مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
تومن toomen تومان – واحد پول
لینگ تلاجی lingtalaaji ماهیچه ی پا
آتش کله aatesh kele اجاق گلی با سوخت هیزم
زیر و زور هاکردن zir o zaver haakerden زیر و رو کردن ۲منهدم نمودن
نتیجه natije نسل سوم
تخت گاه taKht gaah نام کوهی در سوادکوه
ریزه مال rize maal در اصطلاح دامداران البرز شمالی به گوسفند گفته شود
اسکی – محله aski mahalle از روستاهای هرازپی و دابوی جنوبی آمل
خرفیس Khar fis ۱آدم بدبو ۲متکبر – خودخواه
هدیون hadyoon هذیان
وابزه vaabazze در باور عوام غذایی که طلسم شده و خوردنش فرد با بد اقبالی ...
تفنگ بزوک tefeng bazook مرتعی پرتاسی در حوزه لفور سوادکوه
تجن او tajeno گذرگاه تیز و تند آب در رودخانه
دله دکتن dele daketen ۱سر رسیدن – ناخودآگاه وارد شدن ۲میان حرف دیگران پریدن
جمه لمر jeme lemmer دامن پیراهن – قسمت پایین پیراهن
تلنگون telangon ۱کم آوردن ۲کوتاه آوردن
سهن sehen سوهان
شیرهائیت shir haaeit از شیر گرفته شده
عوری oori رسوا رسوایی
خان دله Khaan dele ۱داخل خانه ۲پستو
سنجل senjel ۱حلرون ۲آذرخش در کتول
پنجو panj o جهت رشد یکنواخت ساقه و بوته ی شالی هر پنج روز یک بار کشت زار ...
ترش واشی torshe vaashi نوعی علف
چنگ cheng ۱فلج شدن و جمع شدن اعضای بدن در اثر گرفتگی عضلات ۲مجموعه ...
رخ رو بییتن reKhe roo baiyten پیوسته در حرکت بودن
امز ناجار emzene jaar نام قسمتی از زمین های کشاورزی دهستان دشت سر بخش مرکزی آمل ...
اوراتک غل ooraatekghal تپه ای در شرق الاشت سوادکوه
پاچی paachi از توابع دهستان بنافت ساری
گردشی gerdeshi ۱زمین و ملک مدور ۲تفریح – گردش – آدم اهل سفر و گشت و گذار ...
زاهد کلا zaahed kelaa ۱از توابع لاله آباد بابل ۲از توابع جلال ازرک بیشه سرجنوبی ...
خر جسدنک Khar jesdenak نوعی بازی محلی در کتول و استرآباد
آلوستان aaloostaan روستایی از بخش کتول در شمال غربی شهرستان کتول
جن کنش بین jon kannesh bayyen جان کندن – در حالت مرگ به سختی جان دادن
زیز هاکردن ziz haakerdan مور مور کردن در اثر درد
شلمی shalemi ۱از گیاهان هرز در مزرعه ی گندم ۲نوعی گلزا
الیکا elikaa از توابع دهستان اوزرود علیای نور
گلگا gelgaa ۱غوزه ی پنبه که در خال باز شدن باشد ۲گلوله شدهمچاله شده
لاره laare ۱جای سبز و خرم ۲نامی برای زنان
گو به گو go be go ۱وارد کردن گاوها به مزرعه ی پنبه قبل از برداشت ۲ازدواجی ...
ودد vaded غده ی چربی
حرمه او herme o آب سرزیر برکه ها و آب بندها که به صورت سیلاب جاری شود
تل زن شیش tale zan shish چوب تله ی پرنده گیری
هره – تر harre tar گفتگو کردن همراه با خندیدن
جاب ببین jaab babeyan پنهان شدن
چناربن مله chenaarben male از محله های قدیمی آمل
بیج bij ۱لپ ۲داخل دهان
کتخ katoKh کلوخ
درم daram
واجار هاکردن vaajaar haakerden به نمایش گذاشتن
ا سر o sar ۱آبشخور دام – محل آبخور کشتزار ۲کنار آب – بالای آب ۳آب روان ...

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۲۴۸
mod_vvisit_counterديروز۲۴۲۶
mod_vvisit_counterاين هفته۱۴۳۷۶
mod_vvisit_counterاين ماه۴۱۹۲۹
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۱۲۶۰۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني