مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
آوله aavle ۱تاولی که در اثر سوختگی ایجاد شود ۲مایعی که قبل از زاییدن ...
خوشال Khooshaal شاد – خوشحال
تبچی tabchi طبال – طبل زدن
بیامه سی biyaame si برجی در اراضی امیرآباد لاریجان
پغام په peghaam pe ۱پیغام فرستادن ۲به دنبال پیغام ۳از سر پیغام و اشاره،اجابت ...
اتاق etaagh اتاق – خانه
تروری tar varey بره ی نوزاد
اون جور oon joor آن طور – آن گونه
بال کونه baal koone فنی است در کشتی که کشتی گیر به طور ناگهانی دست حریف را به ...
سبز ماچکل sabze maachkol از انواع مارمولک
کربا karbaa ۱مهره هایی زردرنگ به اندازه ی یک بند شصت ۲گوسفند بدون گوش ...
دار چچا daar chechaa ریزش قطره ی باران از روی برگ و شاخه ی درختان
زمین زیار zamin ziyaar زمین زراعتی
نشتاک neshtaak پس آب
سو بزوئن soo bazooen ۱جرقه – نور متناوب ۲سوسو زدن نور
خومبئا Khoom beaa دیه – خون بها
سبز خمن sabze Khomen نام آبادی از دهستان فیروزجاه بابل
خرند Kharand ۱ایوان چیده شده با آجرهای قائم ۲آب راهه ی باریک دور حیاط ...
هروت horoot خسته و مانده کوفته
سرخ ده serKh de از توابع دهستان چهاردانگه ی شهریاری بهشهر
قیاردار ghiyaar daar دیگ لبه داری که دندانه و کنده کاری های یک دستی داشته باشد ...
بار – سری baar sari ۱بار و لوازمی که از طرف دختران و زنان به خانه ی داماد حمل ...
تیرجنگ tir jeng شاخه های در هم پیچیده
بهارچر behaar char چراگاه بهاره ی دام
کیس kis نام آبادیی از دهستان سجارود واقع در شهرستان بابل
پت پت دماسن pet pet demaassan به لکنت افتادن شخص به هنگام بان موضوعی خاص
بالشت baalesht بالشت – متکا
شد هکاردن shed hekaarden فاسد کردن
گرز gerz ۱گرز ۲نوعی علف،متعلق به ارتفاعات البرز،با ارتفاع یک متر ...
ریخته riKhte بی درنگ – پیاپی
پلا زیره pelaa zire زیره ی پلو – زیره ی وحشی
کله ونگ kalle vang صدای ته حلقی که به عنوان هلهله ی شادی برخیزد
مسجد جامع ساری masjed jaame saari حسن به اسفندیار درباره ی این مسجد نوشته است:مسجد جامع ساری ...
بتجان batejaan بران – بتاز
چرن charan ۱چرند ۲حرف بیهوده
پپوک papook برنج بریان شده
فرمان farmaan دستور فرمان
کرگاس kar gaas از توابع لنگا واقع در منطقه ی عباس آباد
په کل pe kal ۱پشت ۲بخش پشتی آغل گاو
درازون deraazoon از توابع دهستان بالا خیابان لیتکوه بخش مرکزی آمل
دغالچیین deghaalchiyen ۱مخلوط کردن – هم زدن و زیر و رو کردن – در آمیختن ۲پوشاندن ...
رفک refek سکو
جانکا jaanekaa گاو نر جوان اخته نشده ی قوی که از آن برای تخم کشی یا جنگ استفاده ...
گپ گپه gap gape ۱گفتگو ۲به گوش رسیدن صدای گفتگوی دیگران همهمه
سپیستاک sepistaak سوت
پرمتکا par metkaa متکایی که با پر انباشته شود
خشک لارک Kheshk laarek نام مرتعی در آمل
کلفه kelfe ۱سردرگم ۲رشته ی درهم پیچیده
رنگ زردی بکشین rang zardi bakesheyan ۱سختی و بیماری کشیدن ۲شرمنده بودن
کلارسی kelaarsi از دهات بابل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۱۰۱
mod_vvisit_counterديروز۴۲۹۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۰۱۰۸
mod_vvisit_counterاين ماه۴۹۴۱۵
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۲۰۰۸۷

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني