ – هاکردن oonaazh haakerden ا داری – اوداری
الی – بربر ali barbar نام گیاهی است
الجه alje ۱نوعی پارچه ی راه راه و مرغوب ابریشمی که با آن قبا دوزند ...
حرم ریه harom reye روده بزرگ
ستار بالا sataar baalaa روستایی از دهستان بیرون بشم چالوس
خوردیم Khordim رو به آفتاب
بندبوردن band baverden محوطه یا زمینی را دیوار کردن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۱۰۹
mod_vvisit_counterديروز۶۹۰۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۰۰۱۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۸۳۳۵
mod_vvisit_counterجمع۱۴۸۴۱۲۹۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني