مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تل تل tel tel ۱تکان تکان ۲حرکات پاندولی و اضافی بدن در حال راه رفتن
زور zaver بالا
سیاه بانگوم seyaa baangoom بادمجان
سر فروز بیاردن sar ferooz biaardan مطیع شدن – سر فرود آوردن
دکش وکش dakesh vakeshگونه اي بازي كه دو طرف بازي مي كوشند تا با كشيدن دست حريف ديگر،او را به خطّ مياني نزديك كنند
اتخل atKhel ۱کاری را بی هدف انجام دادن – کار بی هدف ۲تخمین زدن
کوهی گو koohi go ۱مرال ۲گاوکوهی ۳گوزن
هفت سنگ haft sang این بازی در بین دختران و پسران رایج است و تعداد بازیکنان ...
پیش کتی ون pesh keti van پارچه ای که روی پیشانی بندند
بوسا boosaa گربه ماهی
بتازن betaazen ۱با اسب حمله کن – پیش برو ۲اسب را با آخرین سرعت بدوان
مر mer ۱کم حال ۲جریان آرام آب ۳شیب ملایم ۴مهریه
کرد آباد kard aabaad از روستاهای واقع در منطقه ی کتول
گوخاسه go Khaase استراحت گاه گاو
دس بوک das book سوت زدن به کمک کف دو دست و دهان
دشت desht ۱درست ۲همه – کامل – تمام
بریجه کاردن berijekaarden سرخ کردن – برشته کردن
نشا چو neshaa choo چوب نشا – چوبی که توسط آن زمین را سوراخ کرده و نشا را در آن ...
چاشنی قوطی chaashni ghooti قوطی حاوی ادویه جات و چاشنی تفنگ سرپر
کلا kelaa خونی که از محل بریدگی به سرعت و با فوران بیرون ریزد
چش دکتن chesh daketen کسی یا چیزی را به صورت اتفاقی دیدن
بادوک baadok ماست خوری کوچک
زیفگال کیل zifgaal kil مرتعی جنگلی در جنوب شرقی لاشک کجور
حرفی harfi ۱هم کلام ۲پس از قهر طولانی آشتی کردن و با طرف مقابل هم سخن ...
شل شلی shel shrli لنگیدن – لنگ لنگان
پهمد pehmed خدمت
مالک maalek ۱انگل ۲صاحب ملک – ملاک
زمن zemen ۱شکوه هیبت ۲کسی که از هیبتش بترسند
بلو دم baloo dem ۱تیغه ی بلو ۲دسته ی چوبی بلو
چش – خنه chesh Khene کاسه چشم
نمک کلز nemak klez قله ای در کلاردشت چالوس
گالخن gaal Khan گلخن
زنگو زنگو zangoo zangoo سوسو زدن چشم در تاریکی
شود علف sheved alef گیاهی شبیه سبزی شوید که خوراکی نیست
برشک bereshek برشته – خیلی خشک
گولا goolaa چادر بزرگ
کاندو kaandoo زالو
خلیل مله Khalil male از توابع دسهتان پنچزاره ی بهشهر
سج sej آبی که از کیسه ی دوغ بچکد
ختن Khotan خوابیدن
تزم تزم tezem tezem ۱رجز خوانی نابجا کردن – فخرفروشی کردن و داد و فریاد نمودن ...
جرق jaregh
پی وری pi vari به سمت عقب – عقب عقبی
زک زک zak zak فریاد سگ که ناشی از درد است
پر پرو per peroo گرداندن کفگیر در ظرف غذا به هدف آمیختن مواد آن
سرد ماس sard maas ۱ناراحت – غمگین ۲دلخواه
او کش oo kash ۱کسی که آب از چاه می کشد ۲آبکش برنج
درینجه بویین darinje baviyen رنجه شدن و درمانده گشتن از خستگی
اموج emooj گاو نری که یک نوبت برای شخم آموزش دیده باشد
واختن vaaKhten ۱باختن ۲از دست دادن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۷۴۲۹
mod_vvisit_counterديروز۸۱۴۶
mod_vvisit_counterاين هفته۲۳۵۱۱
mod_vvisit_counterاين ماه۱۲۵۸۵۰
mod_vvisit_counterجمع۱۵۵۸۰۱۱۲

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني