مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
آرس مار aares maar زنی که به عنوان مادر عروس نقش راهنما داشته و همراه عروس به ...
پاره paare پارچه ای کهنه و زبر که بعد از قشو پشت اسب را با آن تمیز کنند ...
سوم doom
شتر ناز sheter naaz از ریز مقامات موسیقی منطقه ی استرآباد ۲شتر+ناز تکه ای سازی ...
پچکول pechkool تفحص و جستجو
هویز haviz
خش بخت Khesh baKht خوشبخت
سنجد دار senjed daar درخت سنجد
هارنیکنه haarniklne از ادوات و متعلقات جا جیم بافی سنتی
پشت پلی peshte pali ۱تن و بدن ۲پشت و پهلو
پیربمرد piyer bamerd پدر مرده – نوعی نفرین
پشخار pashKhaar غذای پس مانده
چکر cheker چاق
راس رجوم raas rajoom ۱راست و مستقیم ۲باب طبع
پله گوش pele goosh گوش تیز و بلند
تش تو tashe too ۱غم و غصه – رنج و اندوه – بی تابی ناشی از رنج ۲حرارت و تف ...
پیف هاکردن pif haakerdan ۱مانند حباب متورم شدن ۲پف کردن خمیر نان و کیک و غیره ۳زاییدن ...
تخ teKh صوتی منع کننده و بازدارنده برای کودکان – صوتی برای بازداشتن ...
حلق میز halghemiz خفه شدن در اثر بسته شدن حلق
تئی teeI تویی تو هستی
جا به جا – داشتن jaa be jaa daashtan در جاها و زمان های مختلف شرایط متفاوت داشتن
مرسه واش merse vaash علفی شبیه قصیل و خوراک دام
ساق پیچ saagh pich پاتاوه
میان باری meyaan baari برنجی که از نیم دانه بزرگتر و از برنج معمولی ریزتر استبرنجی ...
تک مجش tak mejesh تنها گام زدن – تک روی
چمبله chambele چوب خمیده ای که به شکل عدد پنج درست شده و در آن طناب را قلاب ...
تیئن teyen ۱تابه ۲دیگ کوچک
چارپول chaar pool دوشاهی
پوس خنی poos Kheni چشمه و مرتعی در لاشک کجور
امر emer دره ای در کلاردشت چالوس
دکل کمر dekal kamar قله ای به ارتفاع ۴۰۶۰ متر در کلاردشت
کلیمه kelime خانه ی چوبی کلبه
خروک Kherook آفتاب گیر
کوره koore محل افروختن آتش آهنگران و هر چیزی که آتش را در آن جز به قصد ...
شیردن shirdon شیردان گاو
پرپرک par parak ۱جیرجیرک ۲پروانه
ریه په reye pe از توابع دهستان بندپی بابل
جدو jedo ۱زخمی که سرش باز شده ۲زخم بسیار عمیق و عفونی
گلی هدائن geli hedaaen برای جلوگیری از چرا کردن دام،قطعه چوبی کوتاه را که به دو ...
فرش و کتره forshokatre فحش و دشنام
کر کرک مست بیین ker kerek mast biyen کنایه از:شنگول و شاد بودن
دار ریشه daar rishe ریشه ی درخت
سزی sezi رنگی برای گاو
شل شنه shele shone شانه زدن بر موی خیس
اشپل eshpel سوت
نشاس neshaas نشاکردن برنج
فرم feram فراهم – آماده
ول وییاز val viyaaz خمیازه
پرک پسو parek pasoo خار و خاشاک
تسکاهال toskaa haal نهال نورسته و جوان توسکا که شل نیز نامیده می شود

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۱۹۲۳
mod_vvisit_counterديروز۳۵۸۰
mod_vvisit_counterاين هفته۲۳۲۳۱
mod_vvisit_counterاين ماه۶۳۶۳۰
mod_vvisit_counterجمع۱۱۸۰۲۸۹۹

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني