مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
آسنی aasni افسانه داستان
قارق وان ghaaregh vaan نگهبان منطقه ی قرق شده
هوازندین hevaazendiyen ۱دنبال کردن ۲فراری دادن – گریزاندن
چو هور دنک choo hoor dennek ۱اردک نوک پهن – اردک ۲نام پرنده ای است
برج رادکان borj e raadkaan به شماره ثبت آثار ملی ۱۴۵این برج نزدیک روستای رادکان و در ...
انگن angen ساس
خون را دنگوئن Khoon raa dengooen ۱خون راه انداختن ۲به کار خطرناکی مبادرت ورزیدن
سرخاب sarKhaab از دهات بار فروش بابل
چوم لاک choom laak جوجه های کوچک
بحری قوش bahri ghoosh قوش دریایی
نرجیکا nar jikaa گنجشک نر
بئو baoo ۱از انواع سوسک – نوعی موریانه ی موذی ۲حشره به زبان کودکان ...
پسین فردا شو pasin ferdaa sho چهارشب دیگر
لد هدائن lad hedaaan ساییدن سبزی توسط سنگ و سپس خشک کردن آن
عاشق دل aashegh del عاشق
مندول mandool از توابع علوی کلای چالوس
آب مال aab maal روستایی از توابع دهستان بیشه سر قائم شهر
بواردن bevaarden ۱در بازی پیروز شدن ۲ازدواج کردن
بنمسن bemessan ۱شبیه بودن ۲خیال کردن – تصور کردن – به تصور آوردن – پنداشتن ...
سیزه sizze سیزده
کاکرون kaa karoon اتراق گاه – محل بازی
بخوسندی baKhosendi ۱خوابانده شده ۲مرغ کرچی که بر تخم خوابانده باشند ۳ترشی انداختن ...
شرجه sherje شیرجه
دراز دمباله deraaz dembaale ادامه دار طولانی
خراک پجی Kheraak paji خوراک پزی
تیره tire ۱ستون فقرات ۲نوی پارچه
پاگیزون paa gizon مکانی مناسب جهت اطراق کردن و نشستن به هنگام گردش و تفریح ...
پره pare ۱پریروز ۲تالار کوچک محل نگاه داری دام ۳داس ۴انبارک کنار ...
نغنده – هکاردن naghende hekaarden دوختن لحاف و زیرانداز
رک و رو دکتن rek o ro daketen به راه افتادن کودک
دس بن ببین das ban babeyan ۱از کار افتادن،ناتوان شدن ۲به کاری مشغول شدن
دماسان domaassaan گیر بده – بچسبان – بندکن
نترس maters آدم بی باک – شجاع
چل chel از توابع دهستان میان رود بالای شهرستان نور
یه باله سر ye baale sar واحد اندازه گیری جهت تعین مقدارمثل:مقدار هیزمی که میان بازوی ...
کرچ کلاغ koerche kelaagh نوعی کلاغ،کلاغ زاغی
قولنگ ghoolang
مانگله maan gele ۱دانه ی گندم نیم رس که پس از تفت دادن بر روی آتش به عنوان ...
تب لت tab lat از انواع بازی های بومی استوسیله ی بازی عبارت است از:یک عدد ...
اورازیین evraaziyen رازنده بودن
تکله tekele ۱دیوانه و جنون زده ۲سگ هار
چپ چدار chap chedaar بستن یک سدت و یک پای ستور به هم،به گونه ای که نتواند بگریزد ...
پاچوب paa choob نوعی چوب قیم که به صورت جفت چپ و راست برای عبور از گل و لای ...
فرمن farmon دستور فرمان
گوزخارچی gooz Khaarchi
کنک وره کی kenk vareki عقبی – پسکی پس روی – عقب گرد
مج mej لگد کننده این واژه به گونه ی پسوندی کاربرد دارد
پی کمر pi kamer نام مرتعی در آمل
دره مغزی dare maghezi دره ای در منطقه ی حفاظت شده ی جهان نمای کردکوی
تله چالی tale chaali چاله تله که فرار پرنده ی به دام افتاده از آن ناممکن است

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۴۷۶۳
mod_vvisit_counterديروز۵۳۹۹
mod_vvisit_counterاين هفته۲۴۵۸۲
mod_vvisit_counterاين ماه۱۴۶۶۹۰
mod_vvisit_counterجمع۱۳۵۶۲۶۵۵

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني