مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
بیمک bimak از توابع دهستان هلو پشته ی شهرستان نور
تل گزنه tal gazne ۱نوعی گزنه – این گیاه در اوایل بهار در دل صخره می روید و ...
قملک ghomlak حرکت موزون کپل دختران و زنان به هنگام راه رفتن
رو roo ۱رخ – صورت ۲دشت
ماغوت maaghoot نوعی پارچه پشمی که در قدیم از آن قبا می دوختند
درین برین هکاردن darin barin hekaarden ۱خراب کاری کردن ۲افتضاح به بار آوردن
کلین کلاچی kalin kelaachi گوسفند سیاه و سفید و شاخ دار
خارمندی دشو khaarmandi desho دوشاب خرمالو،که از میوه ی خرمالوی وحشی به دست می آیداز این ...
پاپلی paappeli ۱چادر ۲گاوی که در زمینه ی پوست سفید رنگ آن لکه های سیاه باشد ...
ناسور naa soor عضوی که صدمه ببیند و پس از بهبود حساس باشدزخمی که التیام ...
زلغ zelegh نوزاد
کله قد kole ghad نوعی ناسزا به افراد کوتاه قد
رزه بویین reze baviyen خرد شدن – ریز شدن
پسغو pasghoo کمین – په کمین نشستن
اسرو asroo اشک چشم
قمبلکی شلوار ghomboleki shelvaar شلوار تنگ
سینه پوش sine pooosh جلیقه
پر خاخر per KhaaKher ۱خواهر پدر ۲عمه
ترتو tertoo آبکی
سالرود کلا saalrood kelaa از دهات مشهد سر بابل
دازا daazaa گون
آیل aayel مرغ انجیرخوار پری شاهرخ
یک کله yak kalle یک باره – ناگهان
سر بپریین sar bapperiyen ۱اضافه کردن ۲لبریز شدن ۳دور کردن – رد کردن
سرین serin روستایی نزدیک آلاشت سوادکوه
چرچر char char سور و عیش
لنگ مال هکاردن lenge maal hekaarden پایمال کردن
شهر بند shahr band از توابع ناتل رستاق شهرستان نور
توان هدائن tevaan hedaaen خسارت پرداختن – جریمه دادن
ریون riyoon از توابع دهستان خانقاه پی سوادکوه
پیر بابا خانی pir baabaa Khaani از مقامات و نغمات موسیقی در نواحی کوهستانی دو هزار و سه هزار ...
چرمه جار charme jaar نام مرتعی در حوزه ی کارمزد شهرستان سوادکوه
روشنده rooshende فروشنده
خاس خاس khaas khaas ۱لفظی برای رام کردن مرغ ۲حیوان رام ۳پرخواب
کفاک kefaak از توابع لفور سوادکوه
چو خط هکاردن choo khat hekaarden چو خط هکاردن
پیر زنا رشک pir zenaa reshk از گیاهان انگلی که بر روی درختان روید
زگ زگ zeg zeg اندک اندک
کل فتره بردن kal fetre borden بی تعادل قدم برداشتن
الیس elis عده ی زیاد گروه
زینب خون zeyneb Khoon تعزیه خوانی که در مجالس تعزیه نقش حضرت زینب را به عهده داشته ...
بن پری ben peri ۱بالا و پایین پریدن – جست و خیز کردن ۲جفتک زدن ۳یکه خوردن ...
رش rash رنگ قهوه ای روشن
قرقشه مله ghar ghashe male نام دهکده ای از بالا لاریجان واقع در منطقه ی آمل
مهمون تاجن mehmoon taajen پذیرایی کننده – کسی که میهمانان را پذیرای کند
حر دویین her daviyen حر دویین
پیش مدرو pish madro سکوی جلویی در ساختمان های چوبی و قدیمی
کنگه لس kenge les کسی که خایه مالی دیگران را کندکاسه لیس
شتل shetel فاقد طعم های مشهور ترش و شیرین و شور و گس بی مزه
توش toosh ۱جوش کوچک روی صورت یا بدن ۲بشتاب ۳زخم چشم ۴خارش

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۴۸۵
mod_vvisit_counterديروز۷۸۳۵
mod_vvisit_counterاين هفته۱۴۸۵
mod_vvisit_counterاين ماه۱۷۶۴۰۱
mod_vvisit_counterجمع۱۶۵۲۴۸۴۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني