مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
ار جنبش – حرکت
کئوک kaooek کبودی
نشاس neshaas نشاکردن برنج
اودنگه تیر oo dange tir بازی شب های عروسی،حنابندان و شب نشینی های مردم کوه نشین ...
هاگرد haagerd ۱برگرد – امر برگشتن ۲دور بزن گردش کن
گلم به گلم gelem begelem ۱نشای پر پشت ۲دانه های درشت برف ۳دانه به دانه
خر سر موسی Khar sar mooosaa ماهی کوچک اندام آب شیرین که شبیه اسپله یا اسپیلی است
پلم سر paleme sar گل و میوه ی گیاه آقطی
پسنک pessenak سنجد
سوجن soojan چراغی که بر مزار روشن می کردند
کزه زلف kaze zelf زلف نرم
اور چال oor chaal نام مرتعی در آمل
مرخ mereKh کوچک – کم – اندک
جورا jooraa جای بند شلوار
قارماق ghaarmaagh چماق
روهین roohin قلعه ای تاریخی که در منطقه ی سوادکوه قرار داشته است
حف hef در مقام تاسف و به معنی:حیف
چش chesh ۱چشم ۲رغبت ۳مانوس شده – عادت ۴در سانسکریت ایکشن
نرگس کتی narges keti ۱از توابع دهستان بندپی بابل ۲از توابع دهستان میانرود نور ...
دار رسن dar rasen ریسمان پشمی مخصوص قرار دادن کندوهای عسل بر فراز درختان
باساک baasakaak چشمه ای در روستای یخکش بهشهر که واساک نیز گفته می شود
گل بلند galbeland ساق بلند
لپر laper ۱زمین آب خیز و هموار ۲ازتوابع بابل کنار ۳توابع بندپی بابل ...
آسیوکلم aasiyoo kelem آس
پاره پندلیک paare pendelik پاره – چیز کهنه و مندرس
هابین haabiyan شدن
بی سرتکیه bisar takiye ۱تکیه های که نپار داشته و به طور معمول در بهار و تابستان ...
شنش shanesh استفراغ قی
لایه laaye نوبت
آرد غالچین aard deghaalchiyee آمیختن آرد و آب باهم و ورز دادن آن و خمیر ساختن
گت مار gate maar مادر بزرگ
مخک meKhak گل میخک – قرنقل ۲نوعی زگیل و زایده در کف پا
انه – پچوکی anne pechooki به این کوچکی – یک ذره – مقدارکم
کم بین kam bin تنگ نظر – حسود
تا دکشین taa dakeshiyen عبور دادن نخ از سوراخ سوزن و دیگر ابزار دوزندگی
گت ترین gat terin بزرگترین
لاگ بنه واش laag bene vaash نوعی علف هرز که شبیه پیچک است و در سطح زمین گسترده شود
په – کله – سی pe kele si ۱بخش پایین اتاق ۲کنار اجاق اتاق
سر دس بکشیین sar das bakeshiyen نوازش کردن
خشکه هزار Kheshke heraaz نهری است که از رودخانه ی هرازآمل منشعب شود
آنام aanaam ۱موطن ۲وکسی که در جایگاه یا خانه ای زندگی کند و به آن انس ...
هر غم harghem گردوی کوچک درگردوبازی
ترتیزک tartizek ۱سبزی شاهی
خر خر Kher Kher خرناس
اوچار oochaar اچار
نخون naKhoon ناخن
نچ noch ۱شاخه ی نورسته ی درخت ۲نهال نورسته
فرس fares گاو نری که برای بارکشی تعلیم داده نشده باشد
نسق nasagh ۱قباله ۲تنبیه
بالاس baalaas از توابع دهستان دو هزار شهرستان تنکابن

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۷۷
mod_vvisit_counterديروز۶۹۰۶
mod_vvisit_counterاين هفته۷۴۸۳
mod_vvisit_counterاين ماه۱۸۵۸۰۳
mod_vvisit_counterجمع۱۴۸۳۸۷۵۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني