مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
ارزت arzet روستایی از دهستان چهاردانگه ی شهریاری بهشهر
بیابو biaabo رفت و آمد – آمد و شد
اورسی oorsi اورسی – پنجره های مشبک قدیمی که به صورت عمودی باز و بسته ...
ششاک sheshaak خوشه ی پروین – صورت فلکی ثریا که شش ستاره دارد
قلعه ghale ۱از توابع بندپی واقع در منطقه ی بابل ۲از توابع نرم آب دوسر ...
کفرات kefraat از توابع چهاردانگه ی هزارجریبی ساری
قومبلی ghoombeli زن زیبا و خوش هیکل
زمره هادائن zemere haadaaan خیره شدن با تشر و ترش رویی
پورات pooraat ۱آت و آشغال که بر اثر سیل یا آبرفت رودخانه در گوشه ای انباشته ...
همندی اتر hemendi ater زمین وسیع و بایر که در آن علف های خودرو روییده است
پسال pe saal ۱به دنبال ماه نو ۲پایان سال
نرسی maressi کال – نرسیده – نارس
کمرودی kemroodi نام قبایلی در دوره ی هخامنشیان که در حاشیه ی دریای خزر به ...
بق چی bogh chi شیپورچی – مترادف بوق چی در فارسی است
شیش بویین shish baviyen ۱چوب خشک ۲کرخت شدن بدن
نفوس nefoos ۱فال بد ۲تعداد جمعیت
جاد jaad پسوند جمع و انواع
سرب sarb سرب
نسوم لبی nessoom labi نام مرتعی در آمل
پش شر pesh shar ۱پشت سر ۲مقداری از گندم،جو یا شالی که بلافاصله پس از درو ...
گور زا goor zaa بچه ای که پس از فوت مادر متولد شد
زانو zaanoo محل اتصال استخوان ساق و ران
مامزیر maa mezir کارگری که قرار داد یک ماهه بندد
عزیزک azizek از توابع بابلسر واقع در منطقه ی بابل
گراچک geraachek نام مرتعی درلفور واقع در شهرستان سوادکوه
دولاب doolaab ول خرج
هرنگ – برنگ hereng bereng از انواع بازی های بومی
تاشوکا taashokaa از انواع بیل که برای کندن زمین های سفت و عمیق به کار رود
جان کندی jaane kandi ۱با بی میلی کاری را به انجام رساندن ۲با فشار و زحمت کاری ...
مامایی maamaayi روستایی از شهرستان گرگان
بال ماس baale maas دست گیر و تکیه گاه – یاور – مددکار
مجار mejaar تفنگ سرپر مصرف معروف که نوع ساچمه زنی آن برد زیاد و شهرت ...
چارخیک chaar Khik شکمی که از پرخوری بر آمده شد
پتیک patik خمسه مستسرقه – پنج روز آخر سال که در گاه شمار سنتی به تعداد ...
یه گلی بخنسن ye gali boKhonessan به اندازه ی یک بند آواز خواندن
آلبالوئک aalbaalooak نوعی آلبالوی خودرو
ارغدال arghedaal ۱کاملا سوخته – هر چیزی که سوخته و زغال شده باشد ۲مفلس و بی ...
تسا tosaa درخت جنگلی توسکا
پاک بلشتن paak baleshten لیسیدن به صورت تام و تمام
پف کاردن pof kaarden دمیدن
جیزچال jiz chaal
میون خال meyoon Khaal از توابع بابل کنار بابل
پنیک pennik ۱نیشگون ۲یک تکه از چیزی ۳واحد اندازه گیری ۴خیلی کوچک
پل شاپور pele shaapoor پلی منتسب به شاپور ساسانی در منطقه ی قائم شهر
گز gez ور رفتن
نوبر noobar هر چیز تازه – اولین چین میوه
کل کس kale kos لفظی در تحقیر افراد کچل
چروک cherrook شاشو
چنگ و پر داشتن chang o par daashten چنگ و پر داشتن
اکرد o kerd از توابع دهستان چهار دانگه ی هزار جریب ساری

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۳۲۱
mod_vvisit_counterديروز۷۲۱۸
mod_vvisit_counterاين هفته۳۳۲۷۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۱۸۴۰۶
mod_vvisit_counterجمع۱۴۹۹۲۹۸۸

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني