مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
خیک چه Khik che خیک کوچک – انبان پوستی کوچک
بنگرم bengerom اتراق گاه هموار و گسترده در کنار راه که به هنگام کوچ مورد ...
سرکندا sar kendaa
منغ mangh گوسفند دو،سه و چهار ساله ی نر
غرباش gharbaash نوعی بیماری که از مصرف آب آلوده پدید آید
دل و دماغ del o demaagh حال و حوصله
سرین serin روستایی نزدیک آلاشت سوادکوه
باکله کپر bakkele keper بوته ی باقلا
بییتن baeiten بیتن
مجلف mejelogh ریز خرد
مشت مشت mashte masht ۱پر ۲ظرف انباشته از مایع در حد سرزیر
سرمن serman کوهی در نور
گیرما girmaa غده لنفاوی میان کشاله ران – شرم گاه
خرج Kherj هزینه – خرج
جرت هادان jert haadaan پاره کردن چیزهایی مثل کاغذ و پارچه
شد مرغنه shed merghene تخم مرغ فاسد
بسپارسن bespaaressen ۱سفارش کردن ۲سپردن
میزان هکاردن mizaan hekaarden ۱برقرار کردن تعادل ۲وزن کردن
سرجر اینگه sarjer inge سر به زیر – کسی که خجول و سر به زیر است
آسمان روز aasmaan rooz نام یکی از روزهای مازندرانی مطابق با تقویم تبری
ترزیه tarziye تعزیه
اگره agare از دهکده های متروک و قدیمی فخرالدین واقع در استرآباد رستاق ...
وزن vazon ۱گرداب ۲نقطه ای از بلندی که آب از آن بیرون زند ۳آبگیر
پس آردن pas aarden پس آوردن – عودت دادن مال – بازگرداندن
تنجه انفوت tanje anfoot نوعی اردک کمیاب
ده او de o ۱نام مکانی در جنوب التپه ی بهشهر ۲نام مکانی در بالاجاده ...
سک sok سکعلامت و لفظ ندا در برخی بازی های بومی
گوارس goaars ارزن
گلگ galg درحین – هنگام
ولغ بزئن velagh bazoen فریاد ناگهانی زدن
پایین شمشک paaein shemshek روستایی از دهستان روش آباد شهرستان گرگان مشهور به شموشک ...
شاجه کینگه shaaje kinge دسته ی جارو
برک کوتندنه lark kootendene لریک دینگئه
بمبول bambool ۱حیله و مکر ۲چاق و چله ۳دبه کردن و اختلال در معامله
تن داشتن tan daashten قبول داشتن – اعتراف کردن – پذیرفتن
مرجون سر marjoon sar از توابع ولوپی قائم شهر
کلیز keliz ملاقه ی چوبی
سنجل senjel ۱حلرون ۲آذرخش در کتول
شاری shaari از توابع بیرون بشم کلاردشت
ترک تریک tarak terik از اصوات،به معنای صدای زیر و با فاصله
ری انگتن rey angetan راهی کردن
سه وجین se vejin وجین سوم زراعت
اون چیه oon chiye ۱چیستان ۲آن چیست؟
بلنی belenni بلندی – جای مرتفع
کرین karin از توابع گیل خواران قائم شهر
کته kate پلوی دم پختک
سرآخر sar aaKher پایان – سرانجام
چارده chaarde یکی از روستاهای شرق کردکوی که در شمال بالا جاده واقع است ...
کلگی kllegi ۱آنچه بر سر چهارپایان زنند و افسار را بدان متصل کنند ۲نوعی ...
سز soz سبز

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۵۳
mod_vvisit_counterديروز۳۱۰
mod_vvisit_counterاين هفته۸۶۳
mod_vvisit_counterاين ماه۸۶۳
mod_vvisit_counterجمع۱۱۵۶۳۶۴۱

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني