مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
دریا دیم deryaa dim ۱ساحل دریا ۲به طرف دریا
بن وره ben vare از پایین
می رود پشت mirood pesht از توابع گنج افروز شهرستان بابل
هپی تک hepi tek گم – ناپیدار
تته بورد tate bord دشنامی برای مردگان به معنی فروتر رفته،زیرتر رفته
کوس به کوس koos be koos در فشار،در تنگنا
خش لش Khesh lesh چرکی که به آسانی از بددن خارج شود
پت پت pet pet لکنت زبان
بلییه baliyeh ۱امراض گیاهی ۲بلا
رم بنسن rem banessan به جنگل انبوه زدن – در پناه جنگل قرار گرفتن
بنکه beneke زیرزمین و یا طبقه ی هم کف هنگامی که خانه دو طبقه باشد
ویونگ vioong
کروبکشیین koroo bakeshiyen ۲به مرحله ی بذر دهی رسیدن گیاهانی مانند کاهو اسفناج ۲رشد ...
دگاردانیین degaardaaniyen ۱گرداندن – چرخاندن ۲ترجمه کردن ۳باز کردن
سرانگتن sar engetan ۱بار گذاشتن دیگ غذا ۲به بالندگی و نهایت رشد و ثمرآوری رسیدن ...
شقه زو shaghghe zoo حلوایی که از کنجد درست شود
پسکی paseki وارونه
آشوری aashoori روضه خوانی زنانه
دماری de maari گوساله ای که از شیر دو گاو تغذیه کند
سر نو بن نو sar noo ben noo از انواه گردوبازی
به بنک beh benak روستایی از شهرستان لاویج نور
سفید تمشک sefid tamashk از توابع دهستان بندپی بابل
درشو darshoo زواید – ضایعات
سوی را sevi raa سپیده دم
باسه baasesse پاره شده
خوردو Khoordoo کوچک
شیتونک shaytonak ۱دلقک همراه با بندباز ۲شاهین ترازو
خونی Khooni ۱چشمه ای در نور ۲در زبان تبری نامی عمومی برای چشمه سار است ...
درین برین هکاردن darin barin hekaarden ۱خراب کاری کردن ۲افتضاح به بار آوردن
سر و ور هاکردن sar oo var haakardan ۱ورانداز کردن ۲تعیین ارزش کردن – تخمین قیمت ۳نوازش کردن ...
ملیار melyaar دشت در برابر کوه
شپری shepperi ۱انبوه درختچه ۲نهال گیاه ۳سرشاخه های نازک و خشک گیاهان
مول کینگ شور mool king shoor از انواع پرندگان بومی
تعزیه خن taezeye Khon کسی که در یک گروه نمایشی مذهبی به نمایش رویدادهای مذهبی ...
چاتیرآ chaatiraa بز پیشانی سفید
سفالی sofaali ساقه های برنج دسته شده که دانه های آن را تکاندن و بر زمین ...
یلس yales روستایی از فیروزجاه بابل
ریزین rizin تیر و کمان کشی
بارک baarek برکر
چل chel ۱تکان – تکان ناگهانی ۲هول و هراس – دلهره ۳روغن حیوانات ...
تلوک tolook کم – مقدار کم
هشتیکه hashtikke از بلوکات انزان استرآباد واقع در شرق بهشهر
علف چر alaf char ۱مرتع – چراگاه ۲به چرا رفتن حیوانات
سلقه saleghe سلیقه
گردالو gerdaaloo فرفره
دار دار daar daar ۱در محیطی کوچک دور زدن و متوقف شدن
خرد مردون سی Kherd mardoon si از توابع دهستان بابلسر
خلی Kheli آب دهان
خوک زور Khooke zoor ۱سرگین خوک – مدفوع خوک
ممرز سره mamrez sere از توابع بندپی بابل

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۳۳۳۸
mod_vvisit_counterديروز۲۰۶۷
mod_vvisit_counterاين هفته۷۱۵۹
mod_vvisit_counterاين ماه۳۴۷۱۲
mod_vvisit_counterجمع۱۱۶۰۵۳۸۴

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني