مازندراني به فارسي آوانگاري فارسي به مازندراني
نل nel ۱نگذار – مانع شو ۲فعل نهی
چابچی chabchi دروغ گو – دروغ باف
هپل hepel ۱هوای ابری ۲سریع تند
لوچه پیچ loche pich اشاراتی که بین دو نفر برای تکذیب حرف شخص ثالث با لب و حرکات ...
اترا – سر atraa sar روستایی در بندپی بابل
بچکانیین bachekaaniyen چکاندن
هارون haaroon کوهی در هفت کیلومتری جنوب شهرستان کتول و به ارتفاع ۱۷۵۰متر ...
نفس بسوتن nafes basooten از نفس افتادن بر اثر جنب و جوش بسیار
ده کل لیفا de kal lifaa چوب دو شاخه که بیشتر در خرمن و برای زیر و رو کردن کاه برنج ...
حرامی haraami حرام زاده
میس قله mis ghelle نام تپه ای در لفور سوادکوه
سسریک seserik جرقه هایی که از میان آتش می جهد
قرناف ghernaaf ۱در مقام استیضاح کسی به کار می رود ۲کسی که زیر نافش ورم کرده ...
ازارسی – تسکاچو ezaarsi teskaachoo از توابع دهستان بابل کنار بابل
هدائن hesaaen ۱دادن – ادا کردن ۲افزودن – افزون کردن
آشنا aashnaa ۱موش درشت اندام ۲سنجاب ۳در اصطلاح به افراد لاغر و بدقیافه ...
فندری نام آور fenderi naam aaver از توابع بالاتجن قائم شهر
نوکله no kele نوکاسه – کسی که تازه تشکیل زندگی داده باشد
دره دم dare dom از توابع دهستان جنت رود بار تنکابن
انجیل – دشو anjil desho دوشاب انجیر
زاری مله zaari male از توابع میان دورود ساری
کهول kohool فاصله میان کمر و ران و پشت لگن خاصره
برکت – بین barket bayyen ۱دامداران از این واژه در بیان پایان یافتن وقت شیردوشی در ...
کرئو keraoo گربه ی نر بزرگ
چش دکت chesh daket از چشم افتاده – کسی که به سبب اعمال ناشایست طرد شود
لد بکشین lad bakeshiyen کشاندن – کشان کشان
بیپا bipaa سست بنیان
راس راسکی ras raasseki از روی راستی – از سر درستی و صدق
مناسه کلا menaasekelaa از توابع لاله آباد بابل
اینک را – اونک را inak raa ownak raa نوعی بازی که در آن بازیکنان به ردیف نشسته،پاهایشان را دراز ...
جافر jaafer ۱از طوایف ساکن در کتول ۲تلفظ ویژه ای از نام جعفر در کوهستان ...
پیم pim نیم سقفی که درون اتاق و بالای اجاق قرار داشت و شالی را به ...
چراغه حال cheraaghe haal چراغه+حال نغمه ای سازی است مربوط به لـله وا که به معنی روشنایی ...
تخته روگیر taKhte roogir نوعی روتختی که بر روی آن گل دوزی می شد
خراکی Kheraaki خوراکی – خوردنی
کل دم kole dom دم کوتاه – چوب نوک تیز و زوبین دار از جنس شمشاد که در معبر ...
باجلو baajloo از محله های قدیمی آمل
اترا etraa ۱گیاهی باتلاقی که با آن حصیر بافند ۲سبزی کوهی ۳خرده کاه ...
سرساب بین sar saab bayyan متوجه شدن – آگاه شدن
چشم پله cheshm pele پلک چشم
سنگ سامن sange saamon تعبیه ی سنگ در مرز فاصل دو زمین که تعیین کننده ی سامان دو ...
ورف وجون varf vejoon نام مرتعی در حومه ی شیرگاه سوادکوه
بانسر کلا baansar kelaa روستایی از دهستان پنجک رستاق نوشهر
سگ سار مله sag saar male
دسه کشی dasse kashi یارگیری برای دعوا
پی رج pey raj اثر و نشانه ی عبور – رد و جای پا
حرف په harfe pe ۱دنباله ی سخن ۲براساس قول و حرف
چتر chater زلف موی چتری پیشانی دختران
زاغله هکاردن zaaghele hekaarden جدا کردن پوست سبز گردو
وشتلک واز veshtelek vaaz پریدن ناشی از شادی

آمار سايت

mod_vvisit_counterامروز۵۶۳
mod_vvisit_counterديروز۳۷۶۰
mod_vvisit_counterاين هفته۱۱۴۵۴
mod_vvisit_counterاين ماه۵۵۲۷۴
mod_vvisit_counterجمع۱۱۷۹۴۵۴۳

نظر سنجي

ميزان آشنايي شما با زبان مازندراني